شهید غلامرضا داودنیا ­

غلامرضا داودنیا ­
  • نام : غلامرضا داودنیا ­
  • تاریخ تولد : 1333/2/5
  • محل تولد : روستای‌ توپ آغاج -بیجار
  • تاریخ شهادت : 1361/11/21
  • محل شهادت : روستای‌ هزارکانیان دیواندره

 شهید غلامرضا داودنیا ­

 

پاسدار شهید غلامرضا داودنیا در پنجمین روز از اردیبهشت ماه سال 1333 در خانواده­ای متدیّن و مذهبی در روستای توپ­ آغاج از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار گروس دیده به جهان گشود. پدرش ابراهیم و مادرش بانو زبیده نام داشت. پدر و مادرش با عشق به ائمه­ اطهار (ع) و حضرت علی ­بن­ موسی ­الرضا(ع) نام فرزند خود را غلامرضا نهادند.

 

غلامرضا در کانون گرم خانواده­ای روستایی و در دامان مادری دلسوز و تحت حمایت پدری سخت کوش رشد و نمو یافت و با رسیدن به سن هفت سالگی راهی مدرسه شد. شغل اکثر مردم روستا باغ ­داری و کشاورزی بود و غلامرضا از همان دوران کودکی در کنار تحصیل علم به پدرش کمک می کرد و عصای دست پدرش بود.

 

غلامرضا با اتمام تحصیلات دوره ابتدایی به دلیل نبود امکانات تحصیلی در روستا و نبود شرایط مهاجرت به شهر، همانند بیشتر بچه­های روستا ترک تحصیل کرد و در کنار سایر اعضای خانواده به فعّالیّت پرداخت.

 

سال 1352 بود که غلامرضا به خدمت سربازی فراخوانده شد و دو سال خدمت وظیفه­ سربازی را در ارتش به پایان رساند و پس از فراغت از خدمت نظام وظیفه و بازگشت به روستا ازدواج کرد.

 

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، غلامرضا از مدافعین نظام و انقلاب بود و با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه برای انجام دوره­ احتیاط عازم جبهه شد و در تیپ 84 خرم­آباد شش ماه از مرزها­ی میهن اسلامی پاسداری کرد. پس از اتمام دوره احتیاط غلامرضا تکلیف را از خود ساقط ندید و کماکان این احساس را داشت که باید تا آخرین نفس از نظام نوپای اسلامی دفاع نماید. بر همین اساس در سال 1361 با وجود همسر و دو فرزند با عضویّت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عازم منطقه هزار کانیان دیواندره شد.

 

هزار کانیان تازه پاکسازی شده بود و همواره در معرض خطر حمله گروهک های ضدانقلاب قرار داشت. شهید غلامرضا داودنیا پس از چندین ماه خدمت صادقانه در منطقه هزار کانیان دیواندره در روز بیست و یکم بهمن ماه سال 1361 در مصاف با عوامل گروهک های ضدّ انقلاب ـ حزب منحله­ دموکرات ـ شربت گوارای شهادت را سر کشید و به حیات ابدی دست یافت.

 

 


 

 درنگ:

 

 شهید دو وصیت نوشته است. وصیت اول را با اشاره به بخشی‌ از آیه 156 سوره بقره آغاز کرده و پدر را وکیل خود قرار داده و بازماندگان را به پرداخت بدهی‌ها و پرداخت مهریه همسر توصیه می‌کند. شهید در وصیت دوم با سلام بر مهدی‌ ( عج) و امام خمینی‌ از آرزوی‌ دیدار رهبر می‌گوید. ایشان شهادت را سعادت و نعمت دانسته و بازماندگان را به یاری‌ اسلام دعوت می‌کند. و آنها را به صبر خوانده و تربیت اسلامی‌ فرزندان و آشنایی‌ آنها با نماز و قرآن را به بازماندگان توصیه می‌کند. شهید پی‌ در پی‌ یاری‌ امام را گوشزد می‌کند.

