یادمان ها » فقط یک تابلو! برای یادمانی که سرشار از عشق بازی شهیدان است

بچه ها همدیگر را در آغوش گرفته اند و از همدیگر حلالیت می خواهند. همه آماده شهادت هستند، کسی خیال برگشتن ندارد؛ مگر بعد از فتح تپه!


به گزارش پیشمرگ روح الله، با پاکسازی بیمارستان توحید، تصمیم بر این می شود که تپه مشرف به بیمارستان توحید ـ پارک جنگلی توس نوذر ـ پاکسازی شود. تعداد زیادی از نیروهای سپاهی، ارتشی و اعضای سازمان پیشمرگان مسلمان در بیمارستان توحید سازماندهی می شوند و فرماندهی عملیات را ابو شریف، مام رحیم (احمدی) و شهید داریوش چاپاری عهده دار می شوند.

تصمیم گرفته می شود که نیروها شب هنگام به طرف تپه حمله ور شود؛ تعداد 600 نفر نیرو سازماندهی و آماده حمله به تپه می شوند. خشاب ها آماده، قمقمه ها پر از آب و کوله ها بسته می شود. همه چیز برای یک حمله جانانه و فتح تپه مهیاست.

علی رغم اینکه همه می دانند در جنگ های پارتیزانی ارتفاع حتی دو متر هم بسیار مهم است و کسی که در ارتفاع کمین کرده، پیروز خواهد بود، ولی با تاریک شدن هوا، نیروهای سپاه اسلام دل را به دریا می زنند و از سه محور به تپه یورش می برند.

در هر محور تعداد سه و یا چهار نفر به عنوان فرمانده معین شده اند، که در صورت شهادت نفر اول، دومی فرماندهی را بر عده بگیرد، و در صورت شهادت دومی، سومی فرماندهی را عهده دار شود و الی آخر.

عملیات شروع می شود ولی به دلیل تسلط گروهک ها که در نوک قله کمین کرده اند، آمار شهدا بالا می رود و فرماندهان با دیدن این وضع با بی سیم خبر عقب نشینی را اعلام می کنند. نیروها به بیمارستان توحید بر می گردند، شهدا و زخمی ها به فرودگاه سنندج منتقل می شوند. فردای آن روز باز هم تعداد 600 نفر نیرو سازماندهی می شود و بازهم عملیات با شکست مواجه می شود.

شب سوم باز هم تعداد 600 نفر نیرو سازماندهی می شود. این بار فرزندان امام روح الله هم قسم می شوند که یا تپه را از دست گروهک ها می گیرند و یا اینکه همگی شهید می شوند.

بچه ها همدیگر را در آغوش می گیرند و از همدیگر حلالیت می خواهند. همه آماده شهادت هستند، کسی خیال برگشتن ندارد؛ مگر بعد از فتح تپه!

فرمان حلمه صادر می شود، باز هم مثل شب های قبل تعداد زیادی از نیروها درو می شوند ولی احدی قصد عقب نشینی ندارد. بعد از چند ساعت درگیری و نزدیک اذان صبح، تپه به تصرف نیروهای سپاه اسلام در می آید.

گروهک کومله، تانکی را که روی تپه مستقر کرده بود و با آن آتش بر سر بچه ها می ریخت، را با خود برده بود. جنگ روی تپه، جنگ تن به تن بود. ولی مزدوران اجنبی زمانی که عزم راسخ سپاهیان اسلام را می بینند، به طرف شهر فرار می کنند و با کمک سپر انسانی پا به فرار می گذارند.

نیروهای سپاه اسلام با فتح تپه توس نوذر، شادمان می شوند و با همان لباس های خونی که به تن دارند، شعار الله اکبر سر می دهند. از آن روز به بعد آن تپه در کردستان به نام تپه الله اکبر مشهور شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متأسفانه با دیدن این تصاویر متوجه می شویم که تپه الله اکبر کمترین شباهتی به یک یادمان دفاع مقدس ندارد.