تاریخ ارسال : پنجشنبه 3 اسفند 1396 / 10:59|کد خبر : 1775

خبر » تغییر عقیده یک شبه یکی از هواداران گروهک های ضدانقلاب

تغییر عقیده یک شبه یکی از هواداران گروهک های ضدانقلاب

 

تبلیغات گروهک های ضد انقلاب علیه شما، آنچنان کینه ای در دل من ایجاد کرده بود که همیشه در این فکر بودم که اگر یک پاسدار و یا پیشمرگ را تنها گیر انداختم حتماً با همین دست هایم خفه اش کنم. اما زمانیکه این برخورد انسانی شما را دیدم و با شما به بحث و گفتگو پرداختم، نظرم درباره نیروهای سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کرد عوض شد.


 

به گزارش پیشمرگ روح الله، یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در بیان خاطرات خود، داستان اسارت یکی از هواداران گروهک های ضدانقلاب و چگونگی تحول فکر اندیشه این شخص را این گونه بیان می کند:

 

نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در سالن آزادی( جنب پادگان لشکر 28 پیاده کردستان) مستقر بودند و در واقع سالن ورزشی آزادی به عنوان محل تجمع نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شناخته می شد. یک شب نیروهای سازمان در گشت خود یکی از هواداران گروهک های ضدانقلاب را دستگیر کرده و به محل استقرار سازمان آورده بودند.

 

شخص بازداشتی که بسیار هم تنومند بود به دلیل حمله و درگیری فیزیکی با نیروهای سازمان دستگیر شده بود و دست بسته به محل استقرار نیروهای سازمان منتقل شده بود.

 

برای پیگیری موضوع و دلیل درگیری این شخص با نیروهای سازمان، نزد این شخص رفتم و به گفتگو با ایشان پرداختم. حین صحبت کردن با فرد بازداشت شده متوجه شدم که انسان با سوادی است و از معلومات خوبی برخوردار است.

 

مشغول صحبت کردن با شخص بازداشت شده بودم که اطلاع دادند برادر بروجردی (شهید محمد بروجردی) برای دیدار با نیروهای سازمان به سالن آزادی آمده است. سریع خودم را به شهید بروجردی رساندم و ماجرای دستگیری آن شخث و بحثی که بین ما در گرفته بود را برای ایشان توضیح دادم و از ایشان خواستم تا برای ادامه گفت و گو ما را همراهی کند.

 

شهید بروجردی نیز پذیرفت و به همراه یکی دیگر از دوستان به محل بزداشتگاه رفتیم و شروع کردیم به صحبت کردن. حدود 4 ساعت درباره مسایل مختلف روز و منطقه (از کومونیست و مارکسیست گرفته تا آرمان های انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)) بحث کردیم.

 

بحث ما با گرمی و حلاوت خاصی پیش می رفت و ما انتظار داشتیم که حداقل باید چند جلسه دیگر به همین روش بحث کنیم تا به نتیجه برسیم که به یک باره شخص بازداشتی از جایش بلند شد و با لحن خاصی گفت: «بنده نه مسلح هستم و نه جزء نیروهای رسمی گروهک های ضد انقلاب. اما بارها پای صحبت های یک طرفه سران و اعضای گروهک های ضدانقلاب نشسته ام. گروهک های ضدانقلاب تبلیغات گسترده ای را علیه پاسداران و نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد به راه انداخته اند. به طوریکه فکر می کردم نیروهای سپاه و پیشمرگ مسلمان کرد جزء بی منطق ترین انسان ها هستند.

 

تبلیغات گروهک های ضد انقلاب علیه شما، آنچنان کینه ای در دل من ایجاد کرده بود که همیشه در این فکر بودم که اگر یک پاسدار و یا پیشمرگ را تنها گیر انداختم حتماً با همین دست های خودم خفه اش کنم. اما امشب که این برخورد انسانی شما را دیدم و با شما به بحث و گفتگو پرداختم، نظرم درباره نیروهای سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کرد عوض شد.

 

من یک طرفه به قاضی رفته بودم و بدون اینکه نظر طرف مقابل را بشنوم، درباره آن ها قضاوت می کردم. اما امشب وقتی پای صحبت ها و درد دل های شما نشستم و با شما بحث کردم، متوجه شدم که حق با شماست. شاید اگر یکی از شماها و یا هوادارانتان به اسارت گروهک های ضدانقلاب در می آمد، آن ها هیچ گاه این چنین مجلس بحث و گفت و گویی را تشکیل نمی دادند و در همان محل شخص به اسارت درآمده را دادگاهی و بعد هم اعدام می کردند. اما شما به من فرصت دادید که نظرت خودم را بگویم و بعد هم نظرات شما را بشنوم. این فرصت خوبی برای من بود تا به اشتباه خودم پی ببرم و اکنون نیز آماده هستم تا در افکار و اندیشه های خود تجدید نظر کنم».

 

 بعد از پایان این گفت و گو شهید محمد بروجردی به ما گفت: این فرد انسان صادقی است، البته اشتباهاتی در تفکراتش وجود دارد که آن هم به خاطر تبلیغات گسترده گروهک های ضدانقلاب علیه نظام نوپای اسلامی است که این برداشت های غلطش نیز به زودی برطرف می شود. بعد هم دستور داد که ایشان را آزاد کنیم.

 

ما همان شب آن شخص را آزاد کردیم. ایشان که به طور کلی دچار دگرگونی شده بود، بعد از مدتی چندین مسئولیت فرهنگی در شهر سنندج را عهده دار شد و بعدها نیز منشأ خدمات بسیار ارزنده ای در سطح استان شد.