کلام شهدا » شهید محمد جعفری: مکتب پیشمرگان مسلمان کرد مکتب قرآن است

بعد از پاکسازی منطقه دهگلان از لوث وجود گروهک ها، یک فایل صوتی از شهید محمد جعفری فرمانده سپاه شهرستان دهگلان به یادگار مانده است.


به گزارش پیشمرگ روح الله، متن بیانات شهید محمد جعفری در این فایل صوتی به این شرح می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده محمد جعفری پیشمرگ مسلمان کرد، در حال حاضر مشغول به خدمت هستم. به علت فقر، بدبختی و وضع منطقه در زمان طاغوت، نتوانستم در زمینه اسلام آگاهی بیشتری پیدا کنم.

قبل از این که امام به ایران بیاید، ما در دهگلان بودیم. ما عده  کمی بویدم و نمی توانستیم قیام کنیم. هر روز حکومت نظامی در روستا برقرار بود و همیشه زیر نظر بودیم، تا اینکه خدا مردم مسلمان را کمک کرد و انقلاب اسلامی پیروز شد و ما که عده کمی بودیم شروع به فعالیت کردیم.

ما کمیته ای به نام کمیته انقلاب اسلامی بخش دهگلان را تشکیل دادیم و تعدادی هم اسلحه هم به دست ما افتاد و با نگهبانی در منطقه، از راهزنی در جاده ها جلوگیری می کردیم.

تا قبل از اینکه هیئت حسن نیت وارد کردستان شود، ما به خوبی می توانستیم در منطقه فعالیت بکنیم و مردم را آگاه کنیم.

هیئت حسن نیت هدف بخصوصی داشتند که هدفشان کشورهای بیگانه بود و افرادی را در کردستان به کار گماشتند که جوانان ما که پاسدار انقلاب اسلامی بودند نتوانند فعالیت کنند و تمام ملت ایران می دانند که غائله کردستان دسیسه چه کسانی بود. و به وسیله این اشخاص، گروهک ها قدرت پیدا کردند و ما مسلمانان که در خفقان قرار گرفته بودیم با تأسی از حضرت محمد (ص) مجبور به هجرت شدیم.

در مدت مهاجرت ما که در شهرستان های همجوار بودیم، گروهک های ضد انقلاب دموکرات و کومله، برادران مسلمان ما را اذیت می کردند و زمانی که ما این برخورد گروهک ها را دیدیم، تصمیم گرفتیم مسلح شویم و با آن ها بجنگیم و برای همین سازمانی را تشکیل دادیم به نام سازمان پیشمرگان مسلمان کرد و از مناطق کامیارن و پاوه شروع به فعالیت کردیم که بتوانیم منطقه را از دست کفار پس بگیریم؛ تا برادران مسلمان ما که از اسلام آگاهی داشتند بتوانند در منطقه فعالیت بکنند و افرادی را که گروهک ها مغز آن ها را شستشو داده بودند به راه اسلام هدایت کنند.

موقعی که ما دیدیم مردم مسلمان کرد در چه خفقانی قرار گرفته اند، تصمیم به آزادسازی کامیاران را گرفتیم. مسلمانان به خاطر اینکه قرآن به دست کفار نیفتد، جانانه در مقابل آن ها ایستادند.

ما پیشمرگان مسلمان کرد و پاسداران وقتی جنایات گروهک ها را می دیدیم، دیگر تحمل نداشتیم و به خاطر حق، از همه چیز گذشتیم و بنده هم علی رغم اینکه سواد قرآنی و سواد فرهنگی به آن صورت ندارم، حس کردم که به دستور امام باید از همه چیز گذشت و به هیمن خاطر من از زندگی و خانواده خود گذشتم و تا با پاکسازی کامل منطقه کردستانات، ایران و کشورهای دیگر از لوث وجود کفار، به اسلام خدمت کنم.

