تاریخ ارسال : سه شنبه 20 فروردین 1398 / 07:33|کد خبر : 2074

خبر » مروری بر زندگینامه سردار شهید محمد جمال صالحی / مردی که سختی های زندگی او را آب دیده کرده بود

مروری بر زندگینامه سردار شهید محمد جمال صالحی / مردی که سختی های زندگی او را آب دیده کرده بود

به گزارش پیشمرگ روح الله، اگر چه سن و سالی از عمرت نگذشته بود ، ولی سرد و گرم روزگار را با تمام وجود چشیده بودی ، ایمان راسخ ، رشادت و شجاعت مثال زدنی و گام های استوارت تو را از دیگر هم سن و سالانت متمایز ساخته بود ، درس مبارزه را در مسجد محل آموخته بودی و مسجد اولین سنگری بود که در آن پا نهادی ، در آغازین روزهای حماسه با اراده آهنین در جبهه سومار به خوبی درخشیدی ، تا جایی که یاران هم سنگرت به عزم راسخ و وجود لبریز از ایمان به خدای تو غبطه می خوردند و با افتخار از تو سخن می گفتند.

 

اعتماد به نفس تو در عنفوان جوانی تعجب همگان را برانگیخت و سکوت معنا دار و چهره محزونت از غمی جانکاه که از سال های تنهای و درد پدر و مادری که خیلی زود دست تقدیر تو را از وجود نعمت شان محروم ساخته بود حکایت می کرد و همه می گفتند کم تر سخن می گوید و در کمال بی ادعایی اهل عمل است.

 

سومین فرزند خانواده بود ، سیزدهم فروردین ماه سال 1340 در خانواده ای مذهبی در شهرستان بیجار دیده به جهان گشود، پدرش محمد و مادرش اقدس گوهری نام زیبای محمد جمال را برای او برگزیدند.

 

محمد جمال میان خانواده ی نسبتا فقیر که با حداقل های زندگی کنار امده بودند و در کمال قناعت و با ایمانی استوار به سرای باقی و امیدوار به آینده ای روشن رضای خدا را جستجو می کردند رشد و نمو یافت و در چنین فضایی ایام کودکی را پشت سر نهاد و با رسیدن به سن هفت سالگی راهی مدرسه شد و با موفقیت مقاطع ابتدایی و راهنمایی را به اتمام رسانید و به دبیرستان راه یافت.

 

با محرومیت پدر از نعمت بینایی، تمامی بار مسئولیت خانواده به دوش مادر بود و مادر در کمال فداکاری علاوه بر کار منزل ، خارج از منزل هم کار می کرد تا فرزندانش با عزت زندگی کنند و همین امر موجب شد که محمد جمال خیلی زود با مشکلات دست و پنجه نرم کند و در کنار تحصیل علم در ایام تعطیلی مدرسه از طریق کارگری کمک کار خانواده باشد.

 

در سال 1354 مادر محمد جمال دار فانی را وداع گفت ، مادری که با تمام وجود تلاش می کرد تا فرزندانش با نان حلال بزرگ شوند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمی کرد.

 

نوجوانی شهید محمد جمال صالحی

 

مرگ زود هنگام مادر لطمه بزرگی بود که زندگی محمد جمال 13 ساله را تحت تاثیر قرار داد و او همواره از مرگ مادر بعنوان تلخ ترین خاطره ی زندگی نام می برد.

 

یک سال از فقدان مادر و کوچ ابدی او نگذشته بود که پدر نیز به رحمت ایزدی پیوست و او با تمام وجود طعم تلخ یتیمی را چشید و تنهایی را احساس کرد و این تنهایی در زندگی و تحمل سختی های فراوان او را به خوبی آب دیده کرده بود تا بتواند بر روی پای خودش بایستد و در برابر مشکلات سنگ زیرین آسیا باشد.

 

پاییز سال 1357 با اوج گیری تظاهرات عمومی و فراگیر شدن قیام مردمی علیه رژیم ستم شاهی ، محمد جمال هم در صف مبارزین شهر قرار گرفت و شاید او جوان ترین همه آنهایی بود که در مسجد محل و با شرکت در جلسات مذهبی که غالبا توسط افراد انقلابی تشکیل می شد حضور پیدا میکرد.

 

با قرار گرفتن در مسیر انقلاب هم پای دیگر دوستانش در پخش و نصب اعلامیه ها و شعار نویسی بر در و دیوار شهر فعالیت می کرد.

 

با پیروزی انقلاب اسلامی او جزء مدافعین انقلاب نوپای اسلامی در زادگاهش بود و علاوه بر تحصیل علم در دبیرستان دکتر علی شریعتی با کمیته انقلاب اسلامی همکاری می نمود.

 

آغاز فعالیت در سپاه و فعالیت در واحد عملیات

در اواخر سال 1358 رسما در سپاه بیجار شروع به فعالیت کرد و پس از پشت سر نهادن آموزش های نظامی عازم منطقه ی عملیاتی سومار شد و چند ماهی را در جبهه های سومار از مرزهای میهن اسلامی پاسداری کرد.

 

پس از قریب به دو سال فعالیت در سپاه بیجار که در آن سال ها خط مقدم مبارزه با گروهک های ضد انقلاب بود برای ادامه خدمت به شهر سقز اعزام گردید و در سپاه سقز مدت کوتاهی در ترابری سپاه کار می کرد ، ولی او کار در واحد عملیات را بر کارهای ستادی و پشتیبانی ترجیح می داد و با همین انگیزه به واحد عملیات رفت و در واحد عملیات بارها با شرکت در عملیات ها و درگیری با عوامل ضد انقلاب تا مرز شهادت پیش رفت و با دو بار مجروحیت در میادین کارزار به مقام جانبازی نائل آمد.

 

شجاعت و رشادتش در رویارویی با ضد انقلاب زبانزد همه بود و او در کمال شجاعت ضد انقلاب را تعقیب می کرد.

 

با شهادت دوستان نزدیکش در درگیری روستاهای پیر عمران و عملیات های استراتژیک جاده ی سقز مریوان که از نقاط حساس منطقه بود ، سینه ای مالامال از مهر و عاطفه اش را تنگ کرده بود و او مثل همیشه لبخند نمی زد و از شوخی کردن با دوستان پرهیز می کرد و شاید به دلش برات شده بود که باید خود را برای پروازی خونین آماده کند و با انتظار عروج نشسته بود که در دوم اسفند ماه سال 1362 در ارتفاعات روستای کسنزان سقز پس از حماسه ای خونین به هنگام اذان ظهر به مزد و پاداش سال ها جاد فی سبیل الله و خدمت صادقانه که همانا شهادت در راه خداست ، دست یافت و جاودانه شد.

 

پیکر مطهر یردار شهید محمدجمال صالحی در گلزار شهدای بیجار در جوار یاران شهیدش آرام گرفته است.

 

انتهای پیام/