شهید رحیم احمدی‌

رحیم احمدی‌
  • نام : رحیم احمدی‌
  • تاریخ تولد : 1343/1/20
  • محل تولد : روستای‌ بهارلو از توابع شهرستان قروه
  • تاریخ شهادت : 1365/11/7
  • محل شهادت : شلمچه

  شهید رحیم احمدی‌ 

  نام پدر: عزیز

  تاریخ تولد: 1343/1/20

 محل تولد: روستای‌ بهارلو از توابع شهرستان قروه

 تحصیلات: پایان دوره ابتدایی‌

 وضعیت شغل: پاسدار

 وضعیت تأهل: متأهل

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

  تاریخ شهادت: 1365/11/7

 محل شهادت: شلمچه

 نحوه شهادت: اصابت ترکش

محل دفن: زادگاهش


 درنگ

 شهید با سلام و درود بر امام زمان ( عج) و رهبر انقلاب و شهیدان وصیت خود را آغازنموده و اذعان می‌کند که برای‌ یاری‌ دین اسلام راهی‌ جبهه های‌ حق علیه باطل شده است. وی‌ با آرزوی‌ پیروزی‌ ملت قهرمان ایران، به بازماندگان توصیه نموده که صبوری‌ پیشه کنند و برای‌ امام دعا نمایند. وی‌ با اشاره به آیه 169 سوره آل عمران، شهادت را عین سعادت می‌داند. توصیه برای‌ انجام کار در راه رضای‌ خدا، ذکر و یاد خدا و شکر نعمت های‌ خداوند، کسب روزی‌ حلال و تلاش در جهت شناخت خدا و انجام تکالیف دینی‌ از موارد ذکر شده در وصیت است. شهید به الگو قرار دادن حضرت زینب(س)، همبستگی‌ با روحانیت متعهد و استفاده از نعمت وجود امام سفارش نموده است. شهید از آرزوی‌ خود برای‌ همراهی‌ حسین(ع) در تمامی‌ عاشوراها و کربلاها می‌گوید و به بازماندگان توکل به خداوند و تحصیل علم و رعایت موازین شرعی‌ در رفتار با همسر شهید را سفارش می‌کند..


وصیت نامه شهید رحیم احمدی
بسم الله الرحمن الرحیم1

  وصیت نامه 65/4/11

 با درود و سلام بر امام زمان منجی عالم روی زمین درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی و با درود با تمام شهیدان به خون خفته ایران زمین که با خون پاکشان درخت پربار اسلام را آبیاری کردند. اینجانب رحیم احمدی که [برای‌] رضای الله به جبهه های حق علیه باطل آمده ام تا دین اسلام را یاری کنم2 . و امیدوارم که هر چه زودتر اسلام [ را به] پیروزی برسانم ان شاء الله. و ملت قهرمان ایران به آرزویشان برسند ان شاءالله3 در صورت شهادتم برایم گریه نکنید چون گریه شما باعث می شود دشمن اسلام خوشحال می شود، برای اسلام خوب4 نیست. وصیت من این است برای شماها، مادرم و برادرانم و خواهرانم برای من گریه مکنید اما5 بچه ها هم را مواظبت6 کنید و امام را دعا کنید ان شاءالله. ما باید این راه را برویم زود یا دیر، پس چه بهتر که زود در این راه شهید شو[ ی] م. چون شهادت سعادت است7 که [ در] راه قرآن شهید شدن یک نعمتی8 بزرگ است که قرآن کریم می فرماید: آنانکه در راه خداوند کشته9 شوند مرده مپندارید آنان زند[ ه اند و] در نزد10 خدای خود روزی می خورند11. دیگر زیاده عرض نیست همه شما را به خدای برزگ می سپارم و [ ا] میدوارم پیروزی اسلام هرچه زودتر باشد12 ان شاءالله. و همسرم مهین خانم از تو تقاضامند[ م] از بچه ها و بلبل ها[ ی] م خوب13 نگهداری کن.

1 . وصیت با خودکار آبی‌ و در 5 برگ نوشته شده و ممهور به مهر بنیاد شهید شهرستان قروه است. در بین خطوط با خط دیگری‌ نوشته شده:

 1449/65- ارش،431/9908.

 2 . در اصل وصیت: کنیم

 3 . در اصل وصیت: ایشاا...

