شهید یغنعلی‌ احمدی‌

یغنعلی‌ احمدی‌
  • نام : یغنعلی‌ احمدی‌
  • تاریخ تولد : 1344/7/14
  • محل تولد : روستای‌ حسن تیمور از توابع شهرستان بیجار
  • تاریخ شهادت : 1362/8/5
  • محل شهادت : روستای‌ پشت تنگ بیجار

 شهید یغنعلی‌ احمدی‌ 

 نام مادر: افروز ■نام پدر: نباتعلی‌

 تاریخ تولد: 1344/7/14

 محل تولد: روستای‌ حسن تیمور از توابع شهرستان بیجار

 تحصیلات: پایان دوره راهنمایی‌

 وضعیت شغل: پاسدار

 وضعیت تأهل: مجرد

 ارگان اعزام کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 تاریخ شهادت: 1362/8/5

 محل شهادت: روستای‌ پشت تنگ بیجار

 نحوه شهادت: اصابت ترکش

 محل دفن: گلزار شهدای‌ شهرستان بیجار


درنگ:

 شهید با سلام به امام امت و امت شهید پرور وصیت خود را آغاز و خود را فدایی‌ اسلام و قرآن و رهبر می‌داند. وی‌ در ادامه با حلالی تطلبیدن از بازماندگان برآورده شدن آرزوی‌ شهادت را از خدا می‌خواهد. در ادامه از بازماندگان می‌خواهد بدون هراس از مرگ به مبارزه برای‌ نابودی‌ دشمنان غرب و شرق رفته و با یاری‌ از خداوند توفیق شهادت نصیبشان گردد. وی‌ در پایان مرگ با شهادت را بهتر از زندگی‌ می‌داند.


وصیت نامه شهید یغنعلی احمدی
وصیت نامه برادر یغنعلی احمدی1 عضو سپاه، پاسدار وظیفه دیواندره2

 سلام من به امام امت و امت شهید پرور، [ به] عرض3 می رسانم، و [ به] عرض4 این امام امت وصیت نامه خودم را می رسانم5 و هم [ به] عرض6 برادرهای عزیزم که همسنگر من بودند می رسانم7 و هم [ به] عرض8 این ملت شهیدپرور بیجار9 می رسانم10 . و من اولاً جان خود را [ برای‌] اسلام11 و قرآن و رهبر عزیزم فدا کردم. و برادر جان مرا ببخشید که خیلی زحمت [ برای‌] من12 کشید[ ید]. علی جان مرا حلال کن برادر عزیزم، ای که تو تنها برادر بودید13 برای من. علی جان من کوچک بودم که خیلی زحمت کشیدید برایم تا مرا بزرگ کردید. و آرزوی زندگی داشتم که سر و سامانی برای خودم بگیرم اما آن آرزو، خدا خواسته که آرزوی شهید شدن نصیب مرا کرد. اما علی جان ناراحت من نباش که شهید شدم انسان هر موقع که باشد از این دنیا [ می‌ رود و] عمرش می گذرد و به سر14 می رود، پس برادر عزیزم انسان هر چه زودتر از این دنیا برود به نظر من بهتر است. و برادر عزیزم علی جان خیلی آرزوی شهید شدن داشتم. خداوند آرزو[ ی‌] شهید شدن را نصیب مرا کرد، برادر عزیزم علی جان. و باز هم [ به] عرض15 خواهران16 عزیزم عالیه و زرّی اول سلام و بعد وصیت نامه خود را بر روی یک ورق کاغذ می نویسم که جان خود را [ در راه] اسلام17 و قرآن و رهبر عزیز شهیدپرور فدا کردم و جان سپردم. و ای خواهران عزیزم خیلی به شما زحمت دادم و زحمت کشیدید

 1 . وصیت در دو برگ بدون خط نوشته شده و ممهور به مهر بنیاد شهید شهرستان بیجار است.

 2 . شهرستان دیواندره، در شمال استان کردستان قرار دارد.

 3 . در اصل وصیت: بعرض

 4 . در اصل وصیت: بعرض

 5 . در اصل وصیت: بعرض می‌ رسانم

 6 . در اصل وصیت: بعرض

 7 . در اصل وصیت: بعرض می‌ رسانم

 8 . در اصل وصیت: بعرض

 9 . شهرستان بیجار در بخش باختری‌ استان کردستان واقع شده است. این شهرستان بعد از شهرکرد بلندترین شهر ایران است.

