تاریخ ارسال : دوشنبه 7 دی 1394 / 12:58|کد خبر : 37

خبر » فرمانده شهیدی که یاور بی ادعا و دلسوز مردم بانه بود

فرمانده شهیدی که یاور بی ادعا و دلسوز مردم بانه بود

 

 


به گزارش پیشمرگ روح الله، شهید قاسم نصرالهی در روز چهاردهم بهمن ماه سال 1333 در شهرستان خوی متولد شد. دوره ابتدایی را در دبستان هدایت (سابق) گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان شمس (سابق) به پایان رساند. با تلاش زیاد توانست وارد دانشگاه شود و پس از اتمام دوران دانشجوئی و گذراندن خدمت سربازی به استخدام شرکت مخابرات استان آذربایجان غربی در آمد.

 

خانواده شهید نصرالهی نیز مانند میلیونها ایرانی از ظلم و فساد حکومت شاه در امان نبود و محرومیت های طاقت فرسای خانواده اش حاکی از آن بود، اما این محرومیت ها قاسم را بیشتر و بیشتر با توجه به استعداد های ذاتی اش، مقاوم و متعهد ساخت. وقتی به تهران آمد تا در دانشکده مخابرات به ادامه تحصیل بپردازد، در همان روزهای اول به مبارزات دانشجویی پیوست. سالهای 1355 و 1356 که اوج سخت گیری و دیکتاتوری شاه بود طنین رسای اذانش در دانشکده، همه را به پیوستن صفوف نماز جماعت دعوت می کرد.

 

این زمانی بود که نماز به پا داشتن و گرد هم آمدن در مسجد دانشکده جرم بود. هنگامیکه او با اخلاص فراموش ناشدنی از امام زمان (عج) یاد می کرد. دوستانش پیامهای او را آویزه گوش داشتند و در برنامه های تفریحی کوه پیمایی که آن روزها راه مفیدی برای گریز از فساد اجتماعی بود گردهم جمع می شدند. او در این برنامه ها هم نقش فعالی داشت. سرودهای انقلابی که توسط ایشان خوانده می شد، هیچگاه از یاد دوستانش نخواهد رفت.

 

قاسم لحظه ای از یاد خدا غافل نمی شد، خودسازی جزء برنامه زندگی روزانه اش بود، در محافل مذهبی با اشتیاق تمام شرکت می کرد و در هر جا نمادی از مبارزه بود او هم بود.

 

در اعتصابات دانشجویی با خط خوب و زیبایش اطلاعیه های بزرگ دیواری را می نوشت. دافعه و جاذبه متعادلی داشت، به طوریکه همه دوستش داشتند.

 

شهید نصرالهی سال 1355 توسط مأموران ساواک دستگیر و پس از آزادی مجدداً به مبارزات خود ادامه می دهد. پس از اتمام دانشگاه برای خدمت سربازی به پادگان لویزان اعزام می شود. این دوران با اوجگیری حرکت انقلاب و صدور فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر ترک پادگانها به وسیله نیروهای مسلح مصادف می شود. در این میان او نیز بنا به وظیفه شرعی به شهید حجت الاسلام محلاتی مراجعه می کند و با بیان کارهایی که در پادگان انجام می دهد، از ایشان کسب تکلیف می کند. شهید محلاتی اجازه نمی دهند او از پادگان فرار کند و می گویند که برای انتقال اطلاعات پادگان آنجا بماند.

 

هنوز اولین فرزندش به دنیا نیامده بود که عازم جبهه های غرب کشور می شود. ابتدا به سر پل ذهاب و ارتفاعات بازی دراز می رود تا به دفاع از مرزهای کشور در مقابل متجاوزان بپردازد. پس از حضور در جبهه های غرب، یکی از اولین حملات را علیه دشمن صورت می دهد و همراه با رزمندگان پیروز اسلام اولین موفقیت را برای کشورمان در جنگ نابرابر و تحمیلی به دست می آورد. در آن موقع هنوز در جبهه های جنوب که کانون درگیری ها بود عملیاتی از جانب ایران صورت نگرفته بود. بعد از آن راهی جبهه های کردستان می شود، جبهه ای که در آن روزها، سخت ترین شرایط را پیش رو داشت. نیروهای ضد انقلاب در شهر ها و جاده ها شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند. ضد انقلاب سعی داشت تا با جلب توجه مسئولین کشور و اداره کنندگان جنگ به خود، آنها را از توجه به خطوط مقدم جبهه و رویارویی با دشمن بعثی غافل و تزلزلی در اجتماع ایجاد نماید.

 

اینجا بود که شهید نصرالهی با درک چنین شرایطی به کردستان رفت و با به دست آوردن تجربیات جدید تا آخرین روزهای پایان گرفتن جنگ در آن جا ماند. او ارتفاعات سخت و صعب العبور منطقه کردستان را شناسائی کرده بود. از ارتفاعات بلند مشرف بر مریوان و ارتفاعات دزلی تا ارتفاعات مشرف بر بانه. در آنجا مسئولیت سپاه را نیز به عهده گرفته بود. او با تلاش شبانه روزی و با بیداری و هوشیاری تحسین برانگیز خود مانع هرگونه تحرکی بود که از سوی ضد انقلاب طرح ریزی می شد.

 

پس از حضور در مریوان در سال 1361 ابتدا فرماندهی سپاه سروآباد را بر عهده می گیرد. بعد از مدتی مسئولیت عقیدتی سیاسی سپاه مریوان را عهده دار می شود و بالاخره قائم مقام فرمانده سپاه مریوان می شود.

 

بعد از آن عازم بانه می شود و به مدت چهار سال و تا زمان شهادت در سمت فرمانده سپاه پاسداران این شهر مهم مشغول خدمت می شود. در دوران خدمت در بانه، چنان با مردم در می آمیزد و در دلشان جای می گیرد که همه به او عشق می ورزند. تمام مردم او را حامی و یاور بی ادعا و دلسوز خود می دانند.

 

در روز دوازدهم تیرماه سال 1364 در اطراف شهر بانه و در منطقه سوره کوه و با همکاری پس مانده های ضد انقلاب و دشمنان خارجی، وجود پر خیر و برکت قاسم نصرالهی از اسلام، ایران بزرگ و مردم بانه گرفته می شود. شهید نصرالهی در این روز به ملکوت اعلی پرواز می کند.

 

پیکر مطهر شهید نصرالهی سال ها در خاک دشمن می ماند تا بعد از پذیرش قطعنامه و به هنگام تبادل پیکرهای مطهر شهدا با جنازه های دشمن بعثی، پیکر پاکش از منطقه شیلی در نزدیکی شهر پنجوین عراق که توسط نیروهای بعثی به خاک سپرده شده بود، خارج و در تاریخ سوم شهریور ماه 1367, طی مراسمی بی نظیر و شایسته و با حضور مردم مخلص و متدین بانه تشییع و پس از یک روز طی مراسمی مشابه در بهشت زهرای تهران در جوار سایر شهدای گرانقدر اسلام آرام می گیرد.