تاریخ ارسال : دوشنبه 27 خرداد 1398 / 13:01|کد خبر : 2180

خبر » روایت مادر شهید از جنایات ضدانقلاب/ فرزندم را تقدیم انقلاب و رهبری کردم

روایت مادر شهید از جنایات ضدانقلاب/ فرزندم را تقدیم انقلاب و رهبری کردم

مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از ۴۵۰ شهید والامقام شهرستان بیجار با بیان اینکه فرزندم را برای دفاع از انقلاب و و تقدیم رهبری کردم، گفت: از مسئولان می خواهم بیشتر به مادران شهید سر بزنند و ما را تنها نگذارند.

 


 

به گزارش پیشمرگ روح الله، شهادت مرگی است، انتخاب‌شده، مرگی که انسان به‌سوی آن می‌رود نه آنکه به‌سوی انسان بیاید و اهمیت و ارزش شهید و شهادت نیز از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد.

 

در دنیای پر فتنه امروز که عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌ای که مرزهای جغرافیایی، معنا و مفهوم پیشین خود را در ساختار جدیدی از معرفت و تحول مبنایی در حیات بشری، رفته‌رفته از دست می‌دهند و اقتدار ملی هر کشور در بعد فرهنگی آن جلوه و ظهور می‌یابد، پاسداری از ارزش‌های فرهنگی، رویکردی واقع‌بینانه و استراتژیک خواهد بود.

 

شهید، زیباترین زخم بر پیکر هستی و «شهادت» زیباترین غزلی است که از لب‌های سرخ حقیقت می‌تراود. شهادت بیداری را معنا می‌کند و بینای را شفاف می‌سازد، در آستانه بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی استان کردستان یعنی کنگره ملی 5400 شهید والامقام استان کردستان، کوچه‌پس‌کوچه‌های محله فرحی را برای دیدن مادر شهید منوچهر ذوالفقاری طی کردم، آونگ دروازه قدیمی منزل شهید را زدم، عروس خانه با روی گشاده درب خانه را به رویمان باز کرد، بعد از معرفی خودم وارد خانه شدم، خانه‌ای قدیمی که در دیوار رنگ روی رفته آن حکایت‌های زیادی از غم غربت در این خانه داشت.

 

در بدو ورود به اتاق، پیرزنی را دیدم که مشغول خوردن داروهایش بود، چین‌وچروک صورتش حکایت از طی کردن زندگی طاقت‌فرسا را داشت که برای گذر از آن جوانیش را فدا کرده بود.

 

ماهوزر احمدی، مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از 450 شهید والامقام شهرستان بیجار است که 86 بهار از زندگی خود را طی کرده و همچنان نام فرزند دلبندش اول و آخر کلامش است.

 

شهید منوچهر ذوالفقاری در بهار سال 1339 در فصل رویش گل‌های بهاری در روستای قشلاق نوروز از توابع دهستان خسروآباد بیجار گروس دیده به جهان گشود و در تاریخ 23 تیرماه سا 1361 بعد از ماه‌ها پاسداری از اسلام و انقلاب به همراه همرزمش اکبر خدایی در روستای ظفر آباد دیواندره در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسید.

 

مادر شهید در گفت‌گو با خبرنگار این رسانه، اظهار داشت: منوچهر شش ماه بیشتر نداشت پدرش دار فانی را وداع گفت و خدا خواست تا او را با یتیمی بزرگ کنم، به‌دلیل محرومیت و فقر مالی منوچهر نتوانست برای یادگیری علم و دانش به مدرسه برود و خیلی زود تن به کار کردن برای تأمین مخارج خانه داد.

 

وی بیان داشت: منوچهر 18 سال سن داشت که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و در همان روزها برای دفاع از انقلاب نوپای به رهبری امام خمینی(ره) به پا خواست و همراه برخی افراد روستا برای شرکت در محافل دینی به شهر می‌رفت.

 

مادر شهید ذوالفقاری از خصوصیات اخلاقی فرزندش برایمان تعریف می‌کند و می‌گوید: منوچهر خیلی مهربان بود و با همه بااخلاق نیکو سخن می‌گفت و دوست نداشت کسی از دستش برنجد.

 

این مادر 86 ساله با اشک‌هایی که در چشمانش حلقه بسته بود، ادامه داد: منوچهر هنگامی‌که شنید گروهک‌های ضدانقلاب در استان کردستان مردم را اذیت می‌کنند به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و راهی بیجار شد.

 

وی بیان کرد: وقتی گروهک‌های ضدانقلاب جنگ داخلی به راه انداختن و از سویی جنگ تحمیلی هم آغاز شده بود، منوچهر می‌گفت امروز مرزهای کشور مورد تجاوز دشمن قرار گفته و دشمنان داخلی همراه آن‌ها به مردم خیانت می‌کنند. آیا می‌شود در خانه ماند در حالیکه اسلام در خطر است و همیشه می‌گفت چه جوان باشی چه پیر روزی مرگ به سراغت می‌آید و چه‌بهتر که انسان باعزت در راه خدا به شهادت برسد.

 

مادر شهید با اشک‌هایی که مانند مروارید غلتان بر صورت چروکیده‌اش جاری بود، عنوان کرد: منوچهر عاشق شهادت در راه خدا بود و بالاخره پس از ماه‌ها پاسداری از انقلاب و اسلام در 23 تیرماه سال 1363 به همراه هم‌رزمش شهید اکبر خدایی در روستای ظفر آباد دیواندره در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسید و پیکرش را پس از تشییع در روستای محل تولدش به خاک سپردیم.

 

در حالیکه نگاشتن بر صفحه سفید کاغذ با دیدن اشک‌های مادر شهید برایم سخت شده بود از او پرسیدم چه انتظاری از مسئولان دارید، مادر شهید ذوالفقاری پاسخ داد من فرزندم را برای امام حسین(ع) و این آب‌وخاک تقدیم خدا کرده‌ام و تنها خواسته‌ام این است که تنهایم نگذارند و به من سر بزنند.

 

 

وی گفت: با دیدن بچه‌های سپاه و بنیاد شهید که گاهی به من سر می‌زنند خیلی خوشحال می‌شوم و انگار منوچهر خودم را می‌بینیم و از مسئولان می‌خواهم بیشتر به فکر خانواده شهدا باشند.

 

با دعای خیر مادر شهید، منزل وی را ترک کردم و برای چندمین بار در عرصه خبرنگاری قلمم را با نوشتن سخنان مادر شهید بیمه کردم و خداوند سبحان را شکرگزار این نعمت هستم.

 

انتهای پیام/