تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 اسفند 1396 / 12:56|کد خبر : 1773

خبر » روایتی شنیدنی از شهادت مظلومانه شاطر محمد و فرزندش حشمت الله

روایتی شنیدنی از شهادت مظلومانه شاطر محمد و فرزندش حشمت الله

 

عوامل ضد انقلاب بعد از شهادت شهید حشمت الله رحمانپور، پیکر بی جان ایشان را به بیمارستانی که شاطر محمد در آن بستری بوده می برند و با نشان دادن پیکر بی جان حشمت الله به شاطر محمد، ایشان را نیز روی تخت بیمارستان به رگبار گلوله می بندند و هر دو را مظلومانه به شهادت می رسانند.


 

به گزارش پیشمرگ روح الله، شهید محمد رحمانپور بعد از بر عهده گرفتن مسئولیت کمیته شماره 1 سنندج به همراه حجت الاسلام صفدری و تعدادی از جوانان انقلابی سطح شهر در محل ساختمان پاساژ نور واقع در سه راه آیت الله مردوخ مستقر می شوند.

 

از طرف دیگر گروهک های سیاسی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شدت فعال شده بودند، در صدد سهم خواهی از انقلاب اسلامی برمی آیند. نیروهای کمیته انقلاب اسلامی برای جلوگیری از اغتشاش و خرابکاری هواداران گروهک های سیاسی گشت های شبانه و روزانه خود را بیشتر می کنند؛ به طوریکه سرکشی به منبع آب شُرب شهر نیز یکی از برنامه های روزانه نیروهای کمیته انقلاب می شود. در واقع نیروهای کمیته خوف آن را داشتند که هواداران گروهک های سیاسی به بهانه ایجاد اغتشاش و شورش در شهر، آب شرب شهر سنندج را آلوده کنند و به مردم بی گناه شهر سنندج آسیب برسانند، به همین خاطر روزانه چندین مرتبه به منبع آب شهری سرکشی می کردند.

 

علی رغم فعالیت انقلابی شاطر محمد و نیروهای تحت امرش در برقراری نظم و امنیت در شهر سنندج، اما هواداران گروهک های ضدانقلاب به شدت به دنبال ایجاد تشنج و درگیری در سطح شهر بودند. شاطر محمد و اعضای کمیته انقلابی اش در طول مدت زمان فعالیت خود در سطح شهر سنندج از هر گونه درگیری با هواداران گروهک های ضدانقلاب اجتناب می کنند تا شهر در امنیت و آرامش کامل باشد.

 

روز بیست هفتم اسفندماه سال 1357 تعدادی از هواداران گروهک های ضدانقلاب به بهانه کشته شدن یکی از هواداران گروهک های سیاسی به دست نیروهای تحت امر شاطر محمد، در مقابل ساختمان کمیته انقلاب شماره 1 تحصن می کنند و شعارهای ساختار شکنانه سر می دهند.

 

هواداران گروهک های ضد انقلاب فقط اعلام می کنند که یک نفر از هواداران گروهک های سیاسی به دست نیروهای شاطر محمد کشته است؛ اما نه اسمی از شخصی که به قتل رسیده می برند و نه نام شخص ضارب را مشخص می کنند. در واقع این خبر که شایعه ای بیش نبوده، فقط برای ملتهب کردن فضای شهر سنندج منتشر می شود و موجب تجمع تعداد زیادی از هواداران گروهک های ضدانقلاب در مقابل ساختمان کمیته شماره 1 شهر سنندج می شود.

 

شاطر محمد برای آرام کردن اوضاع، جمعیت متحصن را به خویش تن داری دعوت می کند، ایشان به مردمی که در برابر ساختمان کمیته تجمع کرده بودند قول می دهد که به شخصه پیگیر خبری باشد که دهان به دهان در سطح شهر منتشر می شود؛ به شرط اینکه هویت شخص مقتول مشخص شود.

 

از سمت چپ: شهید محمد رحمانپور، حاج آقا محلاتی، مرشد اصغر
این عکس در سال 1356 در طاق بستان کرمانشاه به یادگار مانده است

 

اما سران گروهک های ضدانقلاب که خود این شایعه را ساخته بودند، خواستار خلع سلاح کمیته انقلاب شماره 1 و تحویل سلاح و مهمات به گروهک های سیاسی می شوند. حتی دو تن از اعضای گروهک های ضدانقلاب وارد ساختمان کمیته می شوند و در مقابل دریافت مقدار قابل توجهی سلاح و مهمات قول می دهند که این تجمع و تحصن را پایان دهند. اما شاطر محمد حاضر به تحویل سلاح به گروهک های سیاسی را نمی شود.

 

شاطر محمد که می دانست تمام این جریانات، سناریوی گروهک های ضدانقلاب برای خلع سلاح کمیته انقلاب است، از دادن سلاح و مهمات به گروهک های سیاسی خودداری می کند و می گوید: «اگر می بیند من و اعضای کمیته انقلاب مسلح هستیم، به خاطر عضویت امان در کمیته انقلاب است و ما از طرف دولت انقلابی مأمور هستیم تا امنیت و آرامش در شهر برقرار شود، شما به چه بهانه ای می خواهید مسلح شوید».

 

بعد از خروج دو عضو گروهک های ضدانقلاب از ساختمان کمیته انقلاب، یک بار دیگر فضای مقابل ساختمان کمیته ملتهب می شود. در این میان در حالیکه تجمع کننده گان رو به سمت ساختمان کمیته شعار سر می دادند، یکی از هواداران گروهک های سیاسی از پشت سر هدف گلوله تفنگ ته پر(ساچمه ای) قرار می گیرد.