 

وصیت نامه شهید غلامرضا داودنیا

 

[ بسمه تعالی‌]1

 

 61/ 10/ 9

 

 انَِّا لِله وَ انَِّا الَِیهِ راجِعوُن2 ؛ وصیت نام[ ه] یست از اینجانب غلامرضا داودنیا فرزند ابراهیم داودنیا پاسدار رسمی شهرستان بیجار3 گروس استان4 سنندج ساکن توب آقاج سنجش بیجار5 طبق دستور پیغ[ م] بر خدا که لازم است برای هر فرد مسلمان وصیت نامة داشته باشید6 وظیفة شرعی دانستم وصیت عمل می نمایم7 اولاً8 درود به رهبر کبیر انقلاب9 و [ بنیانگذار]10 جمهوری اسلامی ایران نایب بر حق امام زمان ( عج) خمینی بت شکن. بنا به حال خود، به اختیار خود، با حضور چند نفر برای یادبود نمودم بدون تخلف به خانوادگی باشد به این شرح است وکیل نمود[ م] به پدرم ابراهیم را به خودم و قرص نمودم عیالم معصوم[ ه] را به اختیار [ باشد]11 عمل کردی، قرض اینجانب د[ ه] هزار تومان می باشد به سپاه ماه[ ی‌] پانصد تومان باید بدهند. البته طلب کار اینجانب به [ این] شرح است: 1 حسین داودنیا چهارهزار تومان، 2 مالیک فیض ز[ ا] ده یک هزار [ و] دویست تومان، 3 یونس عظیم زاده ششصدتومان، 4 قربانعلی داودنیا دو هزار تومان بدهکار به شرکت دوهزار تومان لوازمات خانه از قبیل فرش 3 قط[ ع] ه است و لوازمی12 دیگر خانواده باشد. طلب اینجانب به بانک13 نزدیک به هشت هزار تومان می باشد. محل دفن اینجانب روستای توب آقاج باشد. خرجی و مخارجی تا اندازه کافی، چون که مال متعلق به بچه ها دارد. البته بعد از شهادت و [ مراسم] چهل[ م] اندازه کم و قبول باشد. و مهریه عیالم باید داده شود، چون که یادم نیست چندهزار تومان است. امید آن دارم که این وصیت نامه طبق

 

 1 . دو وصیت با دو خط متفاوت در چهار برگه آرم دار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌ وشته شده و ممهور به مهر بنیاد شهید انقلاب اسلامی‌ شهرستان بیجار است. بین خطوط با خط دیگری‌ آمده: 61/11531/1ش- 42.

 2 . ( سوره بقره، بخشی‌ از آیه 156 / ... ما به فرمان خدا آمده ایم و باز بسوی‌ او رجوع خواهیم کرد.)

 3 . در اصل وصیت: بچار

 4 . در اصل وصیت: آستان

 5 . در اصل وصیت: بچار

 6 . اشاره به حدیث نبوی‌: قال رسول الله: الوصیه حق علی‌ کل مسلم ( المقنعه، ص 666 / وصیت بر هر مسلمانی‌ واجب است)

 7 . در اصل وصیت: مینمائم

 8 . در اصل وصیت: آولاً

 9 . در اصل وصیت: اینقلاب

 10 . در اصل وصیت: بنیان گزار

 11 . در اصل وصیت: باشند

 12 . در اصل وصیت لوازیمی‌

 13 . در اصل وصیت: بانگ

 

ادامه وصیت نامه

 

نوشته عمل شود ان شاالله1 نگهدار[ ی‌] پسرانم به عهده خداوند باشند. و[ ال] سلام علیکم، الحقیر غلام رضا داودنیا فرزند ابراهیم ساکن توب آقاج

 

 از شیرعلی‌ بدله گو دو هزار تومان طلب دارم.            مورد گواهی‌ محسن خورشیدی‌

 

 [ محل امضاء]

 

 غلامرضا داودنیا [ محل امضاء]

 

و علی محمدی 900 تومان طلب2 دارم

 

 عیسی‌ قهرمانی شره بلاغ 500 تومان طلب3 دارم

 

