تاریخ ارسال : چهارشنبه 16 خرداد 1397 / 08:46|کد خبر : 1895

خبر » شهيد كاك جلال بارنامه؛ پاسداری که کشاورز بود

شهيد كاك جلال بارنامه؛ پاسداری که کشاورز بود

به گزارش خبرنگار پیشمرگ روح الله، هر چند که گروهکهای مسلح که در گوشه و کنار جهان ریشه دوانیده اند،مشی و سیره متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند ولی تمام این گروهک ها در نقطه ای با یکدیگر تلاقی دارند و آن ترور است. اقدام به ترور یکی از سریعترین روشهای گروهکها برای از میان برداشتن مخالفینشان بود. گروهک تروریستی کومله نیز یکی از این گروهکهاست که در غرب و شمال غرب ایران سالها دست به اقدامات تروریستی زده است. در قسمت پیش ماجرای ترور شهید ملامحمد ذبیحی توسط گروهک تروریستی کومله منتشر شد که با استقبال خوانندگان گرامی مواجه شد.در این قسمت به شرح ترور شهید کاک جلال بارنامه می پردازیم.

 

 
 

مريوان ،یکی از شهر مرزي كوچك با تمام زيبايي هاي طبيعي است که سالهای سال طعم ظلم و ستم گروهکهای تروریستی را چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي  که هراس رژيم ستم شاهي از دلاورمردان كرد و همچنين حضور خان هاي طماع خون مردم كرد را در شيشه كرده بود و چه بعد از  پيروزي انقلاب مردمي سال ۱۳۵۷ که اجير شدگان اجنبي بارديگر به جان مردم اين ديار افتادند و به خيال خام خود خواستند تا كردستان را از مام وطن جدا كنند و اين معركه يي شد تا ديگر بار مردمان خوب اين سرزمين طعم تلخ ظلم را بچشند.

 

در اين ميان با حضور دلاورمردانی همچون محمد بروجردي ، مصطفي چمران ، احمد متوسليان و بسياري ديگر كه براي آزادي كردستان در اين سرزمين مبارزه می کردند،جوانان كرد نيز با تشكيل سازمان پيشمرگان كرد مسلمان در برابر ضد انقلاب ايستادند و مردانه جنگيدند.

 

شهيد كاك جلال بارنامه يكي از اين سربازان گمنام است . كاك جلال اهل روستاي باغان مريوان بود که در سال ۱۳۲۹به دنیا آمد.پدر بزرگش ماموستا (روحاني ) محمد، از همان كودكي ، به كاك جلال قرآن آموخت و چون هميشه در برابر تعدي خان ها مي ايستاد، نوه اش نیز علاوه بر قرآن، درس آزادگي را هم از پدربزرگ آموخت .

 

در همان كودكي بخاطر فشار شديد خان باغان ، خانواده ماموستا محمد بارنامه مجبور شد تا به روستاي بلكر مريوان مهاجرت كنند. كاك جلال نوجواني خود را در بلكر گذراند و در كنار پدر به كشاورزي مشغول شد.سال ۱۳۴۴ كاك جلال ازدواج كرد و ثمره آن تولد ۴ دختر و ۹ پسر است .

 

 

وی در سال ۱۳۵۷ با آغاز تظاهرات مردم عليه رژيم ستم شاهي به جمع مبارزان پيوست و در تمامي تظاهرات هاي مريوان حضور داشت . شهید کاک جلال در آن زمان عهده دار توزيع اعلاميه و نوارهاي سخنراني حضرت امام (ره ) در روستاهاي مريوان بود.

 

کاک جلال تصور می کرد که با پیروزی انقلاب اسلامی دیگر خبری از ظلم و تعدی وجود نخواهد داشت ولیکن این تفکر مدت زیادی دوام نیاورد. شرارت ضد انقلاب كوموله و دموكرات در منطقه كردستان و تلاش براي جداسازي اين استان از كشور باعث شد تا بارديگر كاك جلال و يارانش پا در ميدان مبارزه بگذارند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي جلال به عنوان «جوانمرد» وارد ژاندارمري وقت شد و در كنار دكتر چمران به مقابله با ضد انقلاب پرداخت .