 

گروهک های ضدانقلاب که تا این لحظه بر اساس یک شایعه در برابر ساختمان کمیته تجمع کرده بودند، حالا یک کشته روی دست خود داشتند و راحت تر می توانستند علیه شاطر محمد شعار سر دهند. در حالیه که اگر شاطر محمد می خواست به طرف افراد تجمع کننده تیراندازی کند، مقتول باید از جلو هدف گلوله قرار می گرفت، اما مقتول از پشت سر هدف گلوله قرار گرفته بود و این نشان می داد که گروهک های ضدانقلاب یکی از هواداران خود را از پشت هدف قرار داده اند تا به این روش فشار بیشتری به شاطر محمد وارد کنند و کمیته ایشان را خلع سلاح کنند. هم چنین نیروهای کمیته اسلحه ژ3 در اختیار داشته اند، در حالیکه مقتول با تفنگ ته پر کشته شده بود.

 

عوامل ضد انقلاب بعد از انجام پروژه کشته سازی، جنازه شخصی که به دست خودشان کشته شده بود را روی دست می گیرند و با فشار بیشتری به سمت درب ورودی ساختمان کمیته هجوم می برند. اما شاطر محمد باز هم اجازه درگیری به نیروهای تحت امرش نمی دهد.

 

با تاریک شدن هوا، گروه گروه بر تعداد نیروهای تجمع کننده در برابر ساختمان کمیته افزوده می شود. افراد مسلحی که از شهرهای بانه، سقز، مریوان، بوکان و مهاباد به شهر سنندج می آمدند و در برابر ساختمان کمیته گرد هم جمع می شوند. اما شاطر محمد باز هم در برابر زیاده خواهی نیروهای ضدانقلاب نجابت به خرج می دهد.

 

غروب همان روز شهربانی سنندج به دست نیروهای ضدانقلاب خلع سلاح می شود و مقدار زیادی سلاح و مهمات در اختیار نیروهای ضد انقلاب قرار می گیرد. نیروهای ضد انقلاب فکر می کردند که ساختمان کمیته انقلاب شماره 1 زاغه مهمات شهر سنندج است و با خلع سلاح کمیته مقدار زیادی سلاح و مهمات در اختیار آن ها قرار خواهد گرفت. درحالیکه حتی به تعداد نیروهای فعال در کمیته انقلاب نیز سلاح در اختیار آن ها قرار نداشت.

 

گروهک های ضدانقلاب برای موجه جلوه دادن حضور خود در برابر ساختمان کمیته انقلاب، شایعه ای دیگر تحت عنوان تخلیه سیلوهای گندم شهر سنندج و انتقال آن به شهر قم توسط شاطر محمد و نیروهای تحت امرش در سطح شهر منتشر می کنند و به این ترتیب جمعیت قابل توجهی را به مقابل ساختمان کمیته انقلاب می کشانند.

 

ساختمان کمیته انقلاب یک شب کامل در محاصره نیروهای ضد انقلاب قرار می گیرد و صبح فردا یک بار دیگر عوامل ضد انقلاب به طرف ساختمان هجوم می برند، شاطر محمد به پشت پنجره می رود تا با متحصصین صحبت کند، اما از ناحیه صورت و دهان مورد هدف گلوله تفنگ ته پر(ساچمه ای) قرار می گیرد. بعد از زخمی شدن شاطر محمد، نیروهای کمیته، ایشان را از درب پشتی ساختمان کمیته به بیمارستان شهر منتقل می کنند. حیدر و اصغر(فرزندان خرد سال شاطر محمد) که آن شب در کنار پدرشان در ساختمان کمیته بوده اند نیز به صورت مخفیانه از ساختمان کمیته به بیرون هدایت می شوند و توسط چند نفر به طرف شهر کامیاران که امن بوده منتقل می شوند.

 

بعد از اینکه حشمت الله رحمانپور ـ فرزند ارشد شاطر محمد ـ متوجه مجروحیت پدرش می شود، به ساختمان کمیته مراجعه می کند تا جویای حال پدرش شود، اما عوامل ضدانقلاب ایشان را هدف ضربات چاقو و ساتور قرار می دهند و در همان محل مظلومانه به شهادت می رسانند.

 

عوامل ضد انقلاب بعد از شهادت شهید حشمت الله رحمانپور، پیکر بی جان ایشان را به بیمارستانی که شاطر محمد در آن بستری بوده می برند و با نشان دادن پیکر بی جان حشمت الله به شاطر محمد، ایشان را نیز روی تخت بیمارستان به رگبار گلوله می بندند و هر دو را مظلومانه به شهادت می رسانند.

 

پیکر بی جان شهیدان محمد و حشمت الله رحمانپور که بعدها توسط عوامل چریک های فدایی خلق منتشر شد

 

پیکر مطهر این دو شهید گرانقدر نزدیک به دو روز در بیمارستان شهر سنندج روی زمین می ماند و بعد از چند روز دو نفر از اقوام همسر شاطر محمد با مخفی کردن هویت خود وارد بیمارستان می شوند و جنازه این دو شهید عزیز را تحویل گرفته و به صورت مخفیانه در قبرستان تایله سنندج دفن می کنند.

 

شهید محمد رحمانپور(شاطر محمد) و فرزندش شهید حشمت الله رحمانپور