شهید محمود احمدی

محمود احمدی
  • نام : محمود احمدی
  • تاریخ تولد : 1316/5/17
  • محل تولد : روستای چشمه قلی شهرستان بیجار
  • تاریخ شهادت : 1360/12/5
  • محل شهادت : مفقود الاثر

شهید محمود احمدی

 

بسیجی شهید محمود احمدی در روز هفدهم مردادماه سال 1316 در روستای چشمه قلی شهرستان بیجار دیده به جهان گشود. پدرش محمد علی به کشاورزی مشغول بود و مادرش نجیبه خانم به امور خانه رسیدگی می کرد.

 

محمود در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت و بعد از آن خود را آماده کار کرد تا باری از روی دوش خانواده اش بردارد. سال 1334 ازدواج کرد و صاحب 5 فرزند پسر و 3 فرزند دختر شد.

 

شهید محمود احمدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران در آمد و برای دفاع از انقلاب اسلامی سلاح به دست گرفت. نزدیکان و اقوام محمود، به صورت دسته جمعی برای دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی راهی جبهه های حق علیه باطل شدند ـ برادرش اسدالله و فرزندش سهراب نیز به شهادت رسیده اند ـ .

 

روز پنجم اسفندماه سال 1360 بود که محمود به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمد و بعد از تحمل شکنجه های فراوان به شهادت رسید. نیروهای ضد انقلاب هیچ گاه خبری از محل دفن پیکر مطهر شهید محمود احمدی به خانواده اش ندادند و شهید محمد احمدی جزء شهدای مفقود الاثر کردستان محسوب می شود.

 

همسر شهید محمود احمدی خاطره ای از روزهای اسارت همسرش نقل می کند:

 

برای ملاقات با همسرم به زندان توریور رفته بودم. وقتی با ایشان روبرو شدم، متوجه شدم نیروهای ضدانقلاب تمام بدنش را شکسته اند. علتش را پرسیدم، اما همسرم چیزی نگفت. دوباره سوال کردم! در جوابم گفت: ناسلامتی این جا زندان است، خانه خود آدم که نیست.

 

اما من با این جواب ها قانع نمی شدم. از من اصرار بود و از محمود انکار. تا این که لب به سخن گشود و گفت: «شکنجه هایی که این جا به ما می دهند، نمونه اش در تاریخ نیست. این جماعت بارها دست و پایم را توی روغن داغ کرده اند و تمام دندان هایم را شکسته و خورد کرده اند. نه غذای درست و حسابی داریم و نه از حمام و نظافت خبری است».

 

وصیت شهید نسبت به فرزندانش:

 

فرزندان عزیزم نگران من نباشید، الحمدلله نگرانی خاصی ندارم. سلام من را به پدر و مادرم برسانید. اگر چنانچه نیروهای ضد انقلاب من را کشتند، ناراحت نشوید؛ چون خداوند در قرآن فرموده است: «کلٌ نفسٍ ذائقه الموت» « هر نَفْسى چشنده مرگ است » یعنی هیچکس تا آخر دنیا نمی مان. تنها سفارشم این است که بدهی‌ مرا پرداخت نمایید.