شهید درخشش دهقانی‌ ­

درخشش دهقانی‌ ­
  • نام : درخشش دهقانی‌ ­
  • تاریخ تولد : 1344/3/4
  • محل تولد : شهر سریش آباد -قروه
  • تاریخ شهادت : 1362/9/22
  • محل شهادت : بانه

شهید درخشش دهقانی‌ ­

 

 نام مادر: زینب ­ نام پدر: اسماعیل

 تاریخ تولد: 1344/3/4

 محل تولد: شهر سریش آباد -قروه

 تحصیلات: دیپلم انسانی‌

 وضعیت شغل: پاسدار وظیفه

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 تاریخ شهادت: 1362/9/22

 محل شهادت: بانه

 نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله

 محل دفن: گلزار شهدای‌ زادگاهش

 

 درنگ:

 

 شهید با درود به امام امت و شهدای‌ کربلای‌ ایران و به روحانیون وصیت خود را آغاز کرده و به گفتگوی‌ عاشقانه با خداوند می‌پردازد. وی‌ از دوران کودکی‌ خود می‌گوید و با بر شمردن زحمت های‌ پدر و مادر خود از آنها قدردانی‌ می‌کند. شهید بازماندگان را به ادامه راه شهدا فراخوانده و آنها را به صبر توصیه می‌کند. شهید از ادای‌ دین خود در راه انقلاب و اسلام می‌گوید و پرهیزگاری‌ خود را نتیجه راه یکتاپرستی‌ می‌داند. وی‌ شهدا را احیا کننده عاشورا و زنده کننده دین و قرآن خوانده و شهیدان را بشارت می‌دهد به اینکه هنگام شهادت سر بر زانوی‌ حسین بن علی‌( ع) می‌نهند. وی‌ در پایان با ابیاتی‌ با مضمون ناپایداری‌ دنیا وصیت خود را پایان می‌بخشد.

 

وصیت نامه شهید درخشش دهقانی‌ ­

 

[ به نام خدا]1

 درود فراوان ب[ ه] امام امر امت خمینی کبیر رهبر انقلاب و درود ب[ ه] روان پاک شهدای کربلای ایران و درود به روحانیون یا هو اولین نام مبارک یزدان پاک هُو است چرا که 1 شخص اگر در هنگام سرمای شدید دستهایش از صورت سرما یخ زده باشد جلو دهان برده بنای هوهو کردن را می گذارد از برکت نام پاک خدای بزرگ دست یخ زده گرم می شود. بالعکس موقع آشامیدن آب گرم مجدداً همان کلام هو را در زبان جاری و آب گرم سرد می شود و هر جنبنده ای چه در بیداری و چه در خواب در موقع کشیدن نفس هو و در پس دادن نفس هو می گوید اگر هو در جنبنده قطع شود می میرد پس دانستیم هُو اولین نام خدا می باشد.

 بسم الله الرحمن الرحیم، به به، چه نام نشاط آور و تسکین دهنده بر هر گناهکاری و شفابخش بر هر درمانده ای. خدای مهربان با نام پاک تو و با کلام ساده خود سخن را آغاز می کنم و راز نهانی خود را چون نور خورشید اندک اندک ب[ ه] روی صفحه کاغذ گسترانده که بیننده ای از راز نهانم آگاه شود. آنچه ب[ ه] یاد می آورم در سن چهار سالگی پدر مرا با مهر و محبت پدری ب[ ه] خود جلب کرده و با دادن شیرینها سی‌ [ و] دو کلام خواندنی را ب[ ه] من یاد داد، تا اینکه محبت پدری چون ریسمان در گردنم و در قلب من جای گرفت، در ایام طفولیت یعنی در پنج سالگی چهارصد شعر فارسی از ادبیات آموختم و زبان زد خاص و عام شده بودم و محبت من در قلب مردمان این روستا جای کرده بود و از من تقاضای خواندن شعر می کردند و حالا می دانم [ قدر] زحمات فوق العاده پدری را. تمام شعرهای یاد داده پدر مهربان تماماً در کت[ ا] بهای حافظ و سعدی و غیره بوده است که اندک اندک در دوران تحصیلاتم ب[ ه] چشم می خورد. خدایا من حقیر چه گونه تلافی جبران ناپذیر را از پدر مهربان کرده باشم. هان، چیزی ب[ ه] نظر رسید، قرض دار اگر چنانچه نتواند ادای دین کند ناچار فرار می کند که در میان مردم طلبکار باعث آبروریزی او نشود. و من هم در این دنیای دو روزه نتوانستم آن طوری که رضایت پدر مهربان است حاجات او را برآورده توی طبق اخلاص گذاشته دو دستی تقدیم وی کنم. مثل معروف ست گفته اند کوه ب[ ه] کوه نمی رسد آدم ب[ ه] آدم می رسد. ای سمع

 1 . دست نوشت روی‌ برگ خط دار نوشته شده که برگ سوم چرک نویس تمرین ریاضی‌ مربوط به قضیة تالس است. در برگ دوم دست نوشت نام و امضای‌ شهید دیده می‌ شود و در انتهای‌ برگ سوم امضای‌ شهید آمده است.

