گزارش » زندگینامه شهدای شاخص 1398

به گزارش پیشمرگ روح الله،مهندس شهید امیر مهرداد، شهید شاخص سازمان بسیج کشور در سال 1398 است.

مهندس شهید امیر مهرداد از آغازگران حرکت جهاد دانشگاهی و مسئول گروه مهندسی شیمی جهاد دانشگاهی صنعتی شریف بود.در هنگام جنگ تحمیلی، زمانی از یاد جبهه غافل نبود و آنجا را مامن خویش می دانست …

نام : امیر                                   نام خانوادگی : مهرداد
نام پدر : مرتضی                         تاریخ تولد : ۱۳۳۶/۱۲/۳
محل تولد : تهران                        رشته تحصیلی : مهندسی شیمی
نام دانشگاه : صنعتی شریف
تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۸/۱۳          محل شهادت : پنجوین عراق (عملیات والفجر۴)
 
زندگینامه مهندس شهید امیر مهرداد
 
شهید امیر مهرداد در سال ۱۳۳۶ در  تهران متولدشد.  دوران تحصیل ابتدایی و دبیرستان را با موفقیت تمام طی نمود و بعد از اخذ دیپلم ریاضی ـ فیزیک در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد.در اولین سال تحصیل بود که در یکی از تظاهرات دانشجویی دستگیر و راهی زندان طاغوت گردید ولی بدلیل نداشتن مدرکی دال بر محکومیت وی بعد از مدت کوتاهی آزاد شد.
 
امیر از ابتدای ورود به دانشگاه بیشتر با دانشجویان مسلمان رفت و آمد داشت و در همین رابطه نیز توسط عناصر چپ گرا تحت فشار بود ولی به خاطر رسالتی که بدوش خود احساس میکرد به این مسائل اهمیتی نمی داد. او در دوران شکوفایی انقلاب اسلامی، فعالیت سیاسی و اجتماعی خود را زیاد نمود و برای پیروزی انقلاب از هیچ فعالیت صحیح و اسلامی روی گردان نبود. پس از پیروزی مرحله اول انقلاب، برای استقرار و تشکیل نظام جمهوری اسلامی فعالیت زیادی نمود. از پاسداری های شبانه در مقابل ضد انقلاب و عناصر وابسته به استکبار جهانی گرفته تا داشتن مسئولیت صندوقهای رأی جهت همه پرسی جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس و خبرگان و … دریغ نداشت.
 
او از آغازگران حرکت جهاددانشگاهی و مسئول گروه مهندسی شیمی جهاددانشگاهی صنعتی شریف بود. در انجام دهها پروژه تحقیقاتی و خدماتی از جمله پروژه بیوگاز و طرح تولید برج تقطیر جهت سازمان انتقال خون ایران، سهیم بود.
 
او در هنگام جنگ تحمیلی، زمانی از یاد جبهه غافل نبود و آنجا را مأمن خویش می دانست، سرانجام نیز در عملیات والفجر ۴در پنجوین عراق در ۱۳ آبان ۱۳۶۲ به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
 
روحیه پرتلاش این شهید عزیز او را وا میداشت تا بیکار نباشد و سعی می‌نمود لحظه‌ای را برای خدمت کردن به اسلام و محرومیت و کسب فیض از دست ندهد و به دنبال این روحیه بود که بعد از پیروزی انقلاب و در تابستان ۱۳۵۸ ابتدا در جهاد سازندگی استان لرستان فعالیت خود را آغاز نموده و مسئول تدارکات جهاد بود، بعد از اتمام کار و بازگشت به تهران در جهاد سازندگی دانشگاه صنعتی شریف که عمده فعالیتش رفع مشکلات سیاسی و فنی کارخانجات و صنایع بود به کار مشغول شد.
 
مسئولیت اولیه وی مراجعه به کارخانجات به همراهی دیگر برادران جهاد و اساتید متعهد دانشگاه و جمع آوری مشکلات فنی آنان بود تا با مطرح نمودن برای حل آن چاره اندیشی شود و در این رابطه پاره ای از مشکلات فنی و سیاسی بعضی از کارخانجات را رفع نمودند .
 
درخرداد ماه ۱۳۵۹ با حرکت انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاهها با توجه به اینکه در آن روزها مسئله‌ای بنام تضاد علم و تعهد توسط منحرفین در ایران ایجاد شده بود برای اینکه غلط بودن این نظریه اثبات شود امیرمهرداد به همراه دیگر برادران دانشجوی متعهد دانشگاه حرکتی را آغاز کردند که بعداً به نام جهاددانشگاهی خوانده شد و در دانشگاه صنعتی شریف نیز نیروهای فعال در جهاد سازندگی دانشگاه تشکیلات خود را در اختیار جهاددانشگاهی قرار داده و فعالیت جدید خود را آغاز نمودند.
 
