مصاحبه » گفتگو با مادر شهیدی که سه فرزندش جلوی چشمانش پرپر شدند

حمیرا موالی یکی از شیر زنان کردستانی است که 3 فرزندش در جلوی چشمانش پر پر شدند و پدرش بر اثر گلوله های ضد انقلاب به دیدار حق شتافت .

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

به گزارش خبرنگار پیشمرگ روح الله، استان کردستان در هشت سال دفاع مقدس به عنوان نوک پیکان نبرد با دشمن بعثی نقش ارزنده ای را از خود به یادگار گذاشت. در این حماسه ی جاودان و ماندنی همه اقشار جامعه دخیل بودند، هرکسی به تناسب توان خود به انجام تکلیف پرداخت، جمعی سلاح بر دوش گرفتند و به مقابله با دشمن رفته، عده ای به انجام امور پشتیبانی پرداختند و گروهی نیز بی گناه فرزندانشان در جلوی چشمانشان پر پر شدند، اگرچه خیلی ها در این راه جان بر سر پیمان نهادند اما حضورشان دشمن شکن بود.

 

ای شهیدان کجایید تا خاطره کجایید تا به ما بفهمانید خدا به همه کسی لیاقت شهادت نمی دهد. خداوند بندگانش را گلچین می کند و بهترین ها را به عرش می برد تا آنان دیگر در میان گنهکاران این دنیای خاکی تنفس نکنند و به جایی که در خور شأنشان است، هجرت نمایند.

 

یکی از چند صد هزار خانواده شهید ایران اسلامی، خانواده موالی هستند، با این تفاوت که این خانواده 3 فرزند و پدر خود را تقدیم اعتلای نظام مقدس اسلامی کرده‌اند.

 

نگاهت را رها می کنی روی چهره صورتش. از پشت صورت فرسوده او می توانی سالها رنج و محنت را بخوانی. سالها سختی و سوختن. سوختنی که پاداشش بی گمان بهشت است.


حمیرا موالی یکی از شیر زنان کردستانی است که 3 فرزندش در جلوی چشمانش پر پر شدند و پدرش بر اثر گلوله های ضد انقلاب به دیدار حق شتافت هر چند سختی های روزگار صورتش را شکسته کرده بود اما وقتی سخن از فرزندانش می شد ناخود اگاه ذهنش به ان دوران برمی گشت، دوران خفقان که تمام مردم از کوچک و بزرگ در معرض تهاجم قرار داشتند.


صبح روز 8 اسفند 1369 هوا بسیار سرد بود و برف نم نم می بارید، یوسف 12 ساله، لیلا8 ساله و یاسر 4 ساله همراه دوستانشان جلوی در خانه مشغول بازی کردن بودند، ناگهان قلکی توجهشان را جلب می کند جلوتر که می روند و به ان دست می زنند هر 3 گل پر پر می شوند و به دیدار باقی می شتابند آری این داستان مادر این 3 شهید است که امروز هم یادشان از خاطرش نرفته است با او همکلام شدیم تا داستان زندگیش را با هم بخوانیم؛


لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
حمیرا موالی 52 ساله و دبیر جامعه شناسی و اقتصاد فرزند شهید سید احمد موالی و مادر 3 شهید می باشم.


از حادثه ان روز سرد زمستانی برایمان بگویید؟
صبح روز 8 اسفند سال 1369 زمانی که هواپیماهای رژیم بعث در هر جا سرک می کشیدند صدای انفجاری مهیب از جلوی خانمان امد و صدای بقالی را شنیدم که فریاد می زد و اسم بچه هایم را صدا می زد گویا ان لحظه  خدا پر از دنیایی ایمانی قوی در دلم نهاده شد، جنازه هایشان را که تکه تکه شده بود در آغوش گرفتم همسرم در ان زمان به روستاهای دور افتاده نفت می بردند نمی دانم ان روز را چطور به غروب رساندم تا همسرم برگشت، بغض گلویم را گرفته بود اما نمی توانستم گریه کنم همسرم وقتی ماجرا را دید تا یک هفته نتوانست یک کلمه هم حرف بزندروزهای خیلی سختی بود...


 از نحوه ی شهادت پدرتان توضیح دهید؟
پدرم فردی متدین و باایمان بود، با انکه سواد چندانی نداشت اما هوش و ذکاوت  فوق العاده ای داشت بسیار باتجربه بود و همه چیز را درست پیش بینی می کرد و مرتب می گفت من عاشق ان پرچمی هستم که اسم (الله) بر روی ان نوشته شده است. پدرم روزه و نماز و اخلاصش شهره ی خاص و عام بود و اوقاتش را صرف قرائت قران می نمودف زمانی که عناصر ضد انقلاب شرارت را در منطقه آغاز کردند پدرم از ان ها تنفر داشت، گاهی اوقات می گفت وقتی افراد گروهکی را می بینم بغض گلویم را می گیرد و نفس در سینه ام حبس می شود و احساس بدی نسبت به انها دارم و لذا دفاع وظیفه همه ی ماست. ضد انقلاب از پدرم به خاطر عشق و علاقه به امام خمینی متنفر بود و روزی که برای نماز مغرب از مسجد بیرون امد توسط گروهک های ضد انقلاب بر اثر گلوله با وضو به شهادت رسید.


دیدگاه مردم را نسبت به خانواده های شهدا چطور می بینید؟
متأسفانه دیدگاه بعضی از مردم این است که فرزندان خانواده های شهدا بی سواد هستند و هیچ گونه علمی را فرا نگرفته اند و اگر دانشگاه یا مدارج علمی را طی کرده و به خاطر ایثار گری های اعضای خانواده شان بوده و به استعدادهای ان ها توجه نشده است، لذا باید دیدگاه ها و نگاه های منفی بعضی از مردم نسبت به خانواده های شهدا تغییر کند.


حرف اخر شما...؟
از مسئولین دست اندر کاران نظام به عنوان یک مادر شهید این خواسته را دارم  که به خواسته ها و نیازهای انان چه شغلی و چه معنوی و مشکلات عدیده ای که از طرف سازمان های دولتی برای ان ها پیش آمده توجه کنند.


انتهای پیام/