شهید محمد قنبری

محمد قنبری
  • نام : محمد قنبری
  • تاریخ تولد : 1341/11/2
  • محل تولد : شهرستان قروه
  • تاریخ شهادت : 1362/11/30
  • محل شهادت : چنگوله

شهید محمد قنبری

 

 نام مادر: قدمخیر ­ نام پدر: غلام

 تاریخ تولد: 1341/11/2

 محل تولد: شهرستان قروه

 تحصیلات: پایان دوره راهنمایی‌

 وضعیت شغل: پاسدار وظیفه

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 تاریخ شهادت: 1362/11/30

 محل شهادت: چنگوله

 نحوه شهادت: اصابت ترکش

 محل دفن: گلزار شهدای‌ زادگاهش

 

 درنگ:

 

 شهید دو وصیت دارد. در یکی‌ از وصایا برای‌ وجود رهبری‌ چون امام خمینی‌ پروردگار را شکر می‌کند. شهید با بیان این که راه حفظ قران و زنده نگهداشتن اسلام را آگاهانه انتخاب نموده و آرزوی‌ شهادت می‌کند..

 وصیت دوم را با سلام بر رهبر انقلاب آغاز کرده و ملت را به آبیاری‌ شجره طیبه انقلاب دعوت می‌ کند. ایشان از خداوند توفیق شهادت می‌طلبد و در توصیه به بازماندگان خود آنها را به گریه بر امام حسین (ع) و خاندانش خوانده و از آنها می‌خواهد که برای‌ بخشش او دعا کنند.

 

وصیت نامه شهید محمد قنبری‌ ­

 

وصیت نامه1

 بسمه تعالی‌

 وَ الَّذیِنَ کَفَروُا لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلوُا الصّالحِاتِ لَهُم مَغفِرَهٌ وَ اَجرٌ کَبیرٌ2 - آنان که کفر ورزیدن[ د] برای ایشان است شکنجه سخت و عذابی دردناک ولی آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است آمرزشی و مزدی بزرگ.

 حمد و ثنا خداوندی را که ما را مسلمان آفرید و برای هدایت و راهنمایی بشر دوازده امام و صد و بیست و چهار هزار پیامبر فرستاد تا بشریت را از بحر نابودی، جهل و کفر نجات بخشد و به سوی نور و کمال الهی سوق دهند.

 و باز شکر خداوندی را که ما را در این مقطع زمان روحی تازه دمید و رهبری چون پیامبروار و دادگستر و عدالت پرور به ما عطا فرمود . این رهبر بزرگوارمان بود که نور الهام بخشش ب[ ه] یک بار[ ه] از پس پرده های سیاه را بیرون زده و به قلوب تمام مسلمین نوید پیروزی داد. ملتی که در زیر ظلم و جور طاغوتیان3 و حکامان شرق و غرب قرارگرفته بود. کسی نبود به صدای مظلومانه این محرومان لبیک گفته و ما را از چنگ خون آلود آنها برهاند مگر امام عزیز و بت شکن زمان رهبرکبیر انقلاب باشد که این امام عزیز زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی( عج) باشد ان شاءالله. از خداوند متعال خواستاریم که امام عزیز را تا انقلاب حضرت مهدی نگهدار و حتی در رکاب آن حضرت. ای مردم مسلمان ب[ ه] خدا قسم من آگاهانه به راه قدم نهادم فقط ب[ ه] خاطر حفظ قرآن و زنده نگهداشتن اسلام رفتم حاضرم در این راه قطعه قطعه شوم اگرچه خود را لایق شهادت نمی دانم ولی شهادت یک زندگی جاوید و ارث بزرگی که از خداوند به انسان مجاهد می رسد. شهادت یک سعادت است و قبول شدن در تکاملات الهی است. خداوندا شهادتی به من عطا فرما که خون من احیاگر4 خون شهیدان و تداوم بخش اسلام و احکام عالیه الهی

 1 . وصیت در دو برگ طرح دار هدیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌ استان همدان نوشته شده و ممهور به مهر نأیید شهید انقلاب اسلامی‌ شهرستان قروه است. در بین خطوط با خط دیگری‌ آمده: 62/19833 – ارش.

