شهید فریدون مصطفایی

فریدون مصطفایی
  • نام : فریدون مصطفایی
  • تاریخ تولد : 1351/7/11
  • محل تولد : روستای‌ نجف آباد - بیجار
  • تاریخ شهادت : 1371/5/31
  • محل شهادت : مریوان

شهید فریدون مصطفایی

 

 نام مادر: بتول ­ نام پدر: عباس

 تاریخ تولد: 1351/7/11

 محل تولد: روستای‌ نجف آباد - بیجار

 تحصیلات: تا پایان دوره ابتدایی‌

 وضعیت شغل: کارگر کارگاه تودوزی‌ خودرو

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: ارتش جمهوری ‌اسلامی‌ ایران

 تاریخ شهادت: 1371/5/31

 محل شهادت: مریوان

 نحوه شهادت: اصابت گلوله

 محل دفن: گلزار شهدای‌ شهرستان سنندج

 

 درنگ:

 

 وی‌ آرزوی‌ مرگی‌ چون انسان های‌ پاک و بی‌آلایش به درگاه خداوند دارد و از تلاش خود در پایگاه برای‌ آرامش مردم محروم و رنج کشیده سخن می‌گوید. شهید بازماندگان را به تلاش در راه خدا برای‌ خشنودی‌ مؤمن و ادامه راه شهیدان و جلوگیری‌ از رخنه دژخیمان فریب خورده در جامعه دعوت می‌کند. وی‌ در توصیه به خواندن دعا و نماز و قرآن بر سر مزار بازماندگان را به کمک به مستمندان می‌خواند و از والدین طلب بخشش کرده و در وفای‌ به قول با خواهر خود را یادآور می‌شود.

 

وصیت نامه شهید فریدون مصطفایی‌ ­

 

بسمه تعالی1

 مورخه 1371/2/19

 تقدیم2 به پدر و مادر زحمت کشم که شب و روز به خاطر من فراغت و استراحت کامل نداشتند.

 حالا3 که این وصیت نامه را می نویسم می خواهم که بعد از مرگ من گریه و شیون نکنید. زیرا من از خداوند می خواهم که مثل انسان های پاک و بی آلایش بمیرم. زیر[ ا] من در جای[ ی] بسر می برم که هر دقیقه شاید خدا بخواهد مرگ به سراغم آید؛ این4 عقیده تمام من و همسنگرانم است.

 

 مادر جان اگر من در این سفر5 شهید شدم و شاید برگش[ ت] ی در کار نبود. خواهشمندم تا می توانی به پدرم محبت کن و همیشه نگذار که او تنها بماند. و مادر در این جا کسانی هستند که زیر ظلم و ستم خیانتکاران و تجاوز گروهک ها سخت در حال سیاهی بسر می برند. امّا من در این پایگاه همراه رفیقانم شب و روز خواب به چشمانمان نمی رود تا این مردم محر[ و] م و رنج کشیده در آسایش بسر برند. مادر6 چقدر لذت بخش است انسان در راه خدا بتواند قدمی بردارد که مؤمنی7 را خشنود کند.

 

 و من می خواهم که برادرانم و خواهرانم همیشه در راه اسلام و انقلاب پایبند باشند و راه خون شهدا را ادامه دهند [ و] نگذارند دژخیمان فریب خو[ ر] د[ ه] در جامعة ما رخنه کنند. و ما باید مثل یک فرد ایرانی و مسلمان راه انقلابمان را ادامه دهیم.

 

 مادر [ و] پدر جان انشاءالله اگر برگشتم سعی می کنم که به ادامه تحصیل بپردازم و شغلم را ادامه دهم تا فردی مؤثر و مفید برای جامعه اسلامی باشم. ان شاءالله اگر خدا بخواهد در آینده نزدیک [ در] ایرانی‌ سالم و متحد و انقلابی می توانیم زندگی راحتی داشته باشیم. و اگر که حالا این خاطرات یا بهتر بگویم وصیت نامه را می نویسم شهید

 

 1 . وصیت با خودکار آبی‌ و در 4 برگ خط دار نوشته شده و ممهور به مهر بنیاد شهید شهرستان سنندج است. در بین خطوط با خط دیگری‌ نوشته شده: 71/812 و دست خط شهید مورد تأیید است.

 

 2 . در اصل وصیت: این تقدیم

 3 . در اصل وصیت : زیرا حالا

 4 . در اصل وصیت: زیرا این

 5 . در اصل وصیت: صفر

 6 . در اصل وصیت: زیرا مادر

 7 . در اصل وصیت : مأمنی‌

ادامه وصیت نامه

شدم بر1 سر مزارم بنشینید برایم دعا کنید و نماز و خواندن قرآن را نیز فراموش نکنید و تا می توانی‌ و در حال زندگی به فکر بیچارگان و فقیران و مستمندان باشید، و نگذارید خون ریخته شده من پایمال شود؛ تا می توانی‌ ادامه دهنده راه خون شهدا باشید و نگذارید آن های[ ی] که به خون شهدا تشنه اند جوانان ما را فریب دهند و خون شهدا را لکه دار کنند. [ البته] پدر 2 جان باید مرا حلال کنید که شب و روز به خاطر فراغت من در آسایش نبودی. و مادر مرا حلال کنید که شب تا صبح به خاطر فراغت من خواب به چشمانت راه نمی یافت. والسلام.

 

 فریدون مصطفایی

 

 1371/ 2/ 20

 خواهر جان شهناز، به تو قول داده بودم که اگر این دفعه برگردم در قبولی‌ امتحانات امسال یک کادویی خوب برایت می خرم ولی حتما باید خوب درس بخوانی، برادرت فریدون.

 3* یادگاری از طرف کوچک شما اسد خان احمدی و نوری و زندی و مهدی انشاالله به سلامت از مأموریت برگردی فریدون جان

 خان احمدی

 71/ 2/ 19

 1 . در اصل وصیت : زیرابر

 2 . در اصل وصیت: زیرا پدر

 3 .* از محل ستاره تا پایان توسط دوستان شهید نوشته شده است.