 10 . در اصل وصیت : بعرض می‌ رسانم

 11 . در اصل وصیت: فدای‌ اسلام

 12 . در اصل وصیت : به من

 13 . در اصل وصیت: می‌ بودید

 14 . در اصل وصیت: آن بسر

 15 . در اصل وصیت: بعرض

 16 . در اصل وصیت: خواهرانم

 17 . در اصل وصیت: فدای‌ اسلام

ادامه وصیت نامه

[ برای‌] من1 و مرا بزرگ کردید. و ای خواهران عزیزم و من شما را قسم می دهم که علی تنها برادر مانده و دلش را نرنجانید که علی تنها برادر شما است؛ حلالم کنید. و به همچنین سلام مرا به برادر زاده هایم فاطمه و عباس [ به] عرض2 می رسانم که آرزو داشتم که عروسی برادرزاده هایم را می دیدم و راه می انداختم [ تا] آنها3 به آرزوی خودشان برسند اما این آرزو، خدا خواسته که شهید شدن نصیب مرا کرد و در ضمن به فاطمه و عباس نگویید4 که عموی شما، یغنعلی شهید شده [ است] چون فاطمه و عباس خیلی به من علاقه داشتند. امّا چه کنم که از این دنیا رفتم و از شما جدا شدم و مرا حلال کنید. و به همچنین سلام مرا به تمامی خواهرزاده های عزیزم از کوچک به بزرگ، [ به] عرض5 عالیه جان و زری جان [ می‌ رسانم]. آرزو داشتم که سر و سامانی برای خودم بگیرم که عروسی تمامی بچه های شما را می دیدم و راه می انداختم. امّا این آرزو خدا خواسته که شهید شدن6 نصیب مرا کرد، امّا چه کنم این خواسته خدا است. ای خواهران عزیزم که عروسی بچه های شما را ندیدم و خیلی هم [ برای‌] من7 زحمت کشیدید و امیدوارم که مرا ببخشید و حلال کنید. امیدوارم خواهرزاده هایم و برادرزاده های عزیزم به آرزوهای خود برسند. و به همچنین به تمامی خانواده عزیزم سید نورالدین حاصلی‌ از کوچک و بزرگ [ به] عرض8 [ سلام] می رسانم. اول سلام آقا جان آخر9 تو جای پدر من بودید [ چون] که من پدر نداشتم و تو ای آقاجان خیلی زحمت [ برای‌] من10 کشیدید و مرا ببخشید و حلالم کنید. آقاجان من جان خود را [ در راه] این11 دین اسلام و قرآن و رهبر شهید پرور فدا کردم. و جان خود را در غریبی سپردم12 و از شما جدا شدم. و امیدوارم مرا [ حلال کنید]13 آخر14 آقاجان من آرزو داشتم که سر و سامانی برای خودم بگیرم و زحمتهای تو را به15 [ نتیجه

 1 . در اصل وصیت: به من

 2 . در اصل وصیت: بعرض

 3 . در اصل وصیت: و آنها را

 4 . در اصل وصیت: نگوئید

 5 . در اصل وصیت: بعرض

 6 . در اصل وصیت: شدم

 7 . در اصل وصیت: به من

 8 . در اصل وصیت: بعرض

 9 . در اصل وصیت: آخه

 10 . در اصل وصیت: به من

 11 . در اصل وصیت : فدای‌ این

 12 . در اصل وصیت: جان خود را جان سپردم

 13 . در اصل وصیت ناخواناست.

 14 . در اصل وصیت: آخه

 15 . در اصل وصیت: به صرف بکنم

ادامه وصیت نامه

برسانم] امّا این خواسته خدا بود، [ من می‌ خواستم 1 این زحمتهای تو را جبران بکنم و این آرزو خواسته خدا بود که شهید شدم مرا حلال کنید. در ضمن حسن و محسن [ به شما که] جای‌ برادر من بودید سلام [ به] عرض2 می رسانم و اولاً جانم را [ در راه] این3 اسلام و قرآن و امام امت شهید پرور4 فدا کردم و در غریبی جان خود را از دست دادم و جان سپردم از این دنیا. و ای حسن جان و محسن جان برادران5 عزیزم اگر از من نگرانی [ یا ناراحتی‌] دیدید مرا ببخشید و ای برادران، من آرزو داشتم، آرزوی زندگی و [ می‌ خواستم] سر و سامانی بگیرم و خوش بخت باشم، امّا این خواسته پروردگار6 بود که [ به] این آرزو نرسیدم و به آرزوی شهید شدن [ رسیدم که] خداوند نصیب مرا کرده [ است]. امیدوارم مرا حلال کنید. خداحافظ شما. و در ضمن ای برادران عزیزم از مرگ نهراسید و دشمنان شرق و غرب را نابود کنید به یاری خدا، تا خداوند به شما برادران عزیز توفیق عنایت بدهد و از تمامی اقوام7 و خویشان [ می‌ خواهم که] ببخشید و مرا حلال کنید. خداحافظ همگی شما8 ای اقوام9 و خویشان و ای خواهران عزیزم و برادران عزیزم خداحافظ شما. مرگ بهتر از زندگی‌ است10 مخصوصاً [ برای‌] کسانی که11 شهید شدند و خدا نصیب شان کرده و به شهادت رسیدند.

 1 . در اصل وصیت ناخواناست.

 2 . در اصل وصیت: بعرض

 3 . در اصل وصیت: فدای‌ این

 4 . در اصل وصیت : شهیدپرور را

 5 . در اصل وصیت: برادرانم

 6 . در اصل وصیت: پروردگارا

 7 . در اصل وصیت: قومان

 8 . در اصل وصیت: شماها

 9 . در اصل وصیت: قومان

 10 . اشاره به فرموده امام خمینی‌ ( ره): ... که مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی‌ سیاه است. صحیفه امام جلد 14 صفحه 408 ، سخنرانی‌ در جماران در تاریخ 1360/3/16.

 11 . در اصل وصیت: کسانیکه

اصل سند