شهید عمر دادگر

عمر دادگر
  • نام : عمر دادگر
  • تاریخ تولد : 1340
  • محل تولد : روستای دیوزناو از توابع شهرستان سرو آباد
  • تاریخ شهادت : 1386/4/21
  • محل شهادت : مقابل درب منزلش

شهید عمر دادگر

 

تاریخ تولد: 1340

محل تولد: روستای دیوزناو از توابع شهرستان سرو آباد

تاریخ شهادت: 1386/4/21

محل شهادت: در مقابل درب منزلش

شهید عمر دادگر در سال 1340 در روستای «دیوزناو» از توابع شهرستان سرو آباد در خانواده ای مؤمن دیدگانش به فروغ هستی منور شد. در کنار پدر و مادری از ره پویان طریق دیانت، صداقت و عرفان، دوران طفولیت را سپری کرد و پای در رکاب توسن دانش نهاد و پس از طی مقطع ابتدایی به دلیل عدم توان مالی و نبود امکانات در روستا دفتر مشق عشق را بست و علی رغم هوش و ذکاوت سرشارش، با درس و مدرسه خداحافظی کرد و به کار کشاورزی روی آورد.

 

شهید دادگر در عنفوان نوجوانی بود که مرگ پدر بشدت اندوهگینش کرد و بار مسئولیت او را چند برابر نمود. عشق به اسلام و پیروی از دستورات شرع مبین را از همان آغاز دوره نوجوانی سرلوحه زندگی اش قرار داد و همه او را به صداقت، حسن نیت و پاکی و بی آلایشی می شناختند.

 

آن زمانی که امام خمینی (ره) کشتی انقلاب، را در اقیانوس متلاطم امت به حرکت در آورد، شهید دادگر نیز چون قطره ای در بی کرانگی این اقیانوس گم شد و هر آنچه را در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت. با پیروزی انقلاب اسلامی، عَلَم دفاع از انقلاب و امام راحل بر دوش گرفت و به مصاف افکار الحادی عناصر ضد انقلاب رفت و در طی این طریق سخت، مصائب و شدائد فراوانی را متحمل شد.

 

شهید دادگر زمانیکه احساس کرد باید با توان بیشتری وارد میدان مبارزه شود، بی درنگ به تکلیف دینی خود عمل نمود و سلاح به دست گرفت و به خیل پولادین مردان سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد پیوست و سال های متمادی دوشادوش دیگر همزمانش خالق حماسه های جاودانه گردید.

 

شهید دادگر از سال 1364 به سپاه کامیاران منتقل شد و مسئولیت های مختلف عملیاتی را در مناطق حساسی چون سرچی، نیر و مهراب عهده دار شد و مردانه به مصاف خصم زبون رفت. همرزمان این پیشمرگ دلاور، او را مسلمانی متعهد، با اخلاق، نیکومنش، صبور و رزمنده ای جان بر کف، شجاع و قاطع معرفی می کنند. دلاوری که غریو سلاحش و نجوای استغاثه هایش هنوز هم در شاهو، سرچی، گازرخانی و صدها نقطه دیگر از کردستان طنین انداز است.

 

شهید دادگر در طول خدمتشان مسولیت های مهمی را عهده دار بودند، از جمله مسئولیت ستاد ثار الله کامیاران، فرمانده گروه ویژه، فرمانده گرهان عملیات سرچی، نیر و مهراب. این فرمانده ی دلاور، تجسم اخلاق اسلامی و الگوی دین داری، دین مداری و اطاعت پذیری بود و در تمام مدت خدمت هدفی جز دفاع ار اسلام، میهن و مردم نداشت.

 

فرزند شهید در رابطه با افکار انقلابی پدرش می گوید:«هر وقت مأموریت عملیاتی به پدرم ابلاغ می شد، بند دلم می لرزید و می ترسیدم، احساس خطر می کردم و فوری پیش پدر می رفتم و با التماس از او می خواستم به مأموریت نرود، اما او با صبر و متانت همیشگی اش می گفت: دخترم، این حرف را نزن، من باید بروم، حضور در میدان دفاع از انقلاب اسلامی وظیفه دینی و ملی من  است، من خادم مردم و پاسدار خون شهدا هستم، من باید دینم را هم به مردم و هم شهدا ادا کنم. پدرم همیشه قبل از رفتن دو رکعت نماز می خواند و بعد از آن دعا می کرد. یکی از دعاهای پدرم که بارها شنیده بودم؛ طلب شهادت از خداوند بود، می گفت: «خدایا شهادت در راه خود را نصیبم کن»

 

این دادگر دلاور پس از بیست و هشت سال تلاش و مجاهدت در شامگاه بیست و یکم تیرماه سال 1386 در مقابل درب منزلش مورد هجوم ناجوانمردانه دشمنان خدا و خلق قرار گرفت و همراه فرزندش ادریس جام شهادت را سر کشید و اجر سال ها جهاد را ا حضرت دوست گرفت.