 در بالای‌ برگه اول به شکل تایپی‌ نوشته شده: از دور دست و بازوی‌ قدرتمند شما را که دست قدرتمند خداوند بالای‌ آن است می‌ بوسم و بر این بوسه افتخار می‌ کنم ( امام خمینی‌)

 به پیش از رزمندگان اسلام [؟] پیروز و جزمتان استوار باد. پیروزی‌ نهایی‌ به یاری‌ الله نزدیک است.

 2 . ( سوره فاطر، آیه 7 / کسانی‌ که کافر شده اند آنان را به فراخور کفرشان عذابی‌ سخت است و کسانی‌ که ایمان آورده و کارهای‌ شایسته کرده اند آنان را نیز به فراخور ایمان و عملشان آمرزش و پاداشی‌ بزرگ خواهد بود.)

 3 . در اصل وصیت: تاغوتیان

 4 . در اصل وصیت: اهیاگر

ادامه وصیت نامه

باشد. چند کلمه ای با خانواده1 و با دوستان صحبت می کنم. خواهران و برادران امیدوارم که هرکدامتان از بنده ناراحتی دارید ما را عف[ و] کنید. چون پدر و مادرم در مجلس شادیم حضور ندارند به شما عزیزان حضار وصیت می کنیم.

 وصیت من به خانواده2 محترم و دوستان عزیز اگر این زندگی همیشه جاوید یعنی شهادت نصیبم شد ناراحت نباشید چون اگر ناراحت باشید و دل دشمن را شاد کرده ای پس خوشحال باشید دوم در مجلس ختم عین جشن عروسی متجلی شود.

 که دشمنان ما بدانند ما عاشق شهادتیم سوم کسی برای من گریه نکند اگردلتان به حال من سوخت برای امام حسین گریه کنید که تنها و تشنه لب جان داد و باز می گویم برای تداوم انقلاب دعاگوی امام باشید.

 و اگر زیاد دلتان سوخت برایم دعا کنید که خداوند از گناهانم بگذرد و در آخر 1000 تومان از حقوق بنده ب[ ه] عنوان رد مظالم به حساب صد امام بریزید. ما همه از آن خدای[ ی] م و به سوی خدا بازمی گردیم.3

 خوشا آنانکه با اثبات ایمان / بساط کفر [ بر] چیدن[ د] و رفتن[ د]

 خوشا آنانکه با عشق حسینی / شهادت را پسندیدند و رفتن[ د]

 خوشا آنانکه با ایثار هستی / ز هستی دیده پوشیدند و رفتن[ د]

 تفنگ پایت چه زحمت ها کشیدم / از این سنگر به آن سنگر پریدم

 بزن به قلب دشمن ای تفنگم / بکش آن دشمن بی عار [ و] ننگم

 پدرم فوت نموده چو تنهایم ندارم مادر/ آخر تفنگ باشم به هم دیگه برادر

 وصیت نامه شهید محمد قنبری‌

 [ به نام خدا]4

 با درود و سلام فراوان به رهبرکبیر انقلاب آن قلب تپنده مستضعفین جهان و آن نور هدایت خمینی بت شکن که چون جد بزرگوارش علی( ع) [ بر علیه ظلم]5 خروشید و تمام دیوصفتان و یاغیان را به زانو درآورد و به ما نیز درس بهتر زیستن آموخت و تو ای نونهال حسین زمان بودی که ب[ ه] ما درس مبارزه بر علیه ظلم و جور و ستم دادی و برای نابودی طاغوتیان زمان ما را هدایت نمودی. ای نور ذات الهی ای روشنای سپیده دم

 1 . در اصل وصیت: خوانواده

 2 . در اصل وصیت: خوانواده

 3 . اشاره به بخشی‌ از آیه 156 سوره بقره ( انا لله و انا الیه راجعون/ ما به فرمان خدا آمده ایم و باز بسوی‌ او رجوع خواهیم کرد.)

 4 . وصیت دیگر تایپی‌ است و در پایان شعر با خودکار نوشته شده و بدون مهر است.

 5 . در اصل ناخواناست.

