شهدای اطلاعات سپاه کردستان
تاریخ ارسال : سه شنبه 20 تیر 1396 / 11:53|کد خبر : 1436

خبر » هیچ وقت با دشمنان انقلاب از در سازش و آشتی وارد نشوید

هیچ وقت با دشمنان انقلاب از در سازش و آشتی وارد نشوید

 

همسرم می گفت: قول بده اگر شهید شدم صبور باشی و راهم را ادامه دهی. هیچ وقت با دشمن از در آشتی و سازش وارد نشوی. از بچه هایم به عنوان امانت خوب نگهداری کن و آنها را برابر دستور دین مبین اسلام تربیت کن.


 

به گزارش پیشمرگ روح الله، پاسدار شهید رشید نادری ـ مشهور به عبدالله بدخشانی ـ در سال 1325 در روستای نی از توابع شهرستان مریوان به دنیا آمد. رشید وقتی هفت ساله شد به مدرسه رفت و در کنار تحصیل، یادگیری قرآن را نیز شروع کرد و با آن انس گرفت.

 

عبدالله علی رغم فشارهای مالی و فقر توانست تا سال سوم راهنمایی به تحصیلش ادامه دهد و پس از آن به کار کشاورزی پرداخت. او در روستای نی از محبوب ترین و صادق ترین مردان محسوب می شد. عبدالله اهل مسجد، نماز و کلاس قرآن بود و با تمام توان در نشر و اشاعه فرهنگ امر به معروف تلاش می کرد. چون در نظر مردم خود مظهر تقوا و پاک دامنی به شمار می آمد سخنانش نیز بسیار تأثیر گذار بود. همیشه و در همه حال یار و یاور مردم محروم و مستضعف روستا بود و از ظلم هایی که توسط حکومت ستم شاهی بر آنان روا داشته می شد رنج می کشید و همیشه مترصد فرصتی بود تا به طرق مختلف بتواند ضربه ای به نظام فاسد شاهنشاهی وارد آورد.

 

زمانیکه درفش مبارزه با حکومت پهلوی بوسیله حضرت امام خمینی(ره) برافراشته شد، عبدالله جزء مشتاقان و مریدانی بود که سخنان مقتدایش را با گوش جان شنید و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد. وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، عبدالله به اتفاق هم فکرانش به پاسداری و حراست از آن پرداخت و به روشنگری اذهان مردم در خصوص شناخت حق از باطل و شناساندن هویت پلید گروهک های ضد انقلاب پرداخت.

 

تا اینکه عبدالله احساس کرد در راه حفظ دست آوردهای انقلاب اسلامی باید سلاح به دست گرفت؛ در این زمان بود که به عنوان یکی از اعضای تشکیل دهنده سپاه مریوان وارد عمل شد. این شهید گرانقدر در راه دفاع از آرمان های مقدس انقلاب رنج ها و زحمت های طاقت فرسایی متحمل شد. او از نیت شوم گروهک های ضد انقلاب و مزدوران استکبار جهانی آگاه بود و می دانست که در منطقه مریوان گرد هم جمع شده اند تا رخنه ای در عزم ملت مسلمان و ارکان حکومت اسلامی ایجاد کنند. از این روی پیوسته خود و یارانش را در معرض شهادت می دید.

 

آمر به معروف بود

 

درگیر و دار مسایل پس از انقلاب و حضور گروهک ها در استان کردستان، شهید بدخشانی لحظه ای از ارشاد و راهنمایی مردم غافل نماند. به خاطر عشق و علاقه فراوانی که به نماز و عبادت داشت همیشه در مساجد حضور پیدا می کرد و در هر فرصتی که دست می داد برای مردم درباره انقلاب اسلامی صحبت می کرد و تلاش می کرد تا توطئه های ضدانقلاب را خنثی نماید. هر جایی که می دید عده ای جوان دور هم جمع شده اند از فرصت استفاده می کرد و به ارشاد آنان می پرداخت و ضرورت اقامه فریضه نماز جماعت را به آنها تذکر می داد. بعضی وقت دوستانش به او می گفتند: این کارها وظیفه تو نیست، این مسایل را باید علمای دین برای مردم بگویند. اما شهید بدخشانی نارحت می شد و می گفت: دین یعنی امر به معروف و نهی از منکر.

 

همسر شهید نقل می کند:

 

چند سالی می شد که با هم ازدواج کرده بودیم، در خانه ما جز صداقت، پاکی و عطر معنویت چیز دیگری وجود نداشت. با اینکه از مال دنیا به اندک قناعت کرده بودیم، اما جای خالی کمبود های مادی را صداقت و معنویت همسرم پر کرده بود. دو فرزند داشتیم که برای من و همسرم از جان عزیزتر بودند.

 

زمانیکه در تنگنا گیر کرده بودیم و همسرم احساس می کرد من از این موضوع خیلی نگرانم به من گفت: معصومه نگران نباش! خدا رزق و روزی بندگانش را عهده دار شده است. من اگر لباس تنم را بفروشم، نمی گذارم به شما سخت بگذرد. همسرم الگو و اسوه مردانگی و شهامت بود.

 

همسرم شب قبل از شهادتش به من گفت: معصومه جان! به یقین می دانم که شهید می شوم.

 

ـ آیا می توانی ما را تنها بگذاری و بروی؟

 

ـ برای رضای خداوند و برای عمل به فرمان حضرتش که می فرماید: «با دشمنان من و سران کفر بجنگید».

 

ـ خودت می دانی اگر واقعاً دفاع از دین خدا این قدر ضرورت دارد، پس به وظیفه ات عمل کن!

 

ـ یک خواهشی از تو دارم.

 

ـ بفرما! حتماًانجام خواهم داد.

 

ـ قول بده اگر شهید شدم صبور باشی و راهم را ادامه دهی. هیچ وقت با دشمن از در آشتی و سازش وارد نشوی. از بچه هایم به عنوان امانت خوب نگهداری کن و آنها را برابر دستور دین مبین اسلام تربیت کن.

 

۲۳ تیرماه سال ۵۸ تعداد ۲۵ نفر از پاسداران در مقابل سیل عظیمی از تروریست های تا بن دندان مسلح، دلیرانه مقاومت و پایمردی کردند و با ریختن خون سرخشان بر سنگفرش‌های خیابان‌های مریوان به جاودانگی رسیدند. از این تعداد ۸ تن از پاسداران و یاوران مکتب قرآن شربت گوارای شهادت نوشیدند و به درجه رفیع شهادت نایل آمدند که شهید عبدالله بدخشانی یکی از این شهدا بود.

 

این واقعه برای گروه‌های ضدانقلاب در آن روز یک رسوایی تمام عیار به حساب می‌آید. چرا که نه تنها مردم مریوان، بلکه همه کردستان از این جنایت هولناک متأثر شدند و در مجامع مختلف به طرق گوناگون اعلام نارضایتی کردند.