 
سال ۱۳۵۸ اوج اقتدار و حاكميت ضد انقلاب و عوامل بيگانه در مناطق مختلف كردستان بود. به جهت مقابله کاک جلال با ضد انقلاب، گروهکهای تروریستی بارها و بارها اقدام به ترور وی کرد. در یکی از این عملیاتها گروهک کومله با حمله به منزل يا محل كار کاک جلال سعي در از ميان برداشتن وی داشتند. در اين دوران كاك جلال به همراه دو برادر شهيدش جمال و عبدالله بارنامه و چهل نفر از بستگانش بخاطر شرارت هاي شبانه روزي ضد انقلاب مجبور شدند تا راهي كرمانشاه شده و به سازمان پيشمرگان كرد مسلمان ملحق شوند
 

 
 

مدتي بعد با توجه به رشادت ها و مبارزات شبانه روزي اش فرماندهي اين سازمان را برعهده گرفت و  با عضویت در سپاه در كنار حاج احمد متوسليان و يارانش در پاكسازي شهرهاي كامياران ، سنندج ، سروآباد و سرانجام مريوان از لوث وجود ضد انقلاب بارها تا پاي شهادت پيش رفت. با آزادسازي مريوان در كنار حاج احمد متوسليان نقش بسزايي در پاكسازي شهر و جلوگيري از اشغال اين شهر مرزي توسط رژيم عراق و همچنين باز پس گيري نقاط اشغال شده توسط رژيم بعث عراق از جمله : قوچ سلطان ، ارتفاعات مشرف بر شهر مريوان و طرح عمليات هاي چريكي نقش اساسي داشت و در اين مدت سه بارمجروح شد.

 

با آزادسازي مريوان و بازگشت آرامش به مريوان و سروآباد عهده دار سازماندهي و آموزش نيروهاي مردمي و ايجاد پايگاه هاي مقاومت بسيج در روستاهاي مختلف شد و همین امر نیز باعث افزایش محبوبیت کاک جلال در بین مردم کرد شد.

 

كاك جلال همواره از فرزندان خود می خواست تا براي حفظ و حراست از نظام مقدس جمهوري اسلامي در سنگر سپاه پاسداران حضور داشته باشند و راه پدر را ادامه دهند. كاك جلال در سال هاي پس از دفاع مقدس، روايت گر سال هاي دفاع بود و چه بسيار كاروان هاي راهيان نور دانشجويي كه حكايت مظلوميت كردستان و مريوان را از كاك جلال شنيده بودند.

 

ضد انقلاب که از افشاگری های کاک جلال به ستوه آمده بود، بار دیگر دست به ترور وی زد.کاک جلال که پس از جنگ مشغول کشاورزی بود به راحتی می توانست ترور شود. باتوجه به شواهد موجود در محل سه تن از عناصر ضد انقلاب در عصر شانزدهمين روز خردادماه سال ۱۳۸۳ در مسير بازگشت شهيد كاك جلال از مزرعه به منزل در ساعت ۱۸ و ۴۰ دقيقه غروب وي را از راه دور به گلوله مي بندند و حتي جرات نمي كنند كه بر سر پيكرش بروند.

 
 

وی همواره از دلاوری ها و مظلومیتهای دوران دفاع مقدس می گفت و در برابر این پرسش که چه آرزویی در دل داری می گفت:«دو چيز از خدا مي خواهم ، اول كه قبل از مرگ حاج احمد متوسليان را ببينم ، دومي هم اينكه خدا مرگم را شهادت كند

 

هر چند که شهید کاک جلال بارنامه حاج احمد متوسلیان را ندید ولیکن به آرزوی دیرینه خود(شهادت) رسید تا سندی دیگری بر مظلومیت مردم کرد خطه کردستان و جنایات گروهک تروریستی کومله باشد