 

ادامه وصیت نامه

 

شنواها اندک اندک ب[ ه] راز نهانم گوش فرا دهید؛ قلب مُحبان، یعنی پدر و مادر مهربان، از شیشه نازک و از برگ بید لرزانتر است. چه گونه ابراز نهان کنم که به شیشة قلبها آسیبی برسد و در نزد پروردگار خویش شرمنده باشم. رومی رومی زنگی زنگی، پدر عزیز معشوق در جلو چشمم جلوه می دهد و مرا ب[ ه] خود جلب می نماید. نه معشوق آلوده کننده به معصیت، بلکه جلا دهنده قلب و شفادهنده روح [؟]1 و العاقل فیه الاثمالی[ کذا] خدایا قَسَمَت می دهم به سرور شهیدان حسین( ع) در عوض زحمات هیجده ساله پدر مهربان و مادر عزیز صبر و اجر خیر ب[ ه] آنان عطا فرما آمین یا رب العالمین.

 آن دم که با تلاوت نمودن آیه صدیقه عمل مشروع انجام و فرزندانی صالح ب[ ه] دنیا می آید که برای حاکمیت دین اسلام و قرآن شهید می شوند و درود بر آموزگارانی‌ که بینایی‌2 ما رهین منت آنهاست آنچه در نهاد داریم به عرصه3 ظهور می آوریم.

هنگام آن رسیده که به توانایی4 بپاخیزد و از یار و آشنا ح[ لا] لیت و پوزش تقصیر گذشته را بخواهد.

 پدر و مادر و خواهر و برادر، قبل از مرگ خویش داغ دیده ها را وداع کند، چراکه وطن و زادگاه آبا و اجدادی ما در محاصره خصم است باید دفاع کرد وجب ب[ ه] وجب باید با خون شهدا دشمن را از خاک بیرون راند و درخت انقلاب را با خون جوانان وطن آبیاری کرد. ای کاش مرگ[ ی‌ چون] شهادت مرا در آغوش می کشید. که شهادت چون محبت پدر و[ از] شیر مادر شیرین تر است. بهشت در دو جا نص[ ی] ب آدم می شود یکی در زیر پای مادران و دیگری در بوم شهادت که در جلو گلوله گرم دشمن دست و پا زنند، آن وقت پدر و مادر کجایند که سر فرزند خود را در دامن بگیرند. بشارت باد شهیدان را قبل از آن که خبر شهادت را ب[ ه] پدر و مادر برسانند سرور شهیدان حسین بن علی( ع) سر شهید را روی زانو مبارک خود می گذارد چرا که شهید احیاءکننده روز عاشورا و زنده کننده دین و قرآن است.

 پدر و مادر عزیز اگر شهادت نص[ ی] ب من شد حلالم کنید، چرا موی سیه فام خود را در راه فرزندان خود چون شیر سفید کرده اید و من هم جز مخارج و زحمت دنیوی عایدی برای شما نداشتم که جبران کنم فقط عاید من این بود که در صحرای پهناور5

 1 . در اصل وصیت: ... و ..

 2 . در اصل وصیت: بینائی‌

 3 . در اصل وصیت: ارثه

 4 . در اصل وصیت: توانائی‌

 5 . در اصل وصیت: پنهاور

خدای بی همتا که ب[ ه] جز او یار [ و] یاوری نداشتم بنای راز و نیاز با خالق خویش و راز نهانم را در صفحه کاغذ آشکار نمایم. و قلبم از برای پدر مهربان1 و مادر و برادران و خواهران دور افتاده فشرده شد و قطرات اشک بر چشمم جاری [ گشت] گویا مژده شهادت ب[ ه] من رسید پدر و مادر خودِ شماها و اهل خانواده می دانید که از اول عمرم ب[ ه] غیر از یکتاپرستی راه دیگری نپیمودم2 و به تمام اهل آبادی هم عیان است که ب[ ه] غیر از محبت آزاری نرسانده ام. پس هرکسی حسابش پاک است از خدا بی باک است. خداوند معصیت کاران را کیفر می دهد و من هم گناهی در خود نمی بینم که از مرگ بترسم. پدر و مادر اگر خبر شهادت مرا شنیدید ناراحتی ب[ ه] خود راه ندهید چراکه قرآن می فرماید شهیدان زنده اند3 پس بر حال آن کسی گریست که از دنیای پنج روزه با بار سنگین و معصیت چشم از جهان فانی بربندد،

