شهید علی‌ الماسی‌

علی‌ الماسی‌
  • نام : علی‌ الماسی‌
  • تاریخ تولد : 1333/3/30
  • محل تولد : روستای‌ اوباتو از توابع شهرستان قوچان
  • تاریخ شهادت : 1361/5/26
  • محل شهادت : دیواندره

 شهید­ علی‌ الماسی‌

 نام پدر: محمد

 تاریخ تولد: 1333/3/30

 محل تولد: روستای‌ اوباتو از توابع شهرستان قوچان

 تحصیلات: بی‌ سواد

 وضعیت شغل: کشاورز

 وضعیت تأهل: متأهل

 ارگان اعزام کننده: بسیج

  تاریخ شهادت: 1361/5/26

 محل شهادت: دیواندره

 نحوه شهادت: اصابت گلوله

 محل دفن: شهرستان تکاب


 درنگ:

 شهید با طلب بخشش از خانواده وصیت خود را آغاز می‌کند. وی‌ خود را دلباخته امام و دلسوخته اسلام می‌داند. در راز و نیاز با خدا آرزوی‌ شهادت می‌کند و از نفس اماره و غرور و تکبر به خدا پناه می‌برد. شهید در توصیه به تربیت صحیح فرزندان بازماندگان را به مبارزه در راه انقلاب با سلاح و قلم و حجاب و نماز سفارش کرده و پشتیبانی‌ از ولایت فقیه و امام را گوشزد می‌کند. شهید با هشدار درباره فریب منافقان از مادر خود می‌خواهد که برای‌ شهادت وی‌ دعا کند و با سفارش مکرر درباره ولایت فقیه، انقلاب و امام وصیت خود را به پایان بَرد. شهید در استان خراسان متولد و در استان آذربایجان غربی‌ دفن شده است.


وصیت نامه شهید علی الماسی
[ به] نام1 الله کوبنده ستمگران و یاور مظلومان2

 خدمت برادرانم احمد و محمد سلام و عرض ادب دارم. امیدوارم اگر بدی از من دیده ای[ د] با کرم و لطف و بخشش خودتان من را ببخشید. بار الهی الاحقر فردی هستم دلباخته امام خمینی و دلسوخته اسلام و پشیمان از غرور جوانی و نفس اَماره.

 بار خداوندا به من یاری عطا فرما تا بتوانم به انقلاب اسلامی که امام خمینی فریادگر عصر و امید بخش محرومان بنیان گذار آن3 است، خدمت کنم و در راه آن ثابت قدم بمانم و جان ناچیزم را فدای آن کنم. خداوندا شهادتی را که پیامبران و اولیاءا... تعریفش نموده اند نصیب این بنده حقیر نما. خداوند کمکم کن تا فریب شیطان صفتان و نان به نرخ روزخوران را نخورم و بتوانم با دشمنان این انقلاب که نمی خواهند کشور آرام بماند و حق به حق دار برسد بجنگم. بار الهی من عاشق امام و انقلاب شده ام، بر من توفیقی‌ ببخش تا التزام واقعی به دین مبین اسلام و خون شهدا داشته باشم. خداوندا از تو می خواهم آن شهادتی را که در قرآن به آن اشاره کرده ای نصیب من گردانی تا خون سرخم آن نفس اَماره و غرور و تکبر جوانیم را بشوید. بار الهی هیچ پناهی ندارم، بجز پناه تو [ پناهی‌] نباشد و انقلابی که با خون به ثمر رسیده است.

 مادر جان خیلی وقت است خواب های خوبی می بینم. انسان های خوب و اولیای خدا را در خواب می بینم. احتمال دارد بروم و دیگر برنگردم من را حلال کن. و برادرم احمد سرپرست بچه هایم باشد طوری آنها را تربیت کنید که سربار جامعه نشوند و هیچ وقت از انقلاب دوری نکنند. با سلاح و قلم وحجاب و نماز و فریاد در مراسم4 چون مشتی باش[ ن] د بر ده[ ا] ن خائنان. پشتیبان ولایت فقیه و امام باشند، فریب منافقان را نخورند؛ آن هایی که از اسلام و انقلاب دل خوش ندارند. من چیزهای از دشمنان انقلاب دیده ام، می دانم آن ها از روی منافقگری رنگ عوض می کنند ولی دشمن هستند، در کمین نشسته اند [ و] منتظر فرصت هستند. اینها قرآن پاره کردند. به پیامبر اهانت نمودن[ د] و خدا را تکذیب نمودن[ د] [ و] رحم به هیچ مظلومی نکرده و نمی کنند. مشغول رایج کردن فساد در جامعه هستند. مادرجان دعا کن اگر قرار است که بمیرم بدست آن کافرانی کشته بشوم که هیچ اعتقادی به خدا و قرآن ندارند. بگذار با خون من و امثال من این انقلاب بیمه شود و دشمنان روسیاه گردند. اما وصیت من به دوستان و آشنایان آگاه این است که به فرزندانتان یاد بدهید که پشتیبان ولایت فقیه باشند. همین و بس، دیگر انقلاب هیچ مشکلی نخواهد داشت. بر علیه دشمن مان مبارزه کنید و امام و انقلاب و ایران عزیز را فراموش نکنید.

  والسلام علی الماسی 61/3/15 [ محل امضا]

 1 . در اصل وصیت: بنام

 2 . وصیت دیگرنوشت در یک برگه بدون خط نوشته شده و به تأیید مادر شهید غنجه موسوی‌ ( فاطمه) رسیده است.

 3 . در اصل وصیت: ان

 4 . در اصل وصیت: مراسمات

 اصل وصیت نامه