شهدای اطلاعات سپاه کردستان
تاریخ ارسال : دوشنبه 26 تیر 1396 / 10:16|کد خبر : 1446

خبر » ما را از مرگ نترسانید

ما را از مرگ نترسانید

 

روزیکه که نیروهای ضد انقلاب سید جاسم را آزاد می کردند، با تهدید به او گفتند: اگر بار دیگر به جرم همکاری با حکومت مرکزی دستگیر شوی، اعدام خواهی شد. سید جاسم هم با لبخندی که روی لبش بود پاسخ داد: ما را از مرگ نترسانید.


 

به گزارش پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد شهید سید جاسم ابراهیمی فرزند سید جواد در روز سوم آبان ماه سال 1342 در روستای صلوات آباد از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در خانواده ای مدتین دیده به جهان گشود.

 

سید جاسم پس از پایان دوران کودکی پای در رکاب سمند علم و دانش نهاد و عازم مدرسه شد و تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی آغاز کرد. جاسم در سال سوم راهنمایی تحصیل می کرد که حرکت یک پارچه مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) علیه حکومت ستم شاهی آغاز شد.

 

سید جاسم که در خانواده ای اهل دین و معرفت پرورش یافته بود، به محض آشنایی با اندیشه های بلند امام خمینی(ره) به جمع پیروان این فرشته نجات پیوست و در روزهای شور و شهادت پا به پای مردم دیارش در مبارزه با حکومت ستم شاهی حضور فعال داشت.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور ناموجه عناصر ضدانقلاب در کردستان، سید جاسم در سنگر مدرسه در برابر آن ها ایستاد و افکار و عقایدشان را به باد انتقاد گرفت. سال 1358 بود که سید جاسم توسط نیروهای ضدانقلاب دستگیر و روانه زندان شد، اما هیچ گاه دست از حمایت دین و انقلاب اسلامی برنداشت.

 

با آغاز پاکسازی شهر سنندج از لوث وجود گروهک های ضد انقلاب، سید جاسم به صف پولادمردان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و سلاح دفاع از حق و حقیقت را به دوش گرفت و به مصاف دشمنان انقلاب اسلامی رفت.

 

این پیشمرگ دلاور پس از مجاهدت های فراوان و حضور در عملیات های مختلف، سرانجام در روز سی و یکم تیرماه سال 1359 در درگیری با مزدوران اجنبی در روستای زنوری از توابع بخش چناره شهرستان مریوان هدف گلوله های مزدوران داخلی قرار گرفت و به خیل جاودانه های تاریخ پیوست.

 

پدر شهید نقل می کند:

 

یک بار که عناصر ضدانقلاب سید جاسم را دستگیر کرده بودند، برای آزادی اش از چنگال نیروهای ضد انقلاب به دنبالش رفتم تا شاید بتوانم فرزندم را آزاد کنم، اما نیروهای ضدانقلاب من را نیز دستگیر و زندانی کردند. بعد از مدتی تعدادی از اقوام و آشنایان آمدند و با وساطت و پا درمیانی آن ها ما آزاد شدیم.

 

جرم جاسم پخش و توزیع اعلامیه های سازمان پیشمرگان مسلمان کرد بود که مخفیانه به سنندج فرستاده می شد. نیروهای ضدانقلاب در زندان به سید جاسم گفته بودند: چرا اعلامیه حکومت را در میان مرم توزیع می کنی؟

 

سید جاسم هم پاسخ داده بود:« شما چرا اسلحه برداشته اید؟ اصلاً برای چه کسی کار می کنید؟ شما مگر از حق و حقوق مردم کُرد دم نمی زنید، پس چرا زندان هایتان پر است از مردم کرد زبان؟ چرا مردم را به جرم دفاع از عقایدشان تیرباران می کنید؟ آیا معنی دفاع از خلق کرد این است؟

 

من مسلمان هستم و به جمهوری اسلامی علاقه دارم و دوست دارم قانون خدا در جامعه حاکم باشد و نه اندیشه های مارکس و لنین. شما چرا تحمل فعالیت بچه مسلمان ها را ندارید؟ من تا زمانی که زنده هستم از باورهایم دفاع خواهم کرد».

 

زمانی که نیروهای ضد انقلاب سید جاسم را آزاد می کردند، او را تهدید کردند: اگر بار دیگر به جرم همکاری با حکومت مرکزی دستگیر شوی، اعدام خواهی شد. سید جاسم هم با لبخندی که روی لب داش پاسخ داد: ما را از مرگ نترسانید.