زمانی که ما در هجرت بودیم گروهک های کومله و دموکرات و فدایی خلق، با زدن برچسب هایی ناروا به خانواده ما، آن ها سنگ باران می کردند و آن ها را اذیت و آزار می کردند و هر شب خانه ها را بازرسی می کردند و وسائل منزل پیشمرگان را به بیرون می ریختند و پدر و مادر مهاجرین را می گرفتند و زندانی می کردند و به همین خاطر پدر و مادر ما مجبور بودند از این مکان به آن مکان جابجا شوند.

صدای مردم مظلوم منطقه دهگلان به گوش ما می رسید که چگونه از دست این افراد کثیف زجر و عذاب می کشیدند و فریاد می زدند و ما پیشمرگان مسلمان کرد تصمیم به آزادسازی منطقه گرفتیم.

در تاریخ 29 فروردین ماه (1359) با آغاز عملیات از طرف روستای گنجی به شهر دهگلان آمدیم و در این عملیات سه تن از برادرانمان به درجه شهادت نائل آمدند و چهار نفر هم زخمی شدند و دهگلان از چنگ این کفار غاصب آزاد شد.

مردم مسلمان دهگلان با دیدن ما پیشمرگان مسلمان کرد خوشحال شدند و به داخل خیابان ها ریختند و شعار الله اکبر سر دادند؛ چون ماهیت گروهک ها برای مردم مشخص شده بود.

بعد از اینکه ما مدتی در دهگلان مستقر شدیم، پاکسازی روستاهای اطراف را در دستور کار خود قرار دادیم و فعالیت خود را برای آزادسازی بخش بلبان آباد آغاز کردیم. در یکی از روستای کوچک بلبان آباد، گروهک ها سیصد کتاب را توزیع کرده بودند که داخل حتی یکی از این کتاب ها کلمه بسم الله وجود نداشت. گروهک ها در این منطقه لجن به جا گذاشته اند و ما باید این کثافت گروهک ها را پاک می کردیم.

گروهک ها، جوانان مستضعف ما را تحریک کردند که شما باید برای شورایی برای خودتان تشکیل دهید. و این جوانان که در فقر و ناگاهی بزرگ شده بودند، بدون اینکه چیزی از اسلام بدانند، پرچم داس و چکش به دست گرفتند. ولی با پاکسازی منطقه از لوث وجود گروهک ها، همین جوانان مستضعف با اسلام راستین آشنا شدند و توبه کردند.

گروهک ها با تبلیغات دروغین بر علیه پیشمرگان و پاسداران، چهره این مسلمانان را در نظر مردم بد جلوه داده بودند، ولی وقتی ما منطقه را آزاد کردیم مردم با چهره واقعی پیشمرگان مسلمان کرد آشنا شدند و این دسیسه گروهک ها هم لو رفت. و این طبقه مستضعف آگاه شدند که این گروهکی های از خدا بی خبر، مردم را به سوی فساد و نابودی می کشانند.

و گروهک ها هر روز در یک لباس و یک پوشش، سعی می کنند که مستضعفان، طرفدار اسلام نشوند. ولی اگر همین طبقه مستضعف آگاه شوند، مشت محکمی بر دهان این خود فروخته ها خواهند زد؛ چون دیگر ماهیت گروهک ها برای مردم روشن می شود و مردم می فهمند که چه ظلم هایی به آن ها شده است.

ما پیشمرگان مسلمان کرد اگر در این راه کشته شویم، باز هم راه پیشمرگان مسلمان کرد ادامه دارد و راه ما راه اسلام است. پیشمرگان مسلمان کرد خدمت در راه اسلام را انتخاب کرده اند و در راه قرآن جهاد کرده اند.

ما پیشمرگان مسلمان کرد مصمم به شهادت در این راه هستیم. هدف ما وحدت است و مکتب ما مکتب قرآن است.

من از طرف خود و برادران پیشمرگ مسلمان کردم اعلام می کنم: تا آخرین قطره خون خودمان در راه اسلام می جنگیم و از مکتب خودمان یعنی اسلامی عقب نشینی نمی کنیم و به یاری خدا به راه امام خمینی ادامه می دهیم و پیش خواهیم رفت.