برای تحقق امر فوق و پیوند دادن تعهد و تخصص و دادن تخصص به برادران مسلمان و متعهد، جهاددانشگاهی صنعتی شریف محورهای کار خود را تحقیقات، آموزش، ترجمه و تالیف و خدمات قرار داد و سعی کرد از این بستر کاری و فکری جهت رفع مشکلات صنایع وابسته کشور استفاده نماید و برای بهره وری بیشتر تصمیم گرفته شد که جهاد به فرم گروههای تخصصی فعالیت کند و در این رابطه مسئولیت تشکیل گروه مهندسی شیمی به شهید امیرمهرداد محول گردید.
 
ایشان به همراه یکی دو نفر از برادران هم رشته، گروه مهندسی شیمی جهاد را در مهرماه سال ۱۳۵۹ تاسیس نمودند و در طول فعالیت سه ساله این گروه دهها پروژه تحقیقاتی و خدماتی انجام و یک کتاب و چند مقاله نیز تالیف شده است.
 
دو پروژه زیر ازجمله پروژه هایی است که ایشان به طور مستقیم بر آنها نظارت داشته است.
 
اولین پروژه گروه که تحت سرپرستی ایشان و با همکاری یکی از اساتید دانشکده مهندسی شیمی و چند تن از دیگر افراد، از جمله شهید علیرضا قزوینی انجام گرفت، پروژه «بیوگاز» بود . در این پروژه که هدف از آن تهیه گاز متان (بعنوان سوخت) از فضولات حیوانی است سعی شده است یکی از مشکلات مردم روستایی کشورمان در فصل سرما که رساندن سوخت و تهیه چوب برای ایجاد گرما است رفع شود. تیم علمی ایشان حدود سه سال در رابطه با این پروژه فعالیت نمودند که حاصل آن ایجاد چند واحد اصلی در استان ایلام و ارائه و بررسی در سمپوزیوم بین المللی انرژیهای نو که توسط  شهید علیرضا قزوینی در سمپوزیوم مطرح شد.
 
پروژه دوم طرح «برج تقطیر» جهت سازمان انتقال خون ایران است که در این پروژه یک واحد تقطیر الکل جهت تصفیه پسابهای سازمان طراحی، ساخت، نصب و راه اندازی شد که هم اکنون در حال بهره‌برداری است و همچنین چندین پروژه دیگر با همکاری ایشان انجام شد. اما آنچه که مهم است عقیده و ایمان این شهید بزرگوار به خدمت به اسلام و کسب علم و تخصص برای کمک به نظام جمهوری اسلامی بود و نشان دادن راهی که می توان به آن مقصود رسید ولی چون وی روح بلندپروازی داشت این خدمت ها نیز وی را ارضاء نکرد و برای رسیدن به هدف اصلی خود که همان جواب دادن به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین علیه السلام بود از طریق بسیج راهی جبهه ها گردید و با اینکه مدت خدمت ایشان پایان یافته و می توانست برگردد ولی برای رسیدن به مقصود خود ماند و میگفت من آمده ام که در عملیات شرکت کنم و در جبهه ماند تا در عملیات والفجر چهار شرکت نمود و بهمراه دیگر برادران عزیز در عملیات تکمیلی مرحله سوم در ارتفاعات منطقه پنجوین در تاریخ ۱۳/۸/۱۳۶۲ به فیض شهادت نائل آمد.
 
فرازهایی از وصیتنامه شهید امیر مهرداد
 
«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه»
اشهدان لااله الاالله و اشهدان محمد رسول الله و اشهدان علی ولی الله والحسن والحسین و تسعه المعصومین من ذریه الحسین اولیاء الله.
خداوند از مؤمنین جانها و مالهایشان را می خرد و در مقابل بهشت می دهد.
خدایا بر محمد و آلش درود فرست و گناهان مرا ببخش و به پدر و مادر و همسر و همه نزدیکان من صبر عطا کن.
با سلام و درود به امام مستضعفین و آرزوی ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان(عج)
در ابتدا از مادر و همسر عزیزم عذر می خواهم که نتوانستم بمانم. امیدوارم راضی به رضای خدا باشید و مطمئنم خدایی که زنده می‏کند و می میراند، هنگام پس گرفتن امانتش، صبر و استقامت این دوری را به شما عزیزان عطا می فرماید.
 
