تاریخ ارسال : یکشنبه 4 اسفند 1398 / 09:24|کد خبر : 2477

خبر » غواص دریادل کردستانی در آب های خروشان اروند

غواص دریادل کردستانی در آب های خروشان اروند

به گزارش پیشمرگ روح الله،  شهید منوچهر یوسفیان در روز بیست و چهارم تیرماه سال 1345 در خانواده ای مومن و متدین در شهر بیجار پا به عرصه هستی گذاشت؛ پدرش غلام و مادرش بدیعه نام داشت.

 

منوچهر پس از گذراندن دوره ابتدائی و راهنمایی وارد دانشسرای شهید رجائی در زادگاهش شد و بعد از دوره دانشسرا تحصیلات خود را باتمام رسانید.

 

اخلاق نیکو، مهربانی، تواضع و فروتنی و خونگرم بودن منوچهر زبانزد بود. به والدینش بسیار احترام می گذاشت و از آنان طلب حلالیت می کرد و در محبت کردن به پدر و مادرش هرگز کوتاهی نمی‌کرد.

 

جبهه

پس از چند بار بازدید از جبهه شور و شعف عجیبی برای عزیمت به جبهه‌های حق علیه باطل در او ایجاد کرده بود. سال 1361 پس از پشت سر گذاشتن امتحانات ثلث دوم دانشسرا به عنوان بسیجی برای اولین بار عازم جبهه شد و در تابستان سال 1362برای دومین بار مجددا به جبهه رفت و این بار بدلیل خلوص و خونگرمی که در تیپ عملیاتی الغدیر یزد وجود داشت عشق او برای اعزام مجدد به جبهه مضاعف گردید و در همین تیپ دوبار زخمی شد و پس از بهبودی به منزل باز گشت و در روز هستم شهریور ماه سال 1364 وارد گردان ویژه غواصی عملیاتی تیپ گردید و به منطقه اهواز اعزام شد.

 

شهادت

سرانجام عشق حقیقی منوچهر، روز بیست و دوم بهمن ماه سال 1364 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو - جزیره ام الرصاص وی را به دیدار معشوق سوق داد.

 

یکی از همرزمان شهید منوچهر یوسفیان، شب شهادت این غواص دریادل را اینگونه بازگو می کند:

 

شب بیستم بهمن ماه سال 1364، فرمان آغاز عملیات والفجر 8 از قرارگاه خاتم الانبیاء به خطوط مقدم جبهه اعلام شد. تیپ الغدیر با 5 گردان رزمی و 2 گروهان غواصی به دشمن بعثی هجوم برد.

 

 

شهید منوچهر یوسفیان یکی از نیروهای گروهان غوصی بود که به همراه همرزمانش در گروهان غواصی ساعت 9 شب خودشان را به امواج خروشان اروند رود سپردند، تا به پشت سنگرهای دشمن بعثی نفوذ کنند.

 

 

منوچهر در کنار دریادلان گروهان غواصی خودش را پشت دشمن رساند و بعد از تار و مار کردن نیروهای بعثی، حلقه اتصال گروهان را با گروهان عمل کننده دیگر برقرار کرد، ولی در همین حین گلوله دشمن بعثی شانه چپ منوچهر را هدف قرار داد. زخم منوچهر به شدت در حال خونریزی بود.

 

 

یکی از تیربارهای دشمن با حجم زیادی از آتش راه پیشروی نیروها را سد کرده بود و تعداد زیادی از نیروها توسط همین تیربارچی به شهادت رسیده بودند. شهید منوچهر یوسفیان آماده شده بود تا هر طور شده تیربار دشمن را از کار بیاندازد.

 

 

در حالیکه خون زیادی از منوچهر رفته بود و همه نیروها اصرار داشتند که ایشان برای مداوا به عقب برگردد و تحت درمان قرار گیرد، اما ایشان نپذیرفت و گفت: من برای چنین روزی آموزش های سختی را پشت سر گذاشته ام و هم اکنون زمان استفاده از آن همه آموزش های سخت و طاقت فرساست.

 

 

منوچهر در حالیکه به شدت خونریزی داشت به طرف تیربار دشمن به راه افتاد. مدت زمانی طول نکشید که تیربار دشمن خاموش شد و رزمندگان سپاه اسلام از آتش آن خلاص شدند.

 

 

بعد از تثبیت مواضع، تمام محور را به دنبال شهید یوسفیان گشتیم، اما اثری از ایشان پیدا نکردیم و نفهمیدیم چگونه و در کجا به شهادت رسیده است.

 

 

 

انتهای پیام/