شهید شمس الله عبدالملکی

شمس الله عبدالملکی
  • نام : شمس الله عبدالملکی
  • تاریخ تولد : 1342/3/2
  • محل تولد : روستای‌ قلعه - قروه
  • تاریخ شهادت : 1361/9/25
  • محل شهادت : موچش کامیاران

شهید شمس الله عبدالملکی

 

 نام مادر: دختربس ­ نام پدر: علی‌ اکبر

 تاریخ تولد: 1342/3/2

 محل تولد: روستای‌ قلعه - قروه

 تحصیلات: تا اول متوسطه رشته اقتصاد

 وضعیت شغل: پاسدار

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 تاریخ شهادت: 1361/9/25

 محل شهادت: موچش کامیاران

 نحوه شهادت: اصابت گلوله

 محل دفن: زادگاهش

 

 درنگ:

 

 شهید از روستای‌ قلعه شهرستان قروه در 2 بخش وصیت خود را نوشته است. در قسمت اول به چگونگی‌ شناخت خود از انقلاب و امام می‌گوید و از آرزوی‌ شهادت در راه حسین( ع) و جنگ با کفار تا ظهور حضرت مهدی‌( عج) و مبارزه با عوامل داخلی‌ و خارجی‌ مواردی‌ را بازگو می‌کند. وی‌ در ادامه چگونگی‌ ورود به سپاه پاسداران را بیان کرده است. در قسمت دوم وصیت، شهید پدر و مادر را به افتخار به شهادت وی‌ و داشتن صبر و شکیبایی‌ خوانده و آنها را به راه خدا و معصومین می‌خواند. وی‌ خواهران را به رفتار زهراوار و زینب گونه توصیه نموده و در سفارشی‌ برادران را به راه حق خوانده و ادامه راه انبیاء را نوید می‌دهد. شهید بازماندگان را به راه انبیاء و شهادت در این راه دعوت کرده است.

 

وصیت نامه شهید شمس الله عبدالملکی‌ ­

 

وصیت نامه 1

 مکتبی‌ که شهادت دارد اسارت ندارد: امام خمینی‌.

 فرزند علی‌ اکبر عبدالملکی‌، بچه روستای‌ قلعه در 30 کیلومتری‌ شهرستان قروه سنندج، . شماره شناسنامه 27 ، تاریخ تولد 1342.

 این وصیت نامه[ را] در دو قسمت می نویسم: قسمت اوّل شامل خودسازی و شناخت خودم، قسمت دوّم وصیت به پدر و مادر برادران و خواهرانم.

 قسمت اوّل: بنده[ از] وقتی که خود را شناختم و انقلاب اسلامی ایران و محتوای آنرا شناختم و همچنین امام امت خمینی کبیر را شناختم- که هدفش از بین بردن استکبار جهانی به سرکردگی2 آمریکا[ ی‌] جنایتکار و یاری از مستضعفین میباشد من از آن موقع بخود آمدم و گفتم باید رهرو خط امام باشم و از هر کمکی دریغ نورزم[ و] از مال و جان[ و]... در راه الله ایثار کنم و به جبهه ها علیه صدام و صدامیان[ بروم]، و در جبهه های داخلی یعنی[ مبارزه علیه] گروهکهای داخلی[ نفوذ کرده در] ( کردستان و گنبد و...) که عوامل شرق و غرب می باشند تا آخرین قطره خون خود بجنگم و اگر خداوند شایسته دانست3 بلکه شهید شوم در راه قرآن و اسلام و حاضرم4 چندین هزار بار مرا شهید کنند و باز خدا مرا زنده کند و با کفار جنگ کنم تا ظهور حضرت مهد[ ی‌]( عج). و این راه، راه امام حسین( ع) است و به فرموده امامان، خمینی بت شکن به ارث بما از انبیاء و ائمه و مومنین رسیده. بنده عاشق شهادت هستم، خدایا شهادت نصیبم کن که راه امام حسین و یارانش گم نشود. شهادتهای امت شهیدپرور ایران در زمان انقلاب اسلامی ایران تاکنون چنان مشت محکمی بوده بر دهن شرق و غرب و عوامل داخلی و خارجی آنها که خود را گم کرده اند. در این رابطه[ بود] که خود را آماده کردم که پیرو خط قرآن و خط امام و خط سرخ شهادت شوم به سپاه پاسداران مراجعه کردم[ و گفتم] که من حاضرم5 خدمت نمایم. در این جا در جواب گفتند اگر کلاس سوم راهنمایی داشته باشید بهتر است، بنده

 1 . وصیت در دو برگ خط دار با خودکار آبی‌ نوشته شده و ممهور به مهر بنیاد شهید انقلاب اسلامی‌ شهرستان قروه است. در بین خطوط با خط دیگری‌ آمده: 67/13101-ارش،2/1/7204/2.