 و یک عدد فرش یک پنج چارک ولی‌ الله عیوزنیا شریک حسین خانه ی آن است و قربانعلی عظیم زاده 200 تومان طلب4 دارم 3000 توم[ ا] ن هم کمک دادم

 

 [ وصیت نامه دیگر]

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

 با نام خداوند بخشندة مهربان وصیت نامه5 خودم غلامرضا داودنیا را برای خانواده ام و امت شهیدپرور ایران بدین گونه آغاز می کنم با درود و سلام بی پایان بر حضرت مهدی( عج) و نائب بر حق او امام امت خمینی بت شکن؛ رهبری عزیزی که اسلام را دوباره عمری تازه بخشید و درود بر امت همیشه بیدار ایران. رهبرم [ آرزویم]6 این بود که با پیروزی‌ به دیدار شما آیم؛ ولی شاید نعمت شهادت زودتر به لزوم آید، لذا این حرف همیشه بر زبانم هست روح منی خمینی. پیام من به رهبر عزیزم و ملت شریف ایران این است که تا آخرین صدای گلوله که در کردستان ب[ ه] صدا در آید مقاومت می کنم و از خون خودم کوه های پهناور کردستان را رنگین می کنم. ای امت همیشه بیدار، همواره یار امام امت باشید و یار و یاوری اسلام رانمایید7 تا دشمن بزرگ اسلام را به زانو در آورید . و روح شهدا را خوشحال و شاد نمایید8.

 

 1 . در اصل وصیت: اینشاالله

 2 . در اصل وصیت: تلب

 3 . در اصل وصیت: تلب

 4 . در اصل وصیت: تلب

 5 . در اصل وصیت: وسیتنامة

 6 . در اصل وصیت: آروزیم

 7 . در اصل وصیت: نمائید

 8 . در اصل وصیت : نمائید

 

ادامه وصیت نامه

 

چند سخنی با خانواده ام؛ سلام بر پدر گرام ی[ ا] م و دورد بی پایان بر مادر عزیزم، که [ مرا] همچون فرزندی در دامن خود پروراند که پای خود را جای پای یاران حسین( ع) بگذارد. مادرم اگر سعادت شهادت نصیب1 من شد، مبادا زیاد ناراحتی کنی که دشمن اسلام و انقلاب از این کار تو شاد شود. پس از خدای بزرگ جهت شما و تمام خانواده صبر و استقامت خواهانم و اما تو ای همسر عزیزم که مونس و هم یار من در پرورش کودکان بوده ای و هستی امیدوارم که همچون حضرت زینب( س) پر صبر و شکیبا باشی و فرزندان عزیزم را باتربیت اسلامی بزرگ نمایی2 سعی کن که بچه ها را با قرآن آشنایی3 دهی که خداوند بزرگ از شما راضی باشد ان شاءالله و تو ای فرزند گرام ی[ ا] م رضاجان امیدوارم که در زندگی فردی شجاع و مسلمان و مبارز در راه اسلام باشی. فرزندم امیدوارم که وقتی که بزرگ شدی اگر توانستی اسلحه مرا برگیری و برعلیه کفر بجنگی و سعی کن که به مدسه که رفتی درست را خوب بخوانی تا شاید4 از راه درس و فکر اسلامی بتوانی مردم را ارشاد کنی. و سلام من به تو ای فرزندم عباس جان امیدوارم که در کارهای خانه به مادرت کمک کنی و نماز را چراغ راهت قرار دهی و ایمان ب[ ه] خدا را امید زندگی در دنیا و آخرت در پایان ب[ ه] ت[ م] ام دوستانم و خویشانم و هم وطنانم سلام می رسانم و همواره این پیام را دارم که امام را تنها نگذارید امام را تنها نگذارید امام را تنها نگذارید و خواهران تقاضا دارم که [ در حفظ] حجاب اسلامی را کوشا باشند که باعث سربلندی شهداست و [ ال] سلام

 

 1 . در اصل وصیت: نسیب

 2 . در اصل وصیت: نمائی‌

 3 . در اصل وصیت: آشنائی‌

 4 . در اصل وصیت: شایت