ادامه وصیت نامه

صبح و ای سلاله پاک محمدی  خمینی روح الله  ای روح خدا که در دل و قلب مومنین1 مارا از جهل و نابودی به سوی نور هدایت کشیدی ما نیز به ندای تو لبیک گفته [؟] و می گوییم2 نه تنها لبیک من نیست بلکه لبیک یک میلیارد مسلمان است و مستضعفین غیرمسلمان نیز به این لبیک ندا سر می دهند و امید به شما دارند. و ای ملت ما مسلمانیم و تسلیم حقیم و اسلام نیز یک شجره طیبه است که باید آبیاری شود و آب این شجره خون است خون من و شما ای عزیزان. مسلم از خودم می گویم من نیامده بودم که زنده بمانم یا عیش و نوش داشته باشم من آمده بودم درس عبرت بگیرم عبرت از راه حسین راضی هستم در » و از خون حسین و من این راه را دریافتم و آن را از جان و دل پذیرفتم این راه هزار بار قطعه قطعه شوم به خدا قسم راست می گویم و خوشحالم و این راهی است که حسین ها و علی ها و پیامبرانش چون پیامبر خاتم جان خود را در این راه فدا نموده اند چه سعادت و عزت بزرگی بهتر از این که من نیز این راه را بروم. من می توانم به دیدار خدا بروم چون من تا زنده ام و از خدا طلب شهادت می کنم شهادتی که برایم شیرین تر از عسل و با لذت است ( چند کلمه هم با خانواده ام صحبت می کنم) خانواده عزیز و گرامی به حجله گاهم بیایید3 و آن اتاق دامادیم که قبرم باشد را ببینید و گریه کنید. مادران و پدران و ای عزیزان اگر دلتان به حال من سوخت برای امام حسین گریه کنید چون او لب تشنه جان داد و اگر به بدن پاره پاره و خون آلود من نگاه کردید برای فرق شکافته علی اکبر و گلوی خون فشان علی اصغر حسین گریه کنید. ای مادر و پدر گریه مکن بر حال من بلکه گریه به حال خود کن که چه عمل کرده اید پس برای من گریه نکنید بلکه برایم دعا کنید که خداوند از گناهانم بگذرد و این چند کلمه را مکرراً به شما وصیت می کنم و کراراً به شما می گویم وقتی‌ مجلس ختم برای من می گیرید حتماً شیرینی و میوه به مردم تعارف کنید و در کنار قرآن شیرینی بگذارید عین حجله گاه عروسی نیز شیرینی بخرید و در مجلس به مردم تعارف کنید حتماً اجرا شود که باعث خوشحالی من شود و شما نیز احساس خوشحالی بکنید مبادا اندوهگین باشید شما را به خدا به این وصیت عمل کنید. ( و چند کلمه ای به برادر و خواهرانم که در مجلس من می آیند عرض می کنم) ای برادر و خواهرم اگر در مجلس من شرکت کردید درست است که من از بین شما رفتم اما چشم امیدم به شماست شما را به خدا مبادا در اعمالتان کوتاهی باشد مبادا بگذارید دست این جنایتکاران و منافقین به این نور هدایت و چراغ امیدبخش که انقلاب و اماممان باشد تسلط پیدا کند شما را به خدا مواظب امام باشید. در آخر به خانواده ام می گویم دعاگوی امام باشید مبادا با رفتن من خم بر ابرو بیاورید که باعث شادی دشمنان اسلام گردد احساس خوشحالی کنید که دشمن زبون تر گردد و ضمناً مبلغ هزار تومان از حق خودم برای رد مظالم به شماره حساب امام بریزید. به آرزوی پیروزی اسلام در تمام سطح جهان به رهبری امام خمینی. والسلام التماس دعا از همه شما را دارم محمد قنبری.

 اینجانب پسرعموی خود را وصی خود قرار می دهم و این وصیت نامه به دست او

 رسیده و او نیز به این وصیت نامه عمل کند.

 چند بیت شعر به عنوان یادگاری

 شبم تار و خودم تنها دلم زار //  ندارم جز تفنگم یار و غمخوار

 خداوندا تو هستی یاور من  //  تو آگاهی بده بر یاور من

 تفنگم پای تو زحمت کشیدم  //  از این سنگر به آن سنگر پریدم

 بزن بر قلب دشمن ای تفنگم  //  بکش آن دشمن بی عار و ننگم

 پدر رفته چو تنهایم ندارم مادر //  آخر تفنگ باشیم با همدیگر برادر

 1 . در اصل چهار کلمه ناخواناست.

 2 . در اصل وصیت: میگوئیم

 3 . در اصل وصیت: بیائید