تاریخ ارسال : شنبه 6 بهمن 1397 / 08:17|کد خبر : 1999

خبر » بانوی جانباز 70 درصد بانه ای که همسر و مادر دو شهید است

بانوی جانباز 70 درصد بانه ای که همسر و مادر دو شهید است

به گزارش خبرنگار پیشمرگ روح الله، خانم حلیمه رشیدی بانوی جانباز بانه ای است که علی رغم داشتن 70 درصد جانبازی، مادر شهیدان خدیجه و عزالدین سعیدپور و همچنین همسر شهید محمد سعید پور نیز می باشد.
 


 طوفان حوادث تلخ زندگی و مشکلات روزگار هرگز نتوانسته خللی در روحیه، ایمان و باور این بانوی بانه ای وارد کند بطوریکه علی رغم همه مشکلات توانسته بعنوان مادری مدیر و کارآمد فرزندانی موفق و تحصیل کرده تحویل اجتماع دهد.

 

وقتی با ایشان هم صحبت می شوی از چنان روحیه ای برخوردار است که انسان را تحت تاثیر قرار می دهد کافی است یک بار ایشان را دیده و چند کلمه ای هم صحبتش شوید تا باورکنید که این حماسه سرایی ها مصداق دارد.

 

ابتدا خودتان را معرفی کنید:

 

حلیمه رشیدی، جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس و مادر شهیدان عزالدین و خدیجه سعیدپور و همچنین همسر شهید محمد سعید پور هستم که متولد روستای دول ارزن از توابع بخش نمشیر بانه می باشم.

 

چگونه و در چه سالی به درجه جانبازی نائل آمدید؟

 

نوزدهم اسفند ماه سال 1363 توسط جنگنده های رژیم بعث در جریان بمباران شهرستان بانه جانباز شدم.


از لحظه ای که مجروح شدید برایمان بگویید؟

یک شب قبل از بمباران از طریق تلویزیون با خبر شدیم که فردا جنگنده های رژیم بعث قرار است بانه را بمباران کنند و ما صبح زود برای اینکه  آسیبی نخوریم خانه را ترک کردیم هنوز چند قدمی از خانه دور نشده بودیم که بمباران شروع شد و اولین راکت دشمن نزدیک ما اصابت کرد که ترکش آن شکم مرا درید وقتی که می خواستم بلند شده و فرار کنم راکت دوم نیز به همان محل اصابت کرد و این بار ترکش آن از پشت به نخاع من خورد و برای همیشه مرا ویلچر نشین کرد.

 

فرد دیگری هم از خانواده شما در بمباران آسیب دید ؟

بله متاسفانه در آن حادثه، دو تن از فرزندانم به نام های خدیجه و عزالدین و همچنین شوهرم نیز به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و پسر بزرگم  اسماعیل هم در جریان همان بمباران  به شدت مجروح شد که هم اکنون افتخار 60 درصد جانبازی را دارد.


آیا همان لحظه متوجه شهادت فرزندان و همسرتان شدید؟

خیر آن لحظه آنها نیز مجروح شده بودند ولی نفس می کشیدند و تا بیمارستان صلاح الدین ایوبی که داخل آمبولانس با هم بودیم آنها نیز زنده بودند ولی هنگامی که به بیمارستان رسیدیم و هر کدام از ما را برای مداوا به جای دیگری منتقل کردند از وضعیت آنان بی خبر بودم تا اینکه مرا به بیمارستانی در تهران منتقل کردند و پس از 6 ماه متوجه شدم که آنها به شهادت رسیدند.

 

حالا چند فرزند دارید  و به چه کاری مشغول هستند؟

در حال حاضر چهار پسر و دو دختر دارم که همه آنها دارای تحصیلات عالی هستند بطوریکه دو تا از پسرانم تا مقطع دکترا تحصیل کردند، یکی از دخترام نیز کارشناس ارشد رشته پرستاریه و بقیه فرزندام هم تا مقطع کارشناسی ادامه تحصیل دادند.

 

خودتان چند کلاس سواد دارید؟

تا قبل از مجروحیتم سواد نداشتم وقتی که پس از سه سال کار مداوا از تهران به بانه برگشتم رفتم کلاس نهضت سواد آموزی ثبت نام کردم و پس از پایان  پنجم ابتدایی در نهضت  تا مقطع دیپلم پا به پای بچه هام در خانه با آنها درس می خواندم  ولی به دلیل مشکل جسمی دیگر نتوانستم کنکور داده و به دانشگاه بروم.

 

آیا شده تا کنون نا امید شده و از وضعیت جسمی خود گلایه کنید؟

نه نشده ، چون وقتی که مجروح شدم با خدای خود عهد کردم که اگر زنده ماندم فقط در حدی که زبان برای حرف زدن داشته باشم فرزندانم را به جایی برسانم و در نظر خودم حالا که زنده مانده ام این بد عهدی و نا شکری است که زبان به گلایه و شکوه باز کنم.

 

 در نگهداری از بچه ها کسی هم کمکتان کرد؟


 32 سال است که خودم روی ویلچر از بچه هایم مراقبت کردم بطوریکه برای آنها هم پدر و هم مادر بودم و با کمک خدا تمام سعی و توان خودم را بکار بستم که در این چند سال هیچ غم و حسرتی نداشته باشند و علی رغم همه مشکلات نگذارم  قند توی دلشان آب بشود.


الان وقتی حوصله تون سر میره تو خونه چیکار می کنید؟


مطالعه می کنم و از آنجایی که به فرا گیری زبان انگلیسی علاقه وافری دارم تو خونه از طریق شبکه آموزش، فراگیری زبان را دنبال می کنم.

 

انتهای پیام/