 باقی راز نهان در دل من پنهان است

 باکی از خصم ندارم همره من قرآن است

 ای خدا صبر عطا کن ب[ ه] پدر مادر من

 بر برادر و عزیزان دگر خواهر من

 در عرض چند روزی این خاطره ها را نوشتم و گفتم مبادا اجل مهلت ندهد اگر عمر باقی ماند وصیت نامه حسابی و مفصلی‌ نوشته و به چاپ می رسانم این را بدانید دنیای فانی وفایی4 ندارد نیکی و بدی ثمره هر دو جهان ست.

 پایاناً پدر عزیز و مادر مهربان این را بدانید هر روز عاشورا و ایران کربلا است. هرجا شهید که افتاد همانجا آرامگاه اوست فکرهای بیهوده ب[ ه] خود راه ندهید و شما والدین محترم هم ادامه دهنده راه شهدا باشید، قدمی یا قلمی یا درمی‌. و برادرانم یکی پس از دیگری ادامه دهنده راه انقلاب باشند تا اینکه به برادر خود ملحق شوند.

 درود خدا ب[ ه] روان پاک سرور شهیدان حسین مظلوم حسین جان، شهیدان را می بینم ب[ ه] یاد پرپر شدن5 جوانان کربلا می افتم اشک چشم مهلت نمی دهد فریادرس است دیگر بس است.

 1 . در اصل وصیت: و مهربان

 2 . در اصل وصیت: نه پیمودم

 3 . اشاره به آیه 169 سوره آل عمران ( ولا تحسبن الذین قتلوا فی‌ سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهّم یرزقون/ البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده به حیات ابدی‌ شدند و در نزد خدا متنعّم خواهند بود.)

 4 . در اصل وصیت: وفائی‌

 5 . در اصل وصیت: شده

 

ادامه وصیت نامه

 

هنگام مرگ مبادا زبانم یارای‌ اشهد را نباشد               اشهد ان لا اله الا الله1

 رجال ما که بمردند زنده در کفنند / که هرکه مُرد شد آسوده، زنده در سختی است

 هیجده سال ای پدر و مادر مهربان برای من زحمت کشیده اید خاطره های جبران ناپذیر شما والدین نمی رود از یاد، و شما مرا متقی و پرهیزگار تحویل جامعه دادید اگر عمر باقی ماند و از شرّ دیو سیرتان جهانخوار نجات یافتم من هم آنچه از دستم برآید ب[ ه] جامعه در راه انقلاب و اسلام انجام وظیفه می نمایم. در غیر این صورت اگر ب[ ه] شهادت رسیدم و با خون خود شجره2 طیبه3 انقلاب را آبیاری کرده ام و هم در مقابل زحمات پدر و مادر که مُهر محبت شماها در قلب من اثر گذاشته در عوض زحمات جبران ناپذیر پدر ناتوان و مادر همیشه خسته در کنار گهواره من. یک نهال صبر کاشته ام که ثمره آن شکر ب[ ه] درگاه باری تعالی است. ولی بر من عیان است چه [ حاجت]4 به بیان است.

 زنده نمانم من و بماند این یادگار / نظم و خط و عکس من بعکس من پایدار

 خون شهیدان ما بر شجر انقلاب / رُشد دهد تا شود دین مبین برقرار

 شود موثر فنا ولی بماند اثر / این چه معمّا بود تفو بر این روزگار

 پدر اندک راز نهانم را ب[ ه] وقت چند روز در صحرای پهناور بانه و محور آن ب[ ه] عنوان وصیت نامه نوشت ه[ ام]. در ایام مرخصی‌ در میان کت[ ا] بهای‌ ب[ ه] جای‌ مانده خود گذاشتم من دانم بعد از شهادتم برای‌ تسلی‌ قلب، آن طوریکه تشنه برای‌ آب جستجومی‌ کند.

 شما هم برای‌ وصیت نامه جستجو خواهید کرد ولی‌ هم با نبودن وقت5

1 . در اصل وصیت بعد از اشهد ان لا اله الا الله آمده است: پدر پدر پدر پدر مادر مادر برادر برادر خواهر آه

 2 . در اصل وصیت: شجریه

 3 . در اصل وصیت: طیب به

 4 . در اصل وصیت: صاحب

 5 . پاراگراف انتهایی‌ بصورت حاشیه در برگ سوم دست نوشت آمده است.