تاریخ ارسال : دوشنبه 5 اسفند 1398 / 11:44|کد خبر : 2483

خبر » شهید قهاری مسیح دوم کردستان

شهید قهاری مسیح دوم کردستان

به گزارش پیشمرگ روح الله،  شهدای مبارزه با پژاک از جمله شهدایی هستند که مظلوم و غریب واقع شده‌‌اند. کسانی که امنیت امروز مرزهای جمهوری اسلامی مرهون خون آنان است و در گمنامی روزها و شب‌هایشان را با جهاد گذراندند. شهید سعید قهاری از جمله این سرداران شهید است که در مرزهای شمال غربی کشور بعد از سی سال سابقه فرماندهی عملیاتی سپاه در درگیری با گروهک تروریستی پژاک به شهادت رسید. از جمله مسئولیت‌های او می‌توان به فرمانده لشکر سه نیرو مخصوص حمزه سیدالشهدا(ع)، جانشین(مسئول آموزش) فرمانده سپاه همدان، جانشینی تیپ انصار الرسول(ص) در اورامانات در زمان عملیات شاخ شمیران، فرماندهی سپاه و تیپ مریوان و قائم‌مقامی قرارگاه شهید شهرامفر در سنندج اشاره کرد.

 

 

«خدایا ! ... ختم زندگی دنیاییم شهادت در راه خود(حق) باشد و در لباس سبز پاسداری، تا در کنار دوستان شهیدم آرام گیرم.»
این فرازی از وصیت نامه سردار شهید سعید قهاری سعید است. او در شب قدر در پیشگاه خداوند متعال عاجزانه دعا می کند و خداوند نیز دعایش را به درجه اجابت می رساند.

 


برای مردان خدا حیف است که مرگی جز شهادت داشته باشند. اصلا خود مرگ نیز دربرابر اینها خجالت زده می شود. و شهادت شاید بالاترین پاداشی باشد که خداوند در دنیا به مقربان درگاهش عطا می کند.

 


شهید سعید قهاری سعید که او مسیح کردستان شماره 2 نامیده اند یکی از کسانی است که سالهای زیادی از عمر پربرکتش را در راه خدمت به نظام اسلامی صرف کرد. او در این سالها اغلب در مرزهای شمال غربی کشور و در مقابل دشمنانی ایستاد که هر چند ظاهرا متولد همین آب و خاک بودند و در این خاک زیسته بوده اند اما عملکردشان نشان می داد که دشمن ترین دشمنان نسبت به ملت ایران هستند. همانهایی که به هیچ وجه از جنایت علیه مردم غیر نظامی دست بر نمیداشتند.

 


اگر بخواهیم دقیق بگوییم همان روزی که رهبر کبیر انقلاب امام خمینی فرمان آزادی پاوه را می دهند به سوی آن دیار می شتابد و از همان ابتدا فرماندهی عده ای را به عهده می گیرد. او در کنار شهید چمران، حاج احمد متوسلیان و شهید بروجردی و در مقابل ضد انقلابی که به هیچ کس از کوچک و بزرگ و پیر و جوان رحم نمی کرد می جنگد. حاج سعید اما در همین خطه می ماند و تمام توانش را برای آزادی مناطق تحت پوشش آن انجام می دهد. هر چند که اهم فعالیت های این شهید در شمال غربی کشور صورت می گیرد اما این بدان معنا نیست که در مناطق جنوب کشور حضور نداشته باشد. برای مثال این سردار رشید اسلام در عملیات کربلای 5 شرکت کرده و به سختی هم مجروح می شود.

 


او در سال 63 در شهر سنقر همسری هم کفو خود بر می گزیند و حاصل این ازدواج 3 فرزند است که البته هر کدام از آنها در یکی از شهرهای مرزی به دنیا می آید. و این خود نشان از روحیه وظیفه شناسی این شهید سعید است. که البته همسرش نیز در این راه همواره یارو یاور اوست و در بدترین شرایط امنیتی و در کمترین امکانات رفاهی موجود در کنارش است و هیچ گاه او را تنها نمی گذارد.
 

مسیح دوم کردستان/ای شهدا شما بخواهید که من سال دیگر 4 اسفند با شما باشم

 

شهید در طول مدت خدمتش در لباس سبز پاسداری دوبار هم مورد سوء قصد ضد انقلاب قرار می گیرد. اما خواست خداوند بر این بوده است که بماند و زمانی بیشتر به اسلام و نظام اسلامی خدمت کند. و همواره توسط آن کوردلان مورد تهدید قرار می گرفت. و زندگی در آن شرایط خود نیاز به مجاهدت فراوان دارد که شهید و خانواده معظمش همواره بدان تن داده و در نا امنی زیسته اند.

 


او البته در کسوت فرماندهی نیز به خوبی عمل می کند. او به ریز ترین مسائل و مشکلات زیر دستان خود توجه دارد. و همواره از احوال خانواده معظم شهدا جویا می‌شود. و در این مسیر همواره رضای الهی را در نظر دارد.

 


شهید سعید قهاری سعید زمانی که فرمانده سپاه یزد بود و در اجلاس کنگره که 4 اسفندماه برگزار می شود در مسجد و در حضور مردم یزد گفته بود که "ای شهدا شما بخواهید که من سال دیگر 4 اسفند با شما باشم" و دقیقاً سال بعد 4اسفند 85 عصر جمعه به شهادت رسید.

 


شهادت


شهادت او در درگیری با گروهک تروریستی پژاک رخ می دهد. در واقع در همان ابتدا اعلام شد که شهید در سقوط هلی کوپتر به شهادت رسیده است اما بعد مشخص شد که سردار قهاری در درگیری با پژاک و با حضور در منطقه درگیری با آنها در گیر شده و هدف گلوله قناسه قرار گرفته و به فیض عظیم شهادت می رسد.

 

 

مسیح دوم کردستان/ای شهدا شما بخواهید که من سال دیگر 4 اسفند با شما باشم

 

این شهید والامقام از شهدایی است که گستردگی خدمت بالایی داشت. در ده شهر و پنج استان خدمت کرده و اهم خدماتش در کردستان، آذربایجان و کرمانشاه بوده است. در زمان خود و بعد از شهید بروجردی به مسیح شماره دو کردستان معروف شد. چون هم زمان جنگ در کردستان بود و هم بعد از جنگ با حزب درگیر بود. بعد از شهید بروجردی از کسانی بود که عملیات‌های پارتیزانی با احزاب کرد در کردستان داشت و دائم با آن‌ها درگیر بود. همچنین مثل شهید بروجردی روحیه مردم‌داری و مردم‌یاری داشت و رسیدگی همه جانبه به مردم کُرد می‌کرد. آخرین مسئولیتی هم که داشت، فرمانده لشکر سه نیرو مخصوص سیدالشهدا(ع) در ارومیه بود. او در عملیات پاکسازی مناطق مرزی شمال غرب کشور، منطقه خوی-سلماس که با ترکیه هم‌مرز است در محلی به نام جهنم دره طی درگیری با گروهک تروریستی پژاک به شهادت رسیدند. شهادت او و 14 تن از یارانش در چهارم اسفندماه 1385 به اتفاق افتاد.

 

 

انتهای پیام/