شهید داوود زمانی هلاغی

داوود زمانی هلاغی
  • نام : داوود زمانی هلاغی
  • تاریخ تولد : 1341/10/10
  • محل تولد : شهرستان تهران
  • تاریخ شهادت : 1362/5/31
  • محل شهادت : روستای‌ سرشیلانه کامیاران

شهید داوود زمانی هلاغی

 

متولد سال 1341 در یکی از محله‌های قدیمی تهران بود. در سال 1347 به مدرسه رفت و تا پایان مقطع راهنمایی درس خواند. در مقطع راهنمایی بود که با شور انقلاب همراه شد و به فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم منفور پهلوی پرداخت؛ به طوری که بعدها برای همسر خود تعریف می‌کرده است، در بیشتر زنگ‌ها سر کلاس درس حاضر نمی‌شد و در خیابان‌ها و کوچه‌های شهر و گاهی هم در محیط مدرسه به پخش اعلامیه امام(ره) می‌پرداخت.

 

در پی پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی و تأسیس سپاه به عضویت آن نهاد مقدس درآمد و در لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) مشغول به خدمت شد.

 

در تیرماه سال 1369 جانشینی پاسگاه عملیاتی سپاه گهواره را پذیرفت و پس از یک سال به سپاه پاسداران روانسر انتقال یافت و فرمانده گردان عملیاتی آنجا شد.

 

در مهرماه 1361 به منطقه لون سادات کامیاران آمد و با همکاری نیروهای تحت امر خود آن منطقه را از دست گروهک های ضدانقلاب آزاد کرد و پایگاهی در آنجا بنا نهاد که ماه بعد با دختر روحانی مبارز شهید ملا عبدالقادر بزرگ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک فرزند پسر است.

 

اخلاص عجیبی داشت. یک رنگی و صداقت در وجود او موج می‌زد. تظاهر و دورنگی را به خاک می‌انداخت. کسی را دوست می‌داشت که انقلاب و نظام اسلامی را دوست داشت و کسی را دشمن می‌دانست که با انقلاب و نظام به مقابله برخاسته باشد. به امام عشق می‌ورزید، نیروهای سپاه را بسیار دوست می‌داشت، از ضدانقلاب به شدت متنفر بود و به معنویات علاقه خاصی نشان می‌داد.

 

به گفته همسرش بیشتر اوقات در منزل خود مراسم دعا و روضه برگزار می‌کرد و خیلی اوقات او را هم همراه خود به دعای کمیل و توسل می‌برد.

 

وی که خود نیز فرزند شهید است می‌گوید: یادم هست که بعد از شهادت پدرم هر روز صبح برای او قرآن تلاوت می‌کرد و طلب استغفار می‌نمود.

 

بیش از اندازه متواضع و خاکی بود؛ هیچ‌گونه غروری در وجود او وجود نداشت؛ هیچ‌گاه خود را برتر از دیگران نمی‌دانست و شهری و روستایی بودن را ملاک برتری نمی‌دانست و بیشتر به تقوی و انسانیت می‌اندیشید و از کمک کردن به دیگران لذت می‌برد.

 

در سی و یکم مردادماه 62 گروهک های ضدانقلاب نامه کاذبی را از طرف اهالی روستای سرشیلانه روانسر مبنی بر اعلام آمادگی آنها در خصوص پیوستن به نیروهای سپاه نوشته و به شهید زمانی دادند.

 

شهید زمانی بلافاصله همراه شهید اردستانی و چند نفر دیگر از همرزمان خود به طرف آن روستا به راه افتادند. وقتی که به داخل روستا رسیدند، کسی را مشاهده نکردند؛ در این هنگام شهید اردستانی از ماشین پیاده شد که آب بخورد، اما ناگهان صدای شلیک گلوله بلند شد و شهید اردستانی به زمین افتاد.

