شهدای اطلاعات سپاه کردستان

شهید هوشنگ صفرخانی

هوشنگ صفرخانی
  • نام : هوشنگ صفرخانی
  • تاریخ تولد : 1349/2/7
  • محل تولد : روستای‌ همایون -بیجار
  • تاریخ شهادت : 1365/10/28
  • محل شهادت : شلمچه

شهید هوشنگ صفرخانی

 

 نام مادر: گل مرجان ­ نام پدر: براتعلی‌

 تاریخ تولد: 1349/2/7

 محل تولد: روستای‌ همایون -بیجار

 تحصیلات: دوم راهنمایی‌

 وضعیت شغل: بسیجی‌

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: بسیج

 تاریخ شهادت: 1365/10/28

 محل شهادت: شلمچه

 نحوه شهادت: اصابت ترکش

 محل دفن: زادگاهش

 

 درنگ:

 

 شهید دو وصیت در یک تاریخ نوشته که در یکی‌ بازماندگان را به ادامه راه خود و یاری‌ امام می‌گوید و از بازماندگان حلالیت طلبیده و آنها را به پرداخت بدهی ها توصیه می‌کند. در اطراف برگه وصیت مذکور آثاری‌ از لکه های‌ خون باقی‌ است. وصیت دیگر را شهید با سلام بر مهدی‌ موعود و امام خمینی‌ آغاز کرده و از یاری‌ اسلام در راه حق و مبارزه با سختی ها می‌گوید. وی‌ بازماندگان را به صبر خوانده و با تشکر از زحمات والدین آنها را به گریه نکردن بر شهید توصیه می‌کند. وی‌ از آنها می‌خواهد به جای‌ گریه بر وی‌ بر یاران و فرزندان حسین ( ع) بگریند. شهید وصیت را با آرزوی‌ زیارت کربلا به پایان می‌برد.

 

وصیت نامه شهید هوشنگ صفرخانی‌ ­

 

[ به نام خدا]1

 وصیت نامه برادر هوشنگ صفرخانی‌. [ جمعی‌] تیپ بیت المقدس، گردان امام حسین اعزامی‌ از بیجار گروس، روستای‌ همایون .

 وصیت نامه دیگرم پیش فریدون است.

 پدرم و مادرم خداح[ اف] ظ، خدا یار [ و] نگهدارتان. پدرم و برادرم، اسلحه [ ام] را بردارید، راه اسلام و راه من [ را]2 ادامه دهید. اسلحه ام را به زمین نگذارید. از امام امت پیروی‌ بکنید. ما اهل کوفه نیستیم که امام تنها بماند. مادرم شیرت3 را به من حلال کن و مرا ببخش. پدرم از قوم [ و] خ[ و] یشان و همسایه ها برای‌ من حلالی[ ت] بگیرید. پدرم اینجانب 30 تومان به مهدی‌ قربان بدهکارم آن را پرداخت کنید، دیگر نمی‌ دانم به کی‌ بدهکارم. [؟]4 خداحافظ.

 هوشنگ صفرخانی‌ [ امضاء] اعزامی‌ از سنندج، بیجار، گروس بخش [؟] روستای‌ همایون برسد به دست پدرم براتعلی‌ صفرخانی‌ 655/10/25

 [ وصیت نامه ای‌ دیگر]

 بسم الله الرحمن الرحیم

 به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا

 با سلام درود فراوان به پیشگاه منجی عالم بشریت ولی عصر امام زمان( ع) و نایب بر حقش خمینی کبیر، این قلب تپندة م[ ی] لیونها مردم محروم مستضعف جهان، و با سلام [ و] درود بر ارواح طیبه گرانقدر شهدای راه حق [ و] حقیقت و با سلام بی شما[ ر] به تمامی رزمندگان جان بر کف و سلحشور. من عشق به امام و روحانیت و اهداف انقلاب اسلامی را درک کرده ام که فریاد همه آنها اینست، الان بایستی اسلام را احیاء کرد باید تمام سختی ها و فشارها را تحمل کرد تا حفظ آبروی اسلام شود. الان در موقعی[ تی] ست

 1 . شهید دو وصیت در دو برگه و در یک تاریخ نوشته و ممهور به مهر بنیاد شهید انقلاب اسلامی‌ شهرستان بیجار است. در بین خطوط با خط دیگری‌ آمده:3055/133 -65/23838 – هوشنگ صفرخانی‌ 213 . در اطراف وصیت اول آثاری‌ از خون دیده می‌ شود.

 2 . در اصل وصیت: راه

 3 . در اصل وصیت: شیرات

 4 . در اصل وصیت یک کلمه ناخواناست.

 5 . در اصل وصیت تاریخ لاتین نوشته شده است.

ادامه وصیت نامه

که باید خون داد که اسلام زنده بماند تا حرکت پیامبر و حسین ابن علی زنده بماند.

 پدر و مادر مهربانم سلام و علیکم، امیدوارم حالتان خوب باشد و همچنین امیدوارم که در غم از دست دادن من ناراحت نباشید و صبر را که بزرگترین شجاعت می باشد پیشه کنید چرا که خداوند صابران را دوست دارد.1 مادر مهربانم از وقتی که پا به عرصه وجود نهادم زحمات تو بیشتر شد و چه زحمت هایی که برای من نکشیدی. امیدوارم که مرا ببخشید و مرا حلال کنید و ای پدر عزیزم از پندهای[ ی] که به من کردی از این که مرا درست مکتبی کردی و از زحمات[ ی‌] که برای من کشیدی و خلاصه مرا تحویل جامعه دادی و تا اینجا رساندی تا به دانشگاه حق یعنی جبهه حق راهی کردی تا بتوانم در این دانشگاه درس آزادی و شهادت را بیاموزم از شما طلب بخشش و حلالیت می نمایم. [ از] عموهایم و پسرعموهایم و دائیم و ب[ ه] خصوص حاجی بابابزرگم حلالیت می طلبم، امیدوارم مرا ببخشند و از عمه هایم و کلیه قومان و خ[ و] یشانم تقاضا دارم زیاد برای من گریه نکنند. اگر هم گریه کردند برای قاسم ابن حسن و علی اکبر حسین گریه کنند. خداحافظ شما به امید زیارت کربلای حسین و[ ال] سلام علیکم2

در مورخه 65/10/25 ساعت 4/5 بعد از ظهر ، هوشنگ صفرخانی‌

 1 . اشاره به آیه شریفه: والله یحب الصابرین( سوره آل عمران، بخشی‌ از آیه 146 / خدا صابران را دوست دارد)

 2 . در اصل وصیت: و علیکم