اطمینان دارم که پدر بزرگوارم در سنگر و محل کسب خویش بیش از پیش در مقابل ضد انقلاب از انقلاب دفاع خواهد کرد و مادر دلسوزم انشاا… زینب وار صبر و استقامتی از خود نشان خواهد داد که برای کوردلان دور و نزدیک تودهنی محکمی خواهد بود و اما همسر فداکارم را وصی خود قرار داده و توصیه صبر می‏کنم و امیدوارم در شغل تربیتی خود برای رضای خدا همچنان کوشا و دلسوز باشد و کودکان معصوم، بخصوص فرزندمان را سرباز امام زمان و یار امام خمینی بار بیاورد.
 
از همه آشنایان التماس دعا دارم و از آقا امام حسین و ائمه طاهرین(ع) علیه و علیهم السلام وهمه مقربین و وجیهان درگاهش انتظار شفاعت دارم.
 
 

شهید شاخص جامعه بانوان سال98/ عصمت پور انوری

 
 

زندگی نامه
عصمت پورانوری در سال ۱۳۴۱ در شهرستان دزفول پا به عرصه وجود نهاد و در خانواده ای مذهبی و با اصالت زندگی کرد.

او از کودکی علاقه وافری به یادگیری مسائل دینی داشت؛ بطوری که در سنین کم توانست قرآن خواندن و نماز را بطور کامل یاد بگیرد و در حفظ و رعایت حجاب خود از کودکی علاقه زیاد نشان می داد.

فعالیت های سیاسی
عصمت پورانوری در دوران انقلاب، مرتب در مراسم و برنامه های خیابانی و همچنین شرکت در جلسات افشاگرانه رژیم منحوس پهلوی و هدایت دوستان و آشنایان در جهت افشای ماهیت طاغوت سرنگون داشت. با توسل به رهنمودهای امام که بوسیله پخش اعلامیه های او صورت می پذیرفت نقش بسیار فعالی را ایفا می نمود اشتیاق فراوان داشت به بررسی مسائل و مباحث اسلامی بطوری که در جلسات و برنامه عقیدتی، سیاسی که در منازل بعضی از خواهران تشکیل می شد با شور تمام شرکت می نمود تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با رهبری و وصایت حضرت امام خمینی(ره) پیروز گردید.

بعد از انقلاب اسلامی ایران، مجدانه در ترویج خط اصیل اسلامی ،که همانا خط امام و روحانیت متعهد و مسئول می باشد تلاش و مستمر و پیگیر داشت و همیشه می گفت : رمز پیروزی و بهروزی اسلام ،امام و روحانیت است، پس این عزیزان را باید داشته باشیم؛ زیرا اینان توشه راهند.

وی علاقه خاصی به روحانیت خصوصا” منصوبین امام داشت؛ به طوری که برای شهادت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی از اعماق وجودش گریه می کرد.

همیشه از امام بعنوان تنها الگو و اسوه حسنه در دوران حضرت ولی عصر (عج) یاد می کرد.

در دوران دبیرستان فردی بسیار فعال و پرکار بود بطوری که در تمام مراسم و برنامه هایی که در دبیرستان برگزار می شد شرکت فعال داشت؛دقیقاً موضعی خصمانه در قبال نیروهای چپ و منافق و دیگر گروهک های ضدانقلابی که می خواستند در دبیرستان فعالیتی بکنند، داشت و فردی مشخص در انجمن اسلامی دبیرستان خود بود؛ تا اینکه در سال ۵۹ موفق به اخذ دیپلم اقتصاد از دبیرستان کوثر شد.

در اوایل تشکیل نهضت سوادآموزی در دزفول شهیده پورانوری که سال چهارم دبیرستان خود را طی می کرد در تمامی جلسات عقیدتی- سیاسی که از طرف نهضت تشکیل شده بود شرکت مثمرثمر و منظمی داشت و در ارزیابی پایانی این جلسات،بعنوان یکی از خواهران نمونه در اجرای تکالیف محوله و درک مفاهیم تدریس شده مشخص شد.

پورانوری علاقه زیادی به اجرای فرمان امام در امر مقدس سوادآموزی داشت و این را بارها متذکر شده بود که در نهضت خدمت بکنم تا اینکه اخیرا در امتحان نهضت موفق شد و باز هم بعنوان یکی از بانوان نمونه نهضت در ابعاد مختلف شناخته شد.

عصمت پورانوری فردی صدیق و با ایمان، معقول و با ادب بود. آرام و متین با چهره ای محبوب در خانه و خانواده، پرکار و فعال، توکل و توسلش به خداوند زبان زد همگان بود. سرانجام در تاریخ  1360/09/19 در اثر بمباران هوایی دزفول توسط مزدوران عراقی، به درجه والای شهادت نائل شد.
 
 
انتهای پیام/