 

بعد از به زمین افتادن این شهید درگیری شدیدی شروع شد، تروریست ها در مواضعی که از قبل پیش‌بینی کرده بودند کمین گرفته بودند و به نیروهای شهید زمانی مجال تیراندازی را نمی‌دادند؛ بعد از آنکه شهید اردستانی تیر خورد، شهید زمانی از ماشین پیاده شده و خواست که او را به داخل ماشین منتقل کند، اما خود نیز از ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

 



 

 نام مادر: فاطمه ­ نام پدر: قدرت الله

 تاریخ تولد: 1341/10/10

 محل تولد: شهرستان تهران

 تحصیلات: سوم متوسطه

 وضعیت شغل: پاسدار

 وضعیت تأهل: متأهل

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 تاریخ شهادت: 1362/5/31

 محل شهادت: روستای‌ سرشیلانه کامیاران

 نحوه شهادت: اصابت گلوله به کمر

 محل دفن: بهشت زهرای‌ تهران

 

 درنگ:

 

 شهید با زنهار درباره توطئه اجانب داخل و خارج کشور، مردم را به حفظ انقلاب و استفاده از رهنمودهای‌ امام فراخوانده است. وی‌ با حلالیت طلبیدن از خویشان و اقوام وصیتش را به پایان برده است.

 

وصیت نامه شهید داود زمانی‌ هلاغی‌

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین1 1362/2/9

 این انقلاب احتیاج به خون شما جوانان دارد و شما مردم مسلمان و مومن باید تا آخرین لحظه از این انقلاب اسلامی دفاع کنید و [ ما باید] دست اجانب را که در داخل و خارج دست به توطئه علیه این انقلاب می زنند از سرزمین اسلامیمان کوتاه کنیم. ای مردم پشت این انقلاب را داشته باشید و همیشه دعاگو2 [ ی‌] امام باشید و خدای نکرده نکند که ، این انقلاب را سست3 بگیرید و اجانب در میان شما رخنه کنند و شما را نابود سازند4 امام را دعا کنید که خداوند [ به] واسطه5 دعاهای شما به او طول عمر عنایت فرماید و او نیز با رهنمودهای خود شما مردم را از آستانه سقوط به بهشتی جاودان راهنمایی6 کند. ای مادر من از زحمات بی دریغ تو کاملاً تشکر می کنم، ای مادر زبان و قلم من گویای زحمات تو نخواهد بود، ای مادر مرا حلال کن و مرا ببخش. ای پدر مهربان و زحمتکش من، ای کسی که مرا نان دادی و بزرگ7 کردی مرا حلال کن و ببخش.

 ای برادران من شما نیز از من راضی باشید و مرا ببخشید و ای کسانیکه وصیتنامه مرا می خوانید و گوش8 می کنید مرا ببخشید و حلالم کنید و به غایبین9 نیز بگویید10 مرا ببخشند و حلال کنند. و ای کسانی که به خاطر من گریه11 می کنید من بنده ناچیز درگاه12 خداوندم، به خاطر امام حسن و امام حسین گریه13 کنید. دیگر مزاحم وقت گرانبهای14 شما نمی شوم. به امید پیروزی15 رزمندگان16 اسلام داود زمانی 62/2/9.[ محل امضاء].

 1 . ( به نام خداوند شهیدان و راستگویان). وصیت در یک برگ بدون خط نوشته شده و ممهور به مهری‌ است که به دلیل پاک شدگی‌ قابل خواندن نیست.

 2 . در اصل وصیت : دعاکو

 3 . در اصل وصیت: سوست

 4 . در اصل وصیت : سازنند

 5 . در اصل وصیت: بواسطه

 6 . در اصل وصیت : راهنمائی‌

 7 . در اصل وصیت : بزرک

 8 . در اصل وصیت : کوش

 9 . در اصل وصیت: غائب ها

 10 . در اصل وصیت: بکوئید

 11 . در اصل وصیت: کریه

 12 . در اصل وصیت: درکاه

 13 . در اصل وصیت : کریه

 14 . در اصل وصیت: کرانبهای‌

 15 . در اصل وصیت: پیرزوی‌

 16 . در اصل وصیت : رزمندکان