 4 . در اصل وصیت: خواب

 5 . در اصل وصیت: امّام

 6 . در اصل وصیت: معوظیبت

 7 . اشاره به فرموده امام خمینی‌ ( ره): شهادت برای‌ مسلم، برای‌ مومن سعادت است. جوان های‌ ما شهادت را سعادت می‌ دانند این رمز پیروزی‌ است. صحیفه امام جلد 7 صفحه 136-137 سخنرانی‌ در جمع نمایندگان کارکنان گمرکات ایران در تاریخ 5/2/1358

8 . در اصل وصیت: بعمتی‌

 9 . در اصل وصیت: کشتره

 10 . در اصل وصیت: نز

 11 . در اصل وصیت: می‌ خوردند ( اشاره به سوره آل عمران، آیه 169 / وَلا تَحسَبَنَّ الَّذیِنَ قُتِلوُا فِی‌ سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزِقُون، البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده به حیات ابدی‌ شدند و در نزد خدا متنعّم خواهند بود.)

 12 . در اصل وصیت: باشید

 13 . در اصل وصیت: خواب.

ادامه وصیت نامه شهید:

فرزندا[ ن]م اسماعیل جان طاهره1جان و مهدی جان و محمّد هادی جان به مادرت[ ان] خوب2گوش بدهید. و فرزندانم اسماعیل، طاهره جان و مهدی جان و محمّد هادی به مادرم و برادرا[ ن] م کریم جان و عبّاس و محمّدجان گوش3بدهید. و کریم و عباس جان محمّدجان، شما هم بچه های من را خوب تر4[ جواب] بدهید و برای من از مال خودم[ هر] چقدر خرج بکنید برای من حلال است. [ به] من5مدیون هست [ ید] اگر خرج نکنید. امیدوارم که خرج کننده6باشید. خدایا رضا[ ی] م [ به] رضا7[ ی‌] تو، تو [ به] من8خیلی نعمت ها [ دادی‌] امّا شکر9تو [ را] نتوانستم10[ به] جا11بیاورم. خدایا از تو می خواهم که من [ را] با شهدا12[ ی‌] کربلا محشور بفرما13ان شاءالله. برادرم، به مادرم و خواهرانم یک [ به] یک14بگو برای من گریه نکن[ ند که] دشمن اسلام را شاد کنن[ ند]. به مادر بگو رحمت [ به] شیر15شما که [ به] من16شیری حلال دادی. خدایا تو رحمت به پدر من [ فرست] چون17از رزق حلال من را بزرگ کرده. خدایا خمینی را از جمع بلاها محفوظ بدار ان شاءالله. خداحافظ شما عزیزان

 1 . در اصل وصیت: طاهری‌

 2 . در اصل وصیت: خواب

 3 . در اصل وصیت: کوش

 4 . در اصل وصیت: خواب تو

 5 . در اصل وصیت: بمن

 6 . در اصل وصیت: خرج کنیندها

 7 . در اصل وصیت: از رضا

 8 . در اصل وصیت: بمن

 9 . در اصل وصیت: شگری‌

 10 . در اصل وصیت: نتونیستم

 11 . در اصل وصیت: بجا

 12 . در اصل وصیت : شهداء

 13 . در اصل وصیت: بفرمان

 14 . در اصل وصیت: که یک

 15 . در اصل وصیت: بشیری‌

 16 . در اصل وصیت: بمن

 17 . در اصل وصیت: چون من

ادامه وصیت نامه

مادر عزیزمان شما من را فقیرانه1بزرگ کرد[ ی‌] چون سال 1351 یتیم ماندم. و مادر و برادرم برای من خیلی خیلی زحمت کشیدن[ د] و من [ از] آن روزی که2خودم را شناختم نا احترامی به هیچ کس نکردم و [ از] آنروز [ که] خوبی و بدی3را تشخیص4دادم، خدا را خوب شناختم، عبادت انجام دادم. اگر یک موق[ ع] از عبادتم کوتاهی کردم شناختی نداشتم. و ما در ایران خیلی خیلی فقیر و غریب5بزرگ شد[ ی] م.

 [ وصیت نامه ای‌ دیگر]

 بسمه تعالی

 آنقدر به جبهه می روم و می جنگم تا شهید شوم. ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین( ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی( ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین ( ع) و با هدف شهید شد. ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود ... همه مثل خاندان وهب6جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود: سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم. برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست7و همیشه [ به] یا[ د]8خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیاندازند. و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست حضورتان را در جبه های‌ حق بر علیه باطل ثابت نگه دارید....