 2 . در اصل وصیت: سرکرده گی‌

 3 . در اصل وصیت: داند

 4 . در اصل وصیت: حاظرم

 5 . در اصل وصیت: حاظرم

 

ادامه وصیت نامه

 

هم کلاس سوم نداشتم و گفتم پس بهتر است که مدرک سوم را در دست داشته باشم. و در آن موقع گروه مقاومت در ر[ و] ستای ما یعنی قلعه بود، من هم چون علاقه به این اُرگان مقدس داشتم1 خود را به مسئول گروه مذکور معرفی کردم. ایشان پذیرفتند و پس از آموزش نسبی اسلحه شبها به نگهبانی از روستا مشغول شدم در ضمن درس را نیز ادامه دادم وتا کلاس سوم را بدست آوردم و به پدر و مادرم گفتم من می خواهم به سپاه بروم و آنجا خدمت نمایم آنها در جواب بمن گفتند که [ دَرسَت را] بخوان وقتی که دیپلم را گرفتی بعد به سپاه برو. بنده گفتم حالا میروم به امید خداوند؛ [ بنابراین] به سپاه پاسداران قروه مراجعه کردم و بعد از تحقیقات [ مرا] قبول کردن[ د] و ما وارد سپاه شدیم با تعهد این که دو2 سال داخل سپاه خدمت کنم، ولی3 حالا که دارم خدمت می کنم غیرممکن است از سپاه بیرون بیایم تا پیروزی کامل اسلام بر کفر جهانی انشاءالله تعالی4

 شهید قلب تاریخ است: [ دکتر علی‌ شریعتی‌]5

 و وصیت به مادرم و پدرم و برادرانم و خواهرانم و اقوام 6 و خویشان و مردم متعهد دنیا.

 چند کلمه ای به مادرم و پدرم وصیت[ می‌ کنم]: مادرجان اگر من شهید شدم خوشحال شوید و افتخار کنید که چنین فرزندی تحویل جامعه داده اید که در راه حق علیه باطل شهید شده است. چنان رفتار کن که دشمن به لرزه درآید7 ( از خود صبر و شکیبایی8 نشان ده) نمی گویم گریه مکن، گریه کن، ولی گریة پنهانی که دشمن شاد نشود.

 پدر و مادر اگر شهید شدم همیشه کاری کنید که خداوند و معصومین از شما راضی9 و خوشنود باشند که بنده دنباله رو راه آنها می باشم. و برادر کوچکم[ را] طوری بار آورید که در خط الله به حرکت درآید.

 وصیت به خواهرانم شرافت و صغرا: خواهران اگر خدای عزّوجلّ شهادت را نصیب[ من] کرد در برابر دشمن بی قراری نکنید، زهراوار و زینب گونه صبر داشته باشید. وصیت به برادرانم: سفارش می کنم همیشه در راه حق حرکت کنید و ادامه دهنده راه

 1 . در اصل وصیت: دارم

 2 . در اصل وصیت: 2 دو

 3 . در اصل وصیت: ولی‌ که

 4 . در اصل وصیت: ( انشاءالله و تعالی‌)

 5 . در اصل وصیت: امام خمینی‌

 6 . در اصل وصیت: قومان

 7 . در اصل وصیت: درآیند

 8 . در اصل وصیت: شکیبائی‌

 9 . در اصل وصیت: رازی‌

ادامه وصیت نامه

من که راه انبیاء ( دنباله رو انبیاء) است باشید. من همسر و بچه ای ندارم که وصیت نامه ای برای آنها بنویسم و به بچه هایم بگویم اگر شهید شدم اسلحة مرا بدست بگیرند و سنگر مرا خالی نگذارند. و اگر همسردار شدم آن موقع وصیت نامه ای خواهم نوشت.

 سفارش به دوستان و اقوام1 و مردم مسلمان دنیا مخصوصاً مردم شهیدپرو[ ر] ایران: آیا مگر نه اینکه انسان می میرد؟ آیا در رختخواب بمیرد یا شهید شود، مانند امام حسین( ع) که اسلام را زنده کرد. آیا انسان همانطور مرگ طبیعی به سراغش2 بیاید و بمیرد3 ؟ یا به شهادت نائل آید؟ که شهادت راه انبیاء بوده[ است] بر علیه نفاق و کفر و فسق، خودتان قاضی شوید و قضاوت کنید، چه راهی بهتر است، انتخاب کنید. ولی یک سفارش را قبول کنید و آن اینست که به شهدا و خانواده شهدا مخصوصاً بچه هایی4 که هنوز نمی دانند که بابا[ ی] شان شهید شده و داخل خواب و بیداری بهانه بابا از مامانشان میگیرند [ توجه داشته باشید]، بله دوستان! هوشیار باشید و گول نخورید.

 ( بامید فتح کربلا و بامید پیروز نهایی 5 رزمندگان حق علیه باطل. خدایا خدایا خمینی محفوظ6 دار تا انقلاب مهدی( ع))

 و[ ال] سلام علیکم و رحمه الله                        شمس الله عبدالملکی‌ [ محل امضاء]

61/7/22

 1 . در اصل وصیت: قومان

 2 . در اصل وصیت: سوراغش

 3 . در اصل وصیت: بمیراند

 4 . در اصل وصیت: بچه هاای‌

 5 . در اصل وصیت: نهائی‌

 6 . در اصل وصیت: محفظ