تاریخ ارسال : یکشنبه 15 مرداد 1396 / 10:46|کد خبر : 1475

خبر » شهید کامران حسین پور با عشق و علاقه در گردان تکاوران خدمت می کرد

شهید کامران حسین پور با عشق و علاقه در گردان تکاوران خدمت می کرد

 

شهید کامران حسین پور گاهی وقت ها هفته ها در محل کارش می ماند و تا لحظه ای که به حضور ایشان در محل کار نیاز بود، ابراز خستگی و درخواست مرخصی نمی کرد. ایشان با عشق و علاقه در گردان تکاوران خدمت می کرد.


 

هادی مخدومی از بستگان شهید کامران حسین پور در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: سال 1380 شهید کامران حسین پور که آن روزها در ستاد نیروی انتظامی شهرستان قروه مشغول خدمت مقدس سربازی بود، به واسطه رفاقت با یکی از خواهر زاده هایم با خانواده ما آشنایی پیدا کرد.

 

شهید حسین پور بعد از مدتی به خواستگاری یکی از خواهرانم آمد و با توجه به اینکه ما یک خانواده سنتی و مذهبی بودیم و از طرف دیگر چون خانواده شهید حسین پور در تهران سکونت داشتند، تحقیقات مفصلی درباره ایشان انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که شهید حسین پور جوانی دین مدار، با اخلاق، متین و باحیاست. البته چهره نورانی و انقلابی شهید حسین پور بیانگر تمام این صفات بود.

 

شهید حسین پور و خواهرم در اواخر سال 1381 ازدواج کردند و بعد از ازدواج در شهرستان قروه ساکن شدند و زندگی ساده اشان را در کنار هم آغاز کردند. چند سالی از زندگی مشترک این دو سپری می شد که شهید حسین پور به عضویت لشکر عملیاتی 22 بیت المقدس کردستان درآمد.

 

شهید حسین پور در ابتدای ورود به سازمان رزم سپاه به گردان تکاوران لشکر 22 بیت المقدس منتقل می شود، اما بعد از مدتی به خاطر تخصصی که در رانندگی داشت به عنوان راننده فرمانده لشکر عملیاتی 22 بیت المقدس معرفی می شود. نزدیک به 2 سال از حضور شهید حسین پور در دفتر فرماندهی سپری می شد که ایشان یک روز از سردار نریمانی اجازه ترخیص می خواهد که دوباره به گردان تکاوران منتقل شود.

 

شهید حسین پور دوره های سخت و فشرده تکاوری را در اصفهان و تهران پشت سر گذاشت و وارد گردان تکاوران لشکر عملیاتی 22 بیت المقدس کردستان شد. مدتی بعد نیز برای اعزام به سوریه اعلام آمادگی کرد و تمام اقدامات مربوط به اعزام را از قبیل تهیه گذرنامه و ویزا و هم چنین کارهای حفاظتی و اطلاعاتی را انجام داد و آماده اعزام به سوریه شد.

 

شهید حسین پور بسیار مؤدب و محجوب بود و از لحاظ نظامی نسبت به رعایت اصول نظامی بسیار منظم بود. گاهی وقت ها هفته ها در محل کارش می ماند و تا لحظه ای که به حضور ایشان در محل کار نیاز بود، ابراز خستگی و درخواست مرخصی نمی کرد.

 

شهید کامران حسین پور ـ همسر خواهرم ـ  و شهید جواد کاکه جانی ـ همسر دخترم ـ در گردان تکاوران خدمت می کردند. حضور در گردان تکاوران همواره با سختی ها و مشکلاتی همراه است و حضور در این گردان بدون داشتن عشق و علاقه غیر ممکن است. اما این دو عزیز با عشق و علاقه در گردان تکاوران خدمت می کردند.

 

چند روزی از حضور عوامل گروهک دموکرات در مرزهای ایران اسلامی می گذشت و نیروهای گردان تکاوران در تعقیب آن ها بودند. نیروهای گردان تکاوران در قالب چند تیم به صورت شبانه روزی در تعقیب عوامل ضد انقلاب بودند. شهید حسین پور از جمله افرادی بود که از اولین روز اغاز عملیات تعقیب و گریز بدون ابراز خستگی در قالب تیم های اعزامی حاضر می شد.

 

چند روزی از حضور عزیزانم در ارتفاعات کوسالان سروآباد سپری می شد که در روز ششم تیرماه اخبار متفاوتی به ما رسید که حاکی از زخمی شدن و گاهی هم شهادت عزیزانم داشت. خودم را به محل مورد نظر رساندم تا از نزدیک شاهد ماجرا باشم. شهیدان کامران حسین پور، جواد کاکه جانی، علی پویا و شهید مصلح مرادی در ارتفاعات کوسالان به شهادت رسیده بودند و ما صبح روز بعد توانتسیم پیکر مطهر شهدا از روی بلندی به پایین دست قله منتقل کنیم.

 

گردان تکاوران، تیم های تعقیب و گریز را به صورت نوبتی به ارتفاعات اعزام می کرد تا نفرات از استراحت کافی برخوردار باشند و با آمادگی کامل به منطقه اعزام شوند، اما آن روز یکی از تیم ها از لحاظ نفرات ناقص بوده و به همین خاطر شهید حسین پور علی رغم اینکه نوبت استراحتش بوده، اعلام آمادگی می کند و به همراه اعضای تیم به منطقه اعزام می شود. شهید کامران حسین پور نفر نخست تیم از لحاظ آرایش نظامی بود که به شهادت رسید.

 

شهید حسین پور جوانی رازدار و کم حرف بود. علی رغم اینکه شهید حسین پور در کردستان غریب بود و همه اقوامش ساکن تهران بودند، اما از چنان جذبه ای برخوردار بود که تمام نیروهای لشکر 22 بیت المقدس مشتاق دیدار ایشان بودند و همواره جویای حال ایشان بودند.

 

حاصل زندگی مشترک شهید حسین پور و خواهرم دو فرزند دختر به نام های آتنا و سارا است که در زمان شهادت پدرشان آتنا هست سال و سارا شش سال داشت.

 

شهید کامران حسین پور جوان مظلوم و غریبی که در کردستان به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش در کردستان دفن شد تا به دشمنان انقلاب اسلامی بگوید تمام جوانان ایران اسلامی جانشان را فدای آرامش و امنیت مردم می کنند بی آنکه نام و نشان و مکان و زمان برایشان اهمیت داشته باشد.