 1 . در اصل وصیت: فقرآنانه

 2 . در اصل وصیت: آنروزیکه

 3 . در اصل وصیت: بعدی‌

 4 . در اصل وصیت: تشخیس

 5 . در اصل وصیت: غربی‌

 6 . وهب از حاضران در کربلا در روز عاشوراست. وی‌ فرزند عبدالله بن حباب کلبی‌ است. ام وهب فرزندش را در روز عاشورا به اصرار به میدان جنگ فرستاد. وهب پس از اسارت به دست عمر سعد سر از تنش جدا شد آن گاه که سر را به نزد ام وهب آوردند با حمد و سپاس خداوند سر را به سوی‌ دشمن افکند یعنی‌ آن چه را در راه خدا داده ام باز پس نمی‌ گیرم.

 7 . اشاره به حدیث نبوی‌: صدقه بلا را بر طرف می‌ کند و موثرترین داروست. همچنین قضای‌ حتمی‌ را برمی‌ گرداند و درد و بیماری‌ ها را چیزی‌ جز دعا و صدقه از بین نمی‌ برد ( بحارالانوار، ج 93 ، ص 137).

 8 . در اصل وصیت: بیا

ادامه وصیت نامه

در[رفتار] امام بیشتر دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را[نشان دهید]. همچنان[کسانی‌ که در راه] حفظ[خط] سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند، اما باشد که دماء شهداء آنان را نیز متحول سازد و به رحمت الهی نزدیکشان کند. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید1تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد. با خداوند پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها2با حسین(ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامی که همه احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان(عج) به اجرا درآید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و به عمر او بیفزای‌: والسلام علیکم [ و رحمه الله و] برکاته تو شادی کن به مرگ من/ مرا تا کی کنی شا[ د] م/ مکن گریه به مرگ من/ ولی گاهی‌ بکن یادم. خداحافظ که مادر من هم رفتم، مادر عزیزم بچه[ ها] را خوب رسید[گی‌] کن ولی نمی دانی چقدر برایشان ناراحت هستم هر لحظه یادم آنها3فراموشم نمی شود. اگر شهید شدم بچه ها را طوری تربیت کن[ی] د که بدانند امام پدرشان هست، همیشه گوش [به] فرمان4او باشند. [به] خدا5امام خیلی نعمت بزرگی است که خداوند [ به] ما6 عطا فرموده است والسلام. ولی من [ به] توکل7 خدا رفتم به جبهه، بچه ها را [به] خدای8 یکتا[می‌] سپارم. و مادرجان، همسرم را [به] طور غریب نشمارید [به] خاطر9 فرزندانم. اگر او خواست بچه ها را تا آخر نگهداری و عهده دار شود چه بهتر اجر10 او با خدا. همسرم اگر ماندگار شد؛ همسر مهربان عزیز سر و سامان زندگیم، بچه ها را به آداب اسلامی تربیت کنید و آنها را از مدرسه دریغ ننمایید11 و به کس دیگر هم محتاج نباش[ ی] د حتی به برادرم فقط [ به] خدا12 محتاج باشید.

 1 . در اصل وصیت: بگوئید

 2 . در اصل وصیت: کربلاهاها

 3 . در اصل وصیت: آنها را

 4 . در اصل وصیت: بفرمان

 5 . در اصل وصیت: بخدا

 6 . در اصل وصیت: بما

 7 . در اصل وصیت: بتوکل

 8 . در اصل وصیت: بخدای‌

 9 . در اصل وصیت: بخاطر

 10 . در اصل وصیت: ارج

 11 . در اصل وصیت: ننمائید

 12 . در اصل وصیت: بخدا

ادامه وصیت نامه

اگر نخو[ ا] ست بنشیند و خواست بعد از من شوهر کند، مهریه او را از خانه هر چقدر شد از نظر شرعی بدون ناراحتی به او بدهید و امیدوارم سرپرست خوبی برای بچه هایم باشید، خدا یاور و نگهدارتان1 باشد خداحافظ. همسرم بعد از من از شما خواهش دارم نه خودت و نه بچه ها2 به خانه منافقین3 رفت و آمد و معاشرت نداشته باشید و اگر چنین کنید مدیون منی: هر چه مال دارم [ به] بچه هایم تعلق می گیرد و برای هر چه خرج کرده از مال خودم خرج کن[ ی] د. والسلام علیکم [ و رحمه الله و] برکاته

 امضاء رحیم احمدی 65/10/20

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند                                             فرزند و عیال و خانمان را چه کند

 دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                                                     دیوانه تو هر دو جهان را چه کند4

 1 . در اصل وصیت: نگهداریتا

 2 . در اصل وصیت : بچه ها را

 3 . در اصل وصیت: منافیقین در

 4 . شعر از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری‌.

اصل سند