تاریخ ارسال : سه شنبه 13 اسفند 1398 / 11:13|کد خبر : 2504

خبر » درنگی در زندگی شهید احمد جعفر رمشتی

درنگی در زندگی شهید احمد جعفر رمشتی

به گزارش پیشمرگ روح الله، نباید فراموش کرد امنیت امروز و اقتدار کشــور مرهــون فداکاری مردان و زنانی است کـه امنیت جامعه را بر امنیت فردی ترجیح دادند. کسانی که به استقبال خطر رفتند تـا امنیت دیگران به خطر نیفتد، امنیتی که زیربنای همه کارهاســت و رشــد و توسعه کشــور در ســایه آن تحقق پیدا می‌کند هر چند ایـن امنیت براساس حدیث امام معصوم(ع) از نعمت همای فراموش شده است و یا درک آن برای خیلی هـا آسان نیست، آنـان که همواره در ساحل امنیت به سر برده اند و در گرداب های ناامنی گرفتار نشده اند معنای امنیت را درک نمی‌کنند.



کسی که سرد و گرم روزگار را نچشیده باشد قدر امنیت را نمی داند. در روزگاری نه چندان دور گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب با سلاح گرم در اقدامی ناجوانمردانه امنیت مردم خوب و باصفای کردستان را نشانه گرفته بودند و بی مهابا جـان و مال این مردم دست درازی می‌کردند و برای جان و مال آنان ارزشی قائل نبودند و در عین حال سنگ دفاع از حقوق خلق کرد را به سینه می‌زدند ولی در عمل مزدورانی بودند کـه برای کســب رضایت اربابانشان خــون جوانان این جوانان مرز و بـوم را با اقدامات تروریستی خود بر زمین می ریختند و بر هیچ منصفی پوشیده نیست کفه این مردم صرفاً به جرم مخالفت با فکر و راه روش گروهکهـای تروریستی چه بهای سنگینی را پرداخته‌اند و باید گفت ملت بزرگ ایران اسلامی قربانـی اقدامات تروریستی بوده در مبارزه بـا تروریست هزینه‌های زیاد را متحمـل شده است.



اســتان کردستان که ســرزمین مجاهدت‌های خاموش و اســتان فداکاری‌های بزرگ به تعبیر حکیمانه مقام معظم رهبری بوده و می‌باشد در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مبارزه با تروریست نقــش ممتازی داشته و تقدیم بیش از ۱۸۷۰ شهید از مجموع ۱۷۰۰۰ شهید تـــرور کشور گواه صادقی بر این مدعاست شهادت بیش از ۵۰ شــهید روحانی کـه غالبا بی دفــاع در هجمه‌ای تروریستی به شــهادت رسیدند و صدها شهید مظلوم دیگر از می‌کردم بی دفاع کرد اعم از کشاورز و بازاری، معلم و دانش‌آموز استاد و دانشجو، کارگر و کارمند از زن و مرد، پیر و جـوان این استان که به صـورت ناجوانمردانه و در اوج مظلومیت قربانی ترور شده‌اند.



ساده نیست بیان شرح حال فرزندان صدیق این مرز و بوم که در کمال اخلاص و یقین کامل برای پاسداری از این مرز و بوم یک لحظه درنگ نکردند و لبخندزنان به استقبال شهادت رفتند.



شهید احمد جعفر رمشتی یکی از این شهدایی است که در یک اقدام تروریستی توسط ضدانقلاب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.



زندگینامه شهید احمد جعفر رمشتی

میان خانواده‌ای کشاورز متولد شد. پدرش از طریق کار در مزرعه و سبزی کاری زندگی را اداره می‌کرد. نوجوانی بیش نبود که پدرش دار فانی را وداع گفت و او به همراه برادر بزرگترش به همان شغل ادامه دادند و بر روی زمین های اجاره ای سبزی‌های خوراکی را کشت می کردند.



در سن ۲۰ سالگی ازدواج نمود و به صورت مستقل به حرفه خود ادامه داد. تمام روز را کار می کرد تا با دسترنج خود در کسب روزی حلال زندگی را اداره کند. با شروع فصل سرما و اتمام کار در مزرعه با وجود ۳۰ سال سن با حضور در کلاس های بزرگسالان خواندن و نوشتن را آموخت و با پیروزی انقلاب اسلامی در صف مدافعان انقلاب اسلامی قرار گرفت.


با شکل‌گیری سازمان پیشمرگان مسلمان کرد یکی از فرزندانش به عضویت سازمان مزبور در آمد و به همین دلیل ضد انقلاب بارها او را به مرگ تهدید کردند و حتی شبانه نارنجک به خانه اش انداختند.



سرانجام در غروب یکی از روزهای پایانی سال ۱۳۶۱ هجری خورشیدی در حالی که پس از یک روز کاری به خانه برگشته بود و قصد رفتن به مسجد را داشت در جلوی مسجد میرزا کریم محله گله خان شهر سنندج با ضرب گلوله به شهادت رسید.

 

خواست خدا، شهادت احمد بود.

 

قبلا گروهکهای ضدانقلاب به داخل حیاط خانه مان نارنجک پرتاب کرده بودند. چند روزی به عید نوروز مانده بود. مشغول تهیه شام بودم. احمد خواست بیرون برود. نمی دانم چرا دلشوره پیدا کردم. گفتم شما امروز بیرون نروید. گفت برای آبیاری کردن کفش ندارم و باید بخرم. احمد بیرون رفت و قتی برگشت کفش ها را روی پله گذاشت و به قصد رفتن به مسجد محل دوباره بیرون رفت. باران به شدت می بارید. دو دقیقه نگذشته بود که صدای تیر اندازی از کوچه به گوشم رسید. بیرون دویدم. مردم می دویدند و فریاد می زدند: احمد مینا را کشتند.(اسم مادرش را به عنوان لقب به او داده بودند) پیکر مطهر همسرم غرق در خون جلوی مسجد افتاده بود. خواست خدا، شهادت احمد بود.

 

از خاطرات خانم حمیده امیری، همسر شهید

 

 

انتهای پیام/