شهید اسماعیل احمدی

اسماعیل احمدی
  • نام : اسماعیل احمدی
  • تاریخ تولد : 1341/4/10
  • محل تولد : شهر حسن آباد یاسوکند بیجار
  • تاریخ شهادت : 1362/6/5
  • محل شهادت : روستای کوله دیواندره

شهید اسماعیل احمدی

 

پاسدار شهید اسماعیل احمدی فرزند ابراهیم و رحیمه خانم در روز دهم تیر ماه سال 1341 در شهر حسن آباد یاسوکند بیجار دیده به جهان گشود. اسماعیل با آمدنش به خانه­ محقّر و روستایی پدر و مادری که با کشاورزی و باغداری امرار معاش می کردند رونق بخشید.

 

والدینش با عشق به اسلام عزیز و فرزند حضرت ابراهیم نبی(ع)، نام اسماعیل را برای او انتخاب کردند. ایّام کودکی اسماعیل در میان بازی­های کودکانه و در فضای معنوی خانواده­ ای متدیّن سپری شد و اسماعیل بعد از آن برای یادگیری علم و دانش در دبستان شهر ثبت نام کرد و هم­چون غالب روستا زادگان در تحصیل علم به پایان دوره­ ابتدایی اکتفا کرد و سپس در کنار سایر اعضای خانواده در عرصه­ باغداری و کشاورزی به فعّالیّت پرداخت.

 

اسماعیل به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی شانزده سال داشت و از انقلاب نوپای اسلامی همراه ملّت بزرک ایران اسلامی طرفداری می کرد. همزمان با شکل­گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با علاقه­ ای وافر به عضویت این نهاد در آمد و به دفاع از میهن اسلامی پرداخت. اسماعیل در شرایطی که کشور در مرزها با رژیم بعثی عراق و در داخل با گروهک­های ضّدانقلاب درگیر جنگ بود به عضویّت سپاه درآمد و پس از گذراندن دوره­های آموزش نظامی به منطقه عملیاتی دیواندره اعزام شد.

 

شهید احمدی خود را وقف اسلام و انقلاب کرده بود و در این راه فداکاری می کرد. بر این باور بود که او و امثال او باید فداکاری کنند تا اسلام زنده بماند. بر اساس تکلیف و ادای وظیفه لباس رزم پوشید تا پاسدار دین باشد. ایشان پاسداری از انقلاب را بر خود واجب می دانست و در این راه شهادت را آرزو می کرد.

 

دو سال از عضویت اسماعیل در سپاه می گذشت که با دختر مورد علاقه­اش ازدواج کرد و زندگی ساده­اش را آغاز نمود.

 

مدتّی کوتاه از ازدواجش می گذشت که پس از ماه­ها ایثار و فداکاری و حضور در چندین عملیات و درگیری در روز پنجم شهریور ماه سال 1362 در روستای کوله دیواندره به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش پس از تشییع در میان حزن و اندوه فراوان مردم وفادار به اسلام و انقلاب در زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

فرازهایی از وصیّت­نامه شهید:

 

ساعت را دقیقه شماری می کنم تا شهادت نصیبم گردد. ای معبودا! ای خالق من! توفیق شهادت را به من عطا کن.

 

وقت آن رسیده که از اسلام و ناموس خویش دفاع کنیم. خدایا فرصتی به ما عطا کن تا قدس عزیز را نجات دهیم و اسرائیل غاصب را که حق برادران فسطینی ما را می خورد، از بین ببریم.

 

به دوستان و برادرانم توصیه می کنم در راه اسلام و مکتب الهی آن بکوشند و پیرو خط آن مرجع تقلید امام خمینی بت شکن باشند. اگر شهادت نصیب من شد بر من گریه نکنید؛ چون دشمنان اسلام فکر می کنند که شما مرا بیشتر از اسلام دوست داشته اید.