تاریخ ارسال : چهارشنبه 30 بهمن 1398 / 09:34|کد خبر : 2469

خبر » شهیدقائم پناه از شهدای شاخص شهرستان بیجار

شهیدقائم پناه از شهدای شاخص شهرستان بیجار

به گزارش پیشمرگ روح الله،  پاسدار شهید اسدالله قائم‌پناه تربیت یافته‌ی مکتب امام حسین(ع) بود و با تمام وجود به راه سیّد و سالار شهیدان عشق می‌ورزید.

 

 

دفترچه‌ی یادداشتش مملوّ و سرشار از اشعار فارسی و آذری بود که شعرا در وصف شهدای کربلا سروده بودند و او جمع‌آوری کرده بود.

 
 

هر وقت فرصتی دست می‌داد دفترچه را باز می‌کرد و با نوحه‌سرائی و خواندن اشعار یادداشت شده حال و هوایی پیدا می‌کرد و با همین سوز و حال بود که همواره می‌گفت اگر شهید شدم برای من گریه نکنید، بلکه برای مظلومیّت فرزند رسول خدا(ص) که تنها و بی‌یاور او را تشنه‌لب به شهادت رساندند گریه کنید.

 

 

سوم خردادماه سال یک هزار و سیصد و سی و پنج در روستای «پیرتاج» از توابع بخش چنگ‌الماس شهرستان بیجار گروس متولّد شد. میان مردمانی پاک و متدیّن به دین مبین اسلام که با تمام وجود به رسول گرامی اسلام(ص) و اهل بیت آن حضرت عشق می‌ورزیدند در چنین فضایی رشد و نمو یافت.

 

پدر بزرگوارش «حاج عبدالله» به دین‌داری معروف بود و بعد از شهادت فرزندش وقتی از او سوال کردند چه درخواستی از نظام و انقلاب دارید؟ اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: من شرمنده‌ی امام خمینی(ره) هستم، چون کاری از دستم ساخته نیست تا برای انقلاب انجام دهم.

 

 

با سپری شدن ایّام طفولیّت، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رسانید و چون شرایط ادامه‌ی تحصیل در روستا فراهم نبود، در تحصیل علم به همان مقطع ابتدایی اکتفا نمود و در کنار پدر به کار باغ‌داری و کشاورزی پرداخت. در ایّام نوجوانی میان هم‌سن و سالانش، او سرآمد همه بود و در بین مردم از مقبولیّت خاصّ برخوردار بود و در احترام به بزرگان روستا همواره پیش‌قدم بودند و برای والدینش احترام ویژه‌ای قائل می‌شد.

 
 

سال یک هزار و سیصد و پنجاه و به خدمت سربازی فراخوانده شد و پس از دو سال دوره‌ی سربازی در سال یک هزار و سیصد و پنجاه و شش با ترخیص از خدمت به زادگاهش برگشت.

 
 

سال یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت در روستا او از مدافعین انقلاب اسلامی بود و از بنیانگذار انقلاب و آرمان‌های رهبر کبیر انقلاب اسلامی طرفداری می‌نمود و مردم را به طرفداری از انقلاب اسلامی و قیام علیه رژیم ستم‌شاهی دعوت می‌کرد.

 
 

با پیروزی انقلاب اسلامی، جز اوّلین کسانی بود که سلاح به دوش گرفت تا از انقلاب نوپای اسلامی پاسداری نماید و در سپاه بیجار به فعّالیّت پرداخت.

 

 

در طول قریب به چهار سال خدمت صادقانه در سپاه بیجار و حضور فعّال در چندین عملیات و درگیری به شهرستان سقز اعزام گردید و در شهر سقز او فرمانده‌ی پایگاه عملیاتی بود و به عنوان فرمانده‌ی گروه ضربت در هر جا خطری احساس می‌شد و عوامل ضدّ انقلاب حضور پیدا می‌کردند گروه ضربت مأموریّت می‌یافت تا ضدّ انقلاب را سرکوب نماید و نگذارند مزدوران وابسته به استکبار جهانی امنیّت مردم را خدشه‌دار کنند.

 
 

او سرانجام پس از سال‌ها ایثار و ازخودگذشتگی در یکی از مأموریت‌های محوّله در یک شب سرد زمستانی(1/11/61) در اطراف شهر سقز شربت گوارای شهادت را نوشید و به یاران شهیدش پیوست.

 

 

شهید اسدالله قائم پناه از شهدای شاخص شهرستان بیجار یک سال قبل از شهادتش در وصیت نامه اش از پدر و مادرش می خواهد که بعد از شهادتش گریه و زاری نکنند، بلکه خوشحال باشند؛ زیرا که فرزندشان پیروز شده و به آرزوی دیرینه اش رسیده است.

 

وصیت نامه شهید اسدالله قائم پناه

 

به نام خدا

 

إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ

 

پدر و مادر مهربانم! این وصیت نامه من قبل از شهادتم است، قبل از این که این سعادت نصیبم شود من شروع کرده ام و امیدوارم بتوانم با یک پیروزی کامل برای خدا، اسلام و قرآن، جان بی ارزشم را به الله آفریننده خود تسلیم نمایم. امیدوارم بتوانم برای شما یک فرزند نیکو و صالح بوده باشم.

 

از شما می خواهم پس از شهادتم گریه و زاری نکنید، بلکه خوشحال باشید. زیرا من پیروز شده ام و به آرزوی خود رسیده ام. امیدوارم برادران و دوستان من بعد از من بتوانند با پاسداری از مرزهای اسلام و این کشور، اسلام را از دست دشمنان و کافران نجات دهند. و شما را به نماز سفارش می کنم. در حق امام امت دعا کنید.

 

مادر جان! هر موقع به یاد من افتادی گریه نکن و یا اگر سر قبر من آمدی، آن لحظه به فکر کربلای حسین( ع) باش که در آن زمان با کافران و ستمگران برای پابرجا ماندن اسلام و آزادی تمام مسلمانان از زیر سلطه یزید جنایتکار و جانی چگونه جان خود و فرزندان عزیزش را دو دستی تقدیم حق تعالی نمود.

 

مادر جان! مگر علی اکبر(ع)، قاسم(ع) و سرباز شش ماهه ـ علی‌ اصغر( ع)ـ در روز عاشورا و در کربلای امام حسین( ع) شهید نشدند؟ مگر دو دست حضرت عباس (ع) را از تنش جدا نکردند؟ پس من که از آن بزرگواران بیشتر نیستم، بلکه یک بنده گنه کارم و امیدوارم خداوند گناهان مرا ببخشد.

 

از برادران محترم تقاضامندم هرکس که به گردن من حق دارد، مرا حلال کند  و یا حق خود را از پدرم بگیرد. از برادران رزمنده تقاضامندم من هرکجا شهید شدم جنازه من را به بیجار گروس بخش پیرتاج ببرید و در جوار امام زاده و کنار مزار برادر عزیزم شهید حسن قائم پناه دفن نمایید.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

درود بر امام امت خمینی بت شکن و درود بر رزمندگان اسلام

30/10/1360

